شنبه ۲۹ مهر ۹۶ - October 21, 2017

کدخبر : 13225
چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ - ۹:۱۰

فرهنگی مذهبی

12345616574545

10

۳ رجب شهادت امام علی النقی(ع) تسلیت باد .

امام علی بن محمد(ع)، معروف به‌هادی و نقی، که دهمین امام شیعیان است، در سوم رجب، و به قولی در ۲۵ جمادی الآخر، در سامرا به شهادت رسید.(۱)

امام علی النقی(ع)، از ذی قعده سال ۲۲۰ قمری، که پدر بزرگوارش حضرت امام محمد تقی(ع)، معروف به جوادالائمه(ع)، به شهادت رسید، بنا به وصیت آن حضرت، مقام منیع امامت را بر عهده گرفت.

گفتنی است، هنگامی که امام‌هادی(ع) مقام امامت را بر عهده گرفت، از عمر شریفش بیش از هشت سال و پنج ماه نگذشته بود و وی به مانند پدر ارجمندش در سنین کودکی به این مقام عظیم نایل آمد.

امام علی النقی(ع) در ایام امامت خویش با خلافت شش تن از خلفای بنی عباس معاصر بود و آنان عبارت بودند از: معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز٫

رفتار این عده از خلفای عباسی با امام علی النقی(ع) متفاوت بود. برخی رفتار خصمانه و برخی دیگر رفتار متعادل تری اعمال می نمودند. ولی همه آنان، در غصب خلافت و نادیده گرفتن حقوق امامت، هم رأی و هم نظر بودند.

در میان آن‌ها، متوکل عباسی (دهمین خلیفه عباسیان) بیش از همه، نسبت به اهل بیت(ع) و خاندان امامت و علویان صاحب نام، دشمنی می ورزید و از هر راه ممکن در صدد اذیت و آزار آنان بر می آمد و حتی نسبت به درگذشتگان اهل بیت(ع) نیز عقده گشایی می کرد و دستور می داد که قبور امامان معصوم(ع)، به ویژه قبر مطهر اباعبدالله الحسین(ع) و خانه‌های مجاور آن را خراب کرده و زمین‌های کربلا را شخم زده و زراعت نمایند.(۲)

وی، در سال ۲۴۳ قمری، امام علی النقی(ع) را از مدینه منوره به سامرا فراخواند و آن حضرت را برای همیشه از موطن اصلی وی و اجداد طاهرینش دور نمود.(۳)

تنها منتصر عباسی (یازدهمین خلیفه عباسیان) پس از ترور و هلاکت پدرش متوکل، در ایام کوتاه مدت خلافت خویش، نیکی‌های در خور توجهی به علویان و وابستگان به خاندان رسالت و امامت نمود، که در برابر آزار و اذیت‌های بی حد و حساب سایر خلفای عباسی، قابل جبران نمی باشد.

امام علی النقی(ع) به مدت یازده سال در سامرا (پایتخت عباسیان) و در محله عسکر (منطقه مسکونی نظامیان) به حالت تبعید، زندگی نمود و در این مدت، تحت مراقبت و نظارت دستگاه امنیتی خلافت قرار داشت و از تماس با دوستان و یاران خویش محروم بود.

سرانجام در سوم رجب و یا به روایتی در ۲۵ جمادی الآخر سال ۲۵۴ قمری، در ایام خلافت معتز عباسی، به وسیله معتمد عباسی، برادر خلیفه وقت، مسموم و در آن غریبه سرا، به شهادت رسید.

به هنگام شهادت آن امام همام، جز فرزندش امام حسن عسکری(ع)، کسی در بالینش حاضر نبود.

امام حسن عسکری(ع) در ماتم پدر بزرگوارش، بسیار گریست و گریبان درید و خود متوجه غسل، کفن و دفن آن حضرت گردید. برخی از نادانان و یا متعصبان به امام حسن عسکری(ع) خرده گرفته که چرا وی گریبانش را درید. آن حضرت به آنان پاسخ داد: شما چه می دانید از احکام دین خدا؟ حضرت موسی بن عمران(ع) در ماتم برادرش‌هارون(ع) گریبان چاک زد.(۴)

از امام‌هادی(ع) تشییع جنازه با شکوهی به عمل آمد. دوستداران اهل بیت(ع)، فقها، قضات، دبیران، امیران و حتی بزرگان دربار خلافت در تشییع جنازه مطهر وی شرکت کرده و وی را در یکی از حجره‌های خانه اش دفن نمودند.(۵)

هم اکنون قبر شریفش، به همراه قبر مطهر فرزندش امام حسن عسکری(ع) و قبر خواهرش حکیمه خاتون دختر امام جواد(ع) و قبر نرگس خاتون مادر امام زمان(ع) در یک ضریح مقدس قرار دارد و در شهر سامرا، مزار شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) می باشد.

۱_ الارشاد (شیخ مفید)، ص ۶۴۹؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج۲، ص ۳۸۴٫

۲_ منتهی الآمال، ج۲، ص ۳۸۳٫

۳_ همان، ص ۳۷۷ و الارشاد، ص ۶۴۶٫

۴_ منتهی الآمال، ج۲، ص ۳۸۵٫

۵_ نک: الارشاد، ص ۶۳۵؛ کشف الغمه (علی بن عیسی اربلی)، ج۳، ص ۲۲۹؛ منتهی الآمال، ج۲، ص ۳۶۱؛ المستجاد (علامه حلی) ص ۲۱۶؛ الکافی (شیخ کلینی)، ج۱، ص ۴۹۷٫

———————

rajab2
امشب تمام لحظه‌ها را دست به سر می‌کنم و همین امشب برای عاشقی کوله بار سفر می‌بندم سفری در اعجاز رحمانیت و سیر ملکوت، از کمند مهرش خوشه ای بر می‌چینیم فاصله ی بین من و مهر رخش یک شاخه از چشم سحر، یک گام با چشم تر، یک قطره مروارید اشک می‌شوید از قلبم  ؛ سلام به دلتنگی دعاهای روزهای رجبیه، سلام هر نمازم را به شوق وصالی عظیم به آخر می‌رسانم و از دریای بی کران رحمتش سهمی‌به اندازه ی بنده بودنم و اخلاص دعایم بر می‌گزینم و به شوق میهمانی بر سفره ی بهشتی، به انتظار جرعه ای از آب رجبیه افطار می‌کنم.

در احادیث و روایات مختلفی از شکوه و عظمت ماه رجب سخن‌ها گفته شده است.

از پیامبر اکرم نقل شده است که ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت فضیلت به آن نمی‌رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است و شعبان ماه پیامبر خداست و رمضان ماه امت من است.

امام موسی کاظم در خصوص ماه رجب فرمودند: رجب نام نهری است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر، هر که یک روز از ماه رجب را روزه بدارد البته از آن نهر بیاشامد.

امام صادق(ع) در مورد کرامت و فضیلت این ماه می‌فرمایند: آن گاه که قیامت برپا می‌شود منادی الهی فریاد می‌زند که ” این الرجبیون؟ کجایبند آنان که ماه رجب را گرامی‌داشتند و از آن بهره‌ها بردند.

از انبوه جمعیت گروهی برخیزند که نور جمالشان محشر را روشن می‌کند بر سر آنان تاج‌های شاهی نهند و در طرف راست هر نفر از آنان هزار فرشته و در سمت چپ هزار فرشته به او کرامت و تعظیم الهی و تبریک گویند از جانب الهی ندا آید:

بندگانم و کنیزانم به عزت و جلالم سوگند، شما را جایگاه و مقام گرامی‌و عطایای فراوان دهم و شما را در جایی جای دهم که از آن نهرها جاریست و شما در آن جاوید خواهید بود زیرا شما داوطلبانه برای من در ماهی که من بزرگش داشتم روزه گرفتید پس خطاب به فرشتگان فرماید، فرشتگان من، بندگان و کنیزان من را به بهشت داخل کشید در این جا امام فرمود: این پاداش برای کسانی است که یک روز اول یا وسط یا آخر ماه رجب را روزه بدارند.

همچنین پیامبر اسلام(ص) در خصوص فرا رسیدن ماه رجب فرمودند: خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته ای به نام داعی قرار داده است هر گاه ماه رجب فرا رسد آن فرشته دعوت کننده هر شب تا به صبح بگوید: خوشا به حال کسانی که با میل و رغبت تمام او به سوی درگاه خدا آرند و خداوند می‌فرماید من همنشین کسی هستم که با من همنشین باشد، مطیع کسی هستم که فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام کسی را که از من طلب آمرزش کند .

این ماه رجب ماه من ، بنده هم بنده من و رحمت هم از آن من است. هر کسی مرا در این ماه بخواند پاسخ مثبت دهم و هر کسی از من چیزی بخواهد به او عطا می‌کنم و هر کسی از من هدایت جوید هدایتش کنم و این ماه را وسیله ارتباط بین خود و بندگانم قرار داده ام پس هر کسی به آن چنگ زند به آن می‌رسد.

دل دل می‌کنم تا از میان شلوغی‌های قلبم کعبه  را به خانه ی دل دعوت کنم دست به دعا بر می‌دارم، نمی‌دانم در نخستین سحرگاه رجبیه از خداوند چه بخواهم یاد سخن پیری می‌افتم که می‌گفت در این ماه خود را از خدا بخواهید!

——————–

wallpaper_800in600_377

 

زندگینامه امام محمد باقر(ع)

نام مبارک امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت که : دریاى دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت .

القاب دیگرى مانند شاکر و صابر و‌هادى نیز براى آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

کنیه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .

پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین ( ع ) است .

تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال ۵۷ هجرى در مدینه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهداء کودکى بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک میشد .

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال ۹۵ هجرى که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال ۱۱۴ ه . یعنى مدت ۱۹ سال و چند ماه ادامه داشته است .

در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است , ترجمه کتابهاى فلسفى و مجادلات کلامى در این دوره پیش میآید , و عدهاى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند .

قاضیها و متکلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدیدمیآیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را – بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید , و تعلیمات قرآنى – به ویژه مسأ له امامت و ولایت را , که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا , افکار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آل على ( ع ) متوجه کرده بود , و پرده از چهره زشت ستمکاران اموى ودین به دنیا فروشان برگرفته بود , به انحراف میکشاندند و احادیث نبوى را دربوته فراموشى قرار میدادند .

برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاکم جعل کرده ویا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مینمودند .

اینها عواملى بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنهابایستند .

بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعیت مساعد روزگار سیاسى , براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایهریزى نمودند .

زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و میبایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداکار دست یازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند .

به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .

در مکتب تربیتى امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته میشد .

ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود واین صدقات را بر بنى‌هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم میکرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .

امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .

سیرت و صورتش ستوده بود .

پیوسته لباس تمیز و نومیپوشید .

در کمال وقار و شکوه حرکت میفرمود .

از آن حضرت میپرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش میپوشید , تو چرا لباس فاخر بر تن میکنى ؟ پاسخ میداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , که محرومان و فقرا و تهیدستان زیادبودند , چنان بود .

من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار , نمیتوانم تعظیم شعائر دین کنم .

امام پنجم ( ع ) بسیار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خویش برخورد بود .

با همه اصحاب مصافحه میکرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق میفرمود .

در ضمن سخنانش میفرمود : مصافحه کردن کدورتهاى درونى را از بین میبرد و گناهان دوطرف – همچون برگ درختان در فصل خزان – میریزد .

امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین وعیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى , کمال مواظبت را داشت .

میخواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقى را به مردم تعلیم نماید .

در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستانها بیرون میرفت , و باکارگران و کشاورزان بیل میزد و زمین را براى کشت آماده میساخت .

آنچه ازمحصول کشاورزى – که با عرق جبین و کد یمین – به دست میآورد در راه خدا انفاق میفرمود .

بامداد که براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) میرفت , پس از گزاردن فریضه , مردم گرداگردش جمع میشدند و از انوار دانش و فضیلت اوبهرهمند میگشتند .

مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهاى دیگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقایق اسلامى – با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خودفروخته – کوشش بسیار کردند .

ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهاى بیسابقه آل ابوسفیان , که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند , در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأ له امامت و رهبرى , که تنها شایسته امام معصوم است , سعى بلیغ کردندو معارف حقه اسلامى را – در جهات مختلف – به مردم تعلیم دادند ; تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایى رسید که فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پایهگذارى نمود , و احادیث و تعلیمات اسلامى را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .

امام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و یادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منکرو امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقههاى درس , زمینه این امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دینى را براى مردم روشن فرمود .

رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینى وحى الهى وظایفى را که فرزندان و اهل بیت گرامیاش در آینده انجام خواهند داد و نقشى را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت , ضمن احادیثى که از آن حضرت روایت شده , تعیین فرموده است .

چنان که در این حدیث آمده است : روزى جابر بن عبدالله انصارى که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد .

صداى کودکى را شنید , پرسید کیستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسینم , جابر گفت : نزدیک بیا , سپس دست او راگرفت و بوسید و عرض کرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .

فرمود : شاید زنده بمانى و محمدبن على بن الحسین که یکى از اولاد من است ملاقات کنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد .علم و دین را نشر بده .

امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینى و تعلیم حقایق قرآنى و احادیث نبوى ( ص ) پرداخت .

این جابر بن عبدالله انصارى همان کسى است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهى عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود , در اربعین حسینى به کربلا آمد و غسل کرد , و در حالى که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد .

بارى , امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهى بود .

نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت وکلمات قصار و اندرزهایى همراه است , که به ویژه در ۱۹ سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است .

بنا به روایاتى که نقل شده است , در هیچ مکتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على ( ع ) نبودهاند .

در زمان امیرالمؤمنین على ( ع ) گوئیا , مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان که باید – بر مردم روشن نبود , گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حیات مادى بیرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشیده بودند , و در کنار دریاى بیکران وجود على ( ع ) تشنه لب بودند و جز عدهاى معدود قدر چونان گوهرى رانمیدانستند .

بی جهت نبود که مولاى متقیان بارها میفرمود : سلونى قبل از تفقدونى پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید .

و بارها میگفت : من به راههاى آسمان از راههاى زمین آشناترم .

ولى کو آن گوهرشناسى که قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدریج , به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامى را درک میکردند , و مانند تشنه لبى که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد , زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمى امام ( ع ) شدند , و به قول یکى از مورخان : مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند .

امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان – به علت خفقان فراوان و کمبودحماسه آفرینان – فراهم نبود , از این رو , نشر معارف اسلام و فعالیت علمى راو هم مبارزه عقیدتى و معنوى با سازمان حکومت اموى را , از این طریق مناسبترمیدید , و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود , به فعالیتهاى ثمر بخش علمى در این زمینه پرداخت .

اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او – در ابعاد و مرزهاى مختلف – بر ضرر حکومت بود , مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار میگرفت .

در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفى شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود , و از راه دیگرى نیز آن را دامن میزد : و آن راه , تجلیل و تأ یید برادر شورشیاش زید بن على بن الحسین بود .

روایاتى در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود – در روزگارش – مرزبان بزرگ فکرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامى و جهان بینى خاص قرآن , و تنظیم مبانى فقهى و تربیت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوین مکتب داشته , موضع انقلابى برادرش زید را نیز تأ ییدمیکرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) میفرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن .

و نیز نقل شده است که روزى زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد , چون امام ( ع ) زید بن على را دید , این آیه را تلاوت کرد : یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله .

یعنى : اى مؤمنان , بر پاى دارندگان عدالت باشید و گواهان , خداى را .

آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک , اى زید , به خدا سوگندتو نمونه عمل به این آیهاى .

میدانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأ ثیر تعلیمات ائمه ( ع ) براى اقامه عدل و دین قیام کرد .

سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموى ,در سال ( ۱۲۰ یا ۱۲۲ ) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار , ناجوانمردانه او را به قتل رساند .

بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند .

و چنانکه تاریخ مینویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجهاى نینجامید و قیامهاى دیگرى نیز که در این دوره به وجود آمد , از جهت ظاهرى به نتایجى نرسید , ولى این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیدارى و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را درجوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است .

امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند , که زمینه را مساعد نمیدیدند , ولى در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار , که نوعى دیگر از مبارزه است , دست زدند .

چه در این دوره , حکومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود , از این رو بهترین فرصت براى نشرافکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت , پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسى به شکل پایهریزى و تدوین اصول مکتب – که امرى بسیار ضرورى بود – پیش آمد .

اما چنان که اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا که پاى مصالح حکومتى پیش میآمدو احساس میکردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمیگیرد و خط صحیح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت که دنباله خط رسالت و بالاخره حکومت الله است تعلیم میدهد , تکان میخوردند و دست به ایذاء و آزار وشکنجه امام ( ع ) میزدند و گاه به زجر و حبس و تبعید … براى شناخت این امر , به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است میپردازیم : در یکى از سالها که هشام بن عبدالملک , خلیفه اموى , به حج میآید , جعفر بن محمد , امام صادق , در خدمت پدر خود , امام محمد باقر , نیز به حج میرفتند .

روزى در مکه , حضرت صادق , در مجمع عمومى سخنرانى میکند و در آن سخنرانى تأ کید بر سر مسأ له پیشوایى و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفههاى خدا در زمین ایشانند نه دیگران , و اینکه سعادت اجتماعى و رستگارى در پیروى از ایشان است و بیعت با ایشان و … نه دیگران .

این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته میشود , آن هم در مکه در موسم حج , طنینى بزرگ مییابد و به گوش هشام میرسد .

هشام در مکه جرأ ت نمیکند و به مصلحت خود نمیبیند که متعرض آنان شود .

اما چون به دمشق میرسد , مأ مور به مدینه میفرستد و از فرماندارمدینه میخواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه کرد , و چنین میشود .

حضرت صادق ( ع ) میفرماید : چون وارد دمشق شدیم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید .

هنگامى که به مجلس او درآمدیم , هشام بر تخت پادشاهى خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .

نیز دستور داده بود تا آماج خانهاى ( جاهایى که درآن نشانه براى تیراندازى میگذارند ) در برابر او نصب کرده بودند , و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازى بودند .

هنگامى که وارد حیاط قصر او شدیم , پدرم در پیش میرفت و من از عقب او میرفتم , چون نزدیک رسیدیم , به پدرم گفته : شما هم همراه اینان تیر بیندازید پدرم گفت : من پیر شدهام .

اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف دارى بهتر است .

هشام قسم یاد کرد : به حق خداوندى که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامى داشت , تورا معاف نمیدارم .

آنگاه به یکى از بزرگان بنى امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنى امام باقر – ع – ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند .

پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد .

سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد … تاآنکه نه تیر پیاپى افکند .

هشام از دیدن این چگونگى خشمگین گشت و گفت : نیک تیر انداختى اى ابوجعفر , تو ماهرترین عرب و عجمى در تیراندازى .

چرامیگفتى من بر این کار قادر نیستم ؟ …

بگو : این تیراندازى را چه کسى به تویاد داده است .

پدرم فرمود : میدانى که در میان اهل مدینه , این فن شایع است .

من در جوانى چندى تمرین این کار کردهام .

سپس امام صادق ( ع ) اشاره میفرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد .

در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر ( ع ) سخن میگوید .

امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامى باید چگونه باشد , سخن میگوید .

اینها همه هشام را – که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بیش از پیش ناراحت میکند .

بعضى نوشتهاند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند .

و چون به او خبر میدهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شدهاند , امام را رها میکند و به شتاب روانه مدینه مینماید .

و پیکى سریع , پیش از حرکت امام از دمشق , میفرستد تا در آبادیها و شهرهاى سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ,مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأ ثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .

با این وصف امام ( ع ) در این سفر , از تماس با مردم – حتى مسیحیان – و روشن کردن آنان غفلت نمیورزد .

جالب توجه و قابل دقت و یادگیرى است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت میکند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقدارى از مال او را وقف کند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ایام حج و در منى محل اجتماع حاجیها براى سنگ انداختن به شیطان ( رمى جمرات ) و قربانى کردن براى او محفل عزا اقامه کنند .

توجه به موضوع و تعیین مکان , اهمیت بسیار دارد .

به گفته صاحب الغدیر -زنده یاد علامه امینى – این وصیت براى آن است که اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مکان مقدس با پیشواى حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد , واز دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد , و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى

———————–

12farvardin-iranislami-photokade-4

———————–

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، روز مادر و روز ولادت امام خمینی ره گرامی باد

همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .

سوره مبارکه کوثر آیه ۲-۱

خداوند از خشم فاطمه خشمگین و به سبب خشنودی او خشنود می شود، فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بیازارد مرا آزرده است آن کس که با او دوستی ورزد با من دوستی ورزیده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوی زنان دو جهان است. پیامبر اکرم (ص)

حضرت فاطمه زهرا (س) روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت ، در مکه بدنیا آمد ، ایشان وارث صفات بارز مادر گرامیشان خدیجه بود . در بخشش و بلند نظری وحسن تربیت وارث مادر بزرگوارش ودر سجایای ملکوتی وارث پدر بزرگوارش بود.

*فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (س)

حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول می‌کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می‌گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه حکومتی خود می‌داند .

فاطمه (س) در اندیشه امام خمینی رحمه الله علیه

حضرت امام خمینی (ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در اهداف والای اسلام واهل بیت(ع) سپری نموده است. هم زمانی میلاد امام خمینی و میلاد فاطمه زهرا(س) بر اهمیت این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام در برخی از پیام‌ها و سخنرانی‌های خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، که تبیین همه آن، اصولا از قدرت بشر خارج است.

اینک سخنان حضرت امام را تحت عناوینی چند ، به شما خواننده گرامی‌تقدیم می‌داریم:

 

۱ – فاطمه(س) مایه افتخار

دردنیایی که درآن زندگی می‌کنیم، از گذشته تا حال، انسان‌ها برحسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می‌کرده اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام، فاطمه زهرا( س) را مایه افتخار می‌دانند.

الف. افتخار جهان هستی

روز پر افتخار ولادت زنی است که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است.

“زنی که عالم به او افتخار دارد.”

ب. افتخار خاندان وحی

“زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می‌درخشد.”

“تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف است.”

ج. افتخار پیروان او

“برای زن‌ها کمال افتخار است که روزتولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت.”

 

۲- فاطمه (س) تجلی کمال است.

” تمام هویت انسانی در او جلوه گر است. ”

” تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. ”

“یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت ، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، … تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن ، فردا[ روز میلاد] موجود شد.”

“تمام هویت‌های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است.”

 

۳- مقامات معنوی حضرت زهرا(س)

الف) ” نور او قبل از خلقت بشر آفریده شده است.”

“اصولاً رسول اکرم(ص) و ائمه( علیهم السلام) طبق روایاتی که داریم قبل از این عالم ، انواری بوده اند در ظل عرش… و مقاماتی دارند الی ماشاءالله… چنانکه به حسب روایات این مقامات معنوی برای حضرت زهرا(س) هم هست.

ب) موجودی ملکوتی و جبروتی

“او [ فاطمه زهرا ] موجود ملکوتی است که در عالم انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شد است.”

” معنویات، جلوه‌های ملکوتی، جلوه‌های الهی، جلوه‌های جبروتی، جلوه‌های ملکی و ناسوتی همه در این موجود است.”

ج) مجمع اوصاف انبیاء(ع)

“فردا [ روز ولادت فاطمه زهرا] همچون زنی متولد می‌شود که تمام خاصه‌های انبیاء در اوست.”

د) تسبیحات فاطمه زهرا بهترین تعقیبات نماز

“و ازجمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (س) است که رسول خدا(ص) ، آن را به فاطمه (س) عطا فرمود. از حضرت صادق (ع) مرویست که این تسبیحات در هر روز، در تعقیبات هر نمازی پیش من محبوب تر است ازهزار رکعت نماز در هر روز٫

و) مراوده با جبرئیل، بالاترین فضیلت زهرا(س)

“من راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می‌دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می‌کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده و آن روایت این است که حضرت صادق (ع) می‌فرماید:

فاطمه (س) بعد از پدرش ۷۵ روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می‌آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می‌کرد و مسائلی از آینده نقل می‌کرد.

ظاهر روایت این است که در این ۷۵ روز ، مراوده ای بوده است یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی اینطور وارد شده باشد… مساله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست ، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می‌آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می‌خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به این که قضیه ی تنزل جبرئیل ، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است، او تنزیل می‌دهد او را و وارد می‌کند تا مرتبه پایین، یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می‌کند که برو و این مسایل را بگو… تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می‌آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا، و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است… در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند، با این که آنها هم فضایل بزرگی است، این فضیلت را من بالاتر از همه می‌دانم… و این از فضایلی است که مختص حضرت صدیقه (س) است. ”

**سخنانی گوهربار در مورد مادر:

بهشت زیر قدمهای مادران است . پیامبر اکرم «ص»

حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی‌کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی‌دهد . امام سجاد «ع»

خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا «ع»

ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند ، مادرش او را با رنج حمل کرد وبا رنج بر زمین نهاد . سوره مبارکه احقاف ، آیه ۱۵

*برگرفته از سایت www.aviny.com

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، روز مادر و روز ولادت امام خمینی گرامی باد
بـیـستم جمادی الثانی، مـیلاد با سعـادت دخت نبـوت، ام امامت، قطـب دایـره وجود، حبـیبه ذات ربّ العـالمین، پاره تن رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)، زوجه  امیـرالمؤمنیـن علیّ مرتضی(علیه السلام) وامّ الائمه النقباء و النّجباء حضرت فاطـمه الزهـراء (علیها السلام) بر فرزند برحقش، یگانه منجی عالم بشریت حضرت صاحب‌العصروالزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نیز بر شیـعیان و محبین آن حضرت مبارکباد. همچنین روز مادر و سالروز ولادت حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را گرامی می‌داریم.

 

————————

hazrate-fateme-611

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه (س) تسلیت باد

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

————–

وعده ما ۷ اسفند ماه ۱۳۹۴ حضور باشکوه و همگانی در پای صندوقهای رأی

————————

hazrate-fateme-611

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه (س) تسلیت باد

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

مقدمه

در تاریخ حیات هر انسانى سه روز مهم قابل ذکر وجود دارد: روز ولادت، روز مرگ، و روز حشر و قیام .
روز ولادت مهم است و سرنوشت ساز، هم از نظر کیفیت ولادت و آغاز زندگى و هم از نظر گشوده شدن دفتر حیات؛ به همین گونه است روز مرگ که از سوئى روز بسته شدن دفتر حیات است و از سوئى روز گشوده شدن دفترى دیگر براى آنکس که سنت حسنه‏اى یا سیئه‏اى را در جهان پایه گذارى کرده است. و چگونه مردن و در چه راهى دفتر عمر را به پایان رساندن اهمیت بسیار دارد .
و سوم روز حشر و رستاخیز انسان است که اهمیت آن بخاطر دیدن نتیجه اعمال و درو کردن حاصل کشت و درو به دنبال حساب و کیفر است. روز فصل است و روز حسرت، روز احساس غبن است و احساس ندامت، تمناى بازگشت به دنیا براى جبران بسیار است و امکان آن محال .

مسأله مرگ فاطمه (س)

مى‏دانیم که مرگ دست رد به سینه احدى نمى‏زند و انسانها در هر سطح و درجه و شأنى که باشند روزى بدنیا آمده و روزى مى‏میرند. خطاب خدا به پیامبر این است انک میت و انهم میتون [۳۴] اى پیامبر تو هم زاده مرگى و روزى خواهى مرد و طبیعى است که فاطمه (س) نیز روز ولادت و مرگى داشته باشد.
اما آنچه مهم است این است که برخى با مرگ خود براى همیشه مى‏میرند و عده‏اى محدود هم هستند که در سایه مردن خود حیات جدیدى را آغاز مى‏کنند و این امر بستگى دارد به چگونگى زندگى و در نهایت چگونگى مردن او و کار و برنامه‏اى را که در زندگى براى خود ایجاد کرده است.
فاطمه (س) از آن گروه افرادى است که با مرگ خود هرگز نمرده و نمى‏میرد و با شیوه زندگى قبل از وفاتش پایه‏هاى حیات جاودانه‏اى را براى حضور مداوم در عرصه حیات تاریخ خود فراهم آورده است.
او زنده است با راه و روش خود، با سنت‏هاى حسنه‏اى که ایجاد کرده، با مشى و قدم‏هاى استوار خود در زندگى و تلاقى و تلقى خویش از جهان و پدیده‏هایش .
بدین سان ذکر داستان مرگ فاطمه (س) براى گریستن و گریاندن نیست براى نقش اهمیت بارى است که در زندگى انسانها دارد و البته ذکر این تاریخ برانگیزاننده اشکها و عواطف است .

اهمیت مسأله مرگ او

همه چیز فاطمه (س) درس است، حتى مرگ و شیوه مردن او، او از مرگش بعنوان عاملى جهت رشد اسلام استفاده کرد و آن را حربه‏اى قرار داد تا دشمن نتواند عوامفریبى کند. و از این دید واقعاً باید گفت آن مردنى خوبست که چون مردن فاطمه (س) باشد.
او شهیده اسلام است، بانوئى است که در راه اثبات حق و دفاع از حق به شهادت رسید. این مسأله مهمى است که اگر مسأله دین و خدا نبود، و اگر مسأله دفاع از مقام ولایت و حقانیت على (ع) نبود او را با صدمه در به پهلو چه کار؟ او براى هدف اسلامى خود تلاش کرد و جان داد .
مرگ فاطمه (س) مسأله مهمى براى تاریخ حیات اسلام بحساب مى‏آید، وسیله افشاگرى عظیمى براى معرفى دشمن و آزمایش فوق‏العاده براى اتخاذ مواضع درباره حقایق بود. فوت او دشمن و دوست را نیکو معرفى کرد و اعتراض فاطمه (س) را نسبت به دیگران نشان داد .

عوامل مرگش

او فردى بیمار و نحیف نبود که زود از دنیا برود، و سن زیادى هم نداشت که بگوئیم بر اثر پیرى و سکته و مسائل زیستى مربوط به آن از دنیا رفته باشد. پس از فوت رسول خدا (ص) شرایط و دشوارى‏هائى براى او پدید آمد که زمینه را براى مرگ پیشرس او فراهم ساختند. اهم آنها

۱- شرایط روانى:

وضع و شرایطى که از پس از مرگ پدر براى او فراهم آورده‏اند او را متأثر و مکدر ساخته بود. او پس از مرگ پدر مردم را دید که وصایاى رسول خدا (ص) را از یاد بردند، حق على (ع) را که حق اسلام بود غصب کردند توطئه‏ها و نفاق‏ها جان گرفتند و صدائى هم از مردم برنیامد.
با این روندى که در پیش بود فاطمه (س) احساس کرد که توطئه‏ها جان مى‏گیرند و در فاصله‏اى اندک زحمات رسول خدا (ص) را بر باد مى‏دهند، و چون شهداى را ناحق در مسیر فنا و اضمحلال است. در این گذشت بار مظلومیت شوهر هم بر این بار افزوده شده و فراق پدر هم که براى او دردى جانکاه بود. (انهامازالت بعد ابیهامصیبه الراس ناحلهالجسم، منهده الرکن، باکیه العین، محترقه القلب….)
این نکته‏اورارنج مى‏داد که مى‏دید نه براى کمک به مستمندان بلکه تنها براى ورشکست کردن او و خاندانش و نیز براى پراکنده کردن مردم از دور و بر خاندانش فدک را از او گرفتند و حق او را پامال کردند واین‏همه‏کجروى‏وناروائى‏براى‏فاطمه(س)بسیارناگواربود.مخصوصاًکه‏دشمن‏بردرخانه‏اش‏آتش‏افروخت.

۲- صدمه بدنى:

و این مسأله‏اى است که بسیارى از بزرگان اهل سنت مى‏خواهند بر آن سرپوش نهند در حالیکه واقعیت خلاف آن است. صلاح الدین صفدى شافعى گوید: ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتى القت المحسن من بطنها [۳۵] عمر ضربه‏اى بر شکم فاطمه (س) وارد آورد در روز بیعت (روز سقیفه) تا محسن از شکم او سقط کرد. صاحب لسان المیزان به نقل از ابن حجر عسقلانى گوید ان عمر رفس فاطمه حتى اسقطت بمحسن [۳۶] عمر بر فاطمه (س) فشار و لطمه‏اى وارد آورد تا محسن او سقط شد.
روایات شیعه هم در این زمینه بسیارند از جمله مجلسى بحث از ضربات قنفذ بر پیکر فاطمه (س) دارد که زمینه را براى رنجورى و بسترى شدن او فراهم کرد. [۳۷] صاحب تلخیص الشافعى هم همین مسأله را دارد و از جنین ۶ ماهه‏اش حرف مى‏زند که رسول خدا (ص) او را محسن نامیده بود [۳۸] و حتى صاحب بحار گوید على (ع) آمد و پارچه‏اى بر سر همسر زجر کشیداش انداخت و…
بیمارى او شدید شد تا حدى که دیگر نتوانست درست برخیزد وبنشیند. خاطر ناشاد او هم احتمال درمان را کمتر کرد و اوقاتش به سختى و با دشوارى مى‏گذشت، اغلب اوقات با رنجورى ،گریه و پژمردگى.

آمادگى براى مرگ:

شرایطى که براى او پدید آمده بود زمینه را براى مرگ او فراهم کرده بود و این مسأله‏اى بود که او انتظارش را مى‏کشید. اما اینکه فاطمه (س) براى تسریع در مرگ خود دعا کند و یا زودتر مردن خود را از خدا بخواهد به نظر بعید مى‏رسد. زیرا با مبانى اعتقادى، چندان سازگارى ندارد .
آرى در مواردى ممکن است زندگى به گونه‏اى باشد که دیگر ارزش زنده ماندن را نداشته باشد. امیرالمؤمنین (ع) خود در رابطه با ستمى که به ناحق درباره دخترکى یهودى واقع شده بود فرمود: اگر در این شرایط مردى از این فاجعه رغبت مرگ کند بر او ملامتى نیست. [۳۹]
و یا حسین بن على (ع)، مؤمنان را در لقاى خداى خود محق مى‏داند و آن زمانى که مردم به حق عمل نکنند و از نسبت به معروف روى گردان باشند… «الا ترون الحق لا یعمل به و الى المعروف لا یتناهى عنه – لیرغب المؤمن فى لقاء ربه محقا فانى لا ارى الموت الاسعاده، و الحیاه مع الظالمین الا برما.[۴۰]
تقاضاى فاطمه (س) از خدا براى تسریع مرگ و یا رغبت او به مردن اگر درست باشد از این نوع سخنان است البته فاطمه (س) از کسانى نیست که درباره نفس مرگ احساس کراهتى داشته باشد. او هم مرگ راچون پلى مى‏داند و بدن راچون جسدى براى انتقال از این سراى به سراى دیگر. ضمن اینکه رسول خدا (ص) هم در حین وفات او را مژده داد نخستین کسى است که به اوملحق مى‏شود. [۴۱]
بدین سان فاطمه (س) درمانده اسیرى نیست که براى خلاصى خود تقاضاى مرگ کند و یا از زحمت زندگى به زجر افتاده، از همسرش نارضائى داشته و خواستار آن باشد. اگر هم در جائى تقاضاى مرگ دارد از همان نوع است .

اخبار مرگ خود:

او داراى بصیرت است و تقواى او چراغ راه اوست و با این چراغ مى‏تواند آینده‏اش را ببیند و اخبار کند. روزى خبر مرگش را به على (ع) گفت. على (ع) پرسید از کجا مى‏گوئى؟ گفت ساعتى بخواب رفتم، حبیبم رسول خدا (ص) را در خواب دیدم. به هنگامى که مرا دید گفت دخترم، زود به سویم بشتاب زیرا که مشتاق دیدار توام – گفتم بخدا قسم شوقم به دیدار تو بیشتر است – فرمود تو امشب نزد منى – و او راست گفته و وفاى به عهد دارد.
روایات در این زمینه متعدد و از نظر محتوا مختلف است. ولى در کل همه آنها یک مسأله را اعلام مى‏دارند. و آن مسأله اخبار از مرگ است. از جمله سخنى است که در روضه الواعظین آمده که فرمود اى پسر عم دل تمناى مرگ، دارد. وساعتى بعد باید به پدرم ملحق گردم (فقالت یابن عم، انه قد نعیت الى نفسى و اننى لاحقه باً بى ساعه بعد ساعه [۴۲].

وصیتهاى على:

فاطمه (س) روى به على (ع) کرد و گفت وصیتهائى است که من مدتها آن را در دل نهفته داشتم – على (ع) فرمود اى دختر پیامبر خدا آنچه دوست دارى وصیت کن و آنگاه در بالاى سرش نشست، اطاق را از اغیار خالى کرد.
فاطمه (س) گفت اى پسر عم در دوران ازدواج هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتى و از آغاز زندگى مشترک و معاشرتم با تو جز طریق وفا و صفا نپیمودم. على (ع) فرمود: پناه بر خدا راست مى‏گوئى، به خدا سوگند تو داناترو نیکوتر و پرهیزکارتر از آن بودى (انت اعلم بالله و ابر و اتقى )تو گرامى‏تر از هر کس بود من نیز در مخالفت با توبیخ تو بیمناک بودم. فقدان و وجدائى تو بر من سنگین است چون چاره‏اى جز تسلیم ندارم آن را تحمل مى‏کنم به خدا قسم مصیبت رسول خدا (ص) بر من تجدید شد…
آنگاه ساعتى با هم گریستند واخذ راسها و ضمها على صدره على (ع) سر فاطمه (س) را بسینه‏اش چسبانید و فرمود فاطمه جان، هر وصیتى که دارى بکن و من در اجراى وصیت تو کوشایم و کار تو را بر خود مقدم مى‏دارم [۴۳]فاطمه (س) را دعا کرد و وصیت نمود پس از او با امامه ازدواج کند که به فرزندان او مأنوس‏ترند.
وصیت کرد که نعش او را در تابوت خاص که طرح آن را داده بود قرار دهد – احدى از آنها که بر او ستم کرده‏اند در سر جنازه‏اش حاضر نشوند و بر او نمازنگذارند… آنگاه فرمود مرا شب غسل ده، شب کفن کن وشب دفن کن (غسلنى باللیل، فاکفنى فى اللیل وادفنى فى اللیل [۴۴]…)
در سخنى آمده است که درباره فرزندان سفارش کرد: على جان فرزندانم یتیم مى‏شوند – با آنها مدارا کن و از آنها دلجوئى فرما [۴۵] و نمونهاین گونه مباحث بسیار و از نظر محتوا با مختصر تفاوتى در کتب روائى موجود است .

وصیتنامه او

براساس پاره‏اى از اسناد وصیتنامه‏اى بصورت مکتوب از فاطمه (س) نقل شده که متن آن را از کتاب بحارالانوار مجلسى نقل مى‏کنیم:
هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله (ص) – اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً عبده و رسوله و ان الجنه حق و النار حق و ان الساعه آتیه لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور .
یا على انا فاطمه بنت محمد ص زوجنى الله منک لاکون لک فى الدنیا و الاخره – انت اولى لى من غیرى حنطنى و غسلنى و کفنى باللیل و لا تعلم احداً و استود عک اللّه و اقرء على و لدى السلام الى یوم القیامه[۴۶].
ترجمه ساده آن این است: این وصیت فاطمه (س) دختر رسول الله است. و او شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد (ص) مى‏دهد و گواهى مى‏دهد که بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنى است در آن شک نیت و خداوند همه آنها را که روزى در قبر مى‏خوابند مبعوث مى‏گرداند .
اى على من فاطمه دختر پیامبرم، خداى مرا به همسرى تو در دنیا و آخرت مفتخر گردانیده – توبه من سزاوارتر از دیگرانى مرا شب غسل ده و کفن و دفن کن و احدى را بر آن مطلع مساز – با تو خداحافظى کرده، و به فرزندانم را تا روز قیامت سلام مى‏فرستم .

ساعت قبل از مرگ

قبل ازمرگ خود را نظافت و شستشو کرد. به اسماء گفت آبى بیاور که غسل کنم، کمکم کن که لباسم را عوض کنم غسل کرد و لباس تازه‏ترى پوشیده به سوى قبله خوابیده و پارچه‏اى بر روى خود کشید. به اسما گفت مدتى درنگ و آنگاه مرا صدا کن. اگر جواب ندادم بدان از دنیا رفته‏ام و برو على (ع) را خبر کن‏[۴۷].
در وسط اطاق، او در بستر بود و در اندیشه فرزندان خردسال، تنهائى على، دور نماى آینده نسل و ذریه خود در شهادت و مسمومیت و سرگرم دعا که خدا و ندا: مرگ را براى من چنان کن که وقتى بر من وارد مى‏شود گوئى محبوب من است که از سفر برگشته و من دیده براهش داشته‏ام… خداوندا آنگاه که به خانه قبر درافتادم و تنها و بیچاره و محتاج رحمت تو شدم رحمت و عنایت خویش بر من فرست روشنائى در قبر و ثوابى که بر مؤمنین وعده فرموده‏اى بر من نازل گردان، روح مرا در کنار ارواح پاک و جان مرا همدم جانهاى صالح و جسد مرا در کنار اجساد مطهر و اعمال مرا در ردیف اعمال مقبوله قرار ده…
کلماتش را در حین مرگ چنین ضبط کرده‏اند: السلام علیک یا جبرائیل السلام علیک یا ملائکه ربى الیک ربى لا الى النار، الى رحمتک لا الى غضبک، رضاک رضاک…

فاصله‏اش با وفات پیامبر

در فاصله زمانى مرگ او با رسول خدا (ص) این فاصله‏ها ذکر شده: ۴۰ روز، ۴۵ روز، ۲ ماه، ۶ روز، ۷۲ روز، ۷۵ روز نوشته‏اند و این فاصله اخیر مورد تأکید مورخان شیعه است مثل ابن شهر آشوب و کلینى در اصول کافى .
گروهى ۸۳ روز، ۹۰ روز، شهید اول در کتاب الدروس ۱۰۰ روز، صحیح بخارى ۶ ماه، و برخى هم ۸ ماه نوشته‏اند در کل کمترین مدت ۴۰ روز [۴۸] و بیشترین مدت ۸ ماه است. [۴۹]
بهمین علت درباره تاریخ وفات او هم اختلاف نظر است برخى آن را سیزدهم جمادى الاولى، گروهى سوم جمادى الاخر نوشته‏اند، تاریخ‏هاى دیگر سوم ماه رمضان، بیستم جمادى الثانى، سیزدهم ربیع الاول و… نوشته‏اند که دو سند اول مهمتر است .
اما سنش در حین وفات بصورت مشهور ۱۸ سال و ۲ ماه نوشته‏اند در حالیکه کلینى و طبرى ۲۹ سال، مجلسى و زبیر بن بکار ۳۰ سال، برخى از علماى عامه ۲۸ سال، یعقوبى ۲۳ سال و… نوشته‏اند در کل هیچکس از ۱۸ سال کمتر [۵۰]و از ۳۰ سال بیشتر ذکر نکرده است. [۵۱]

غسل و کفن

اسماء بنت عمیس گوید فاطمه (س) سفارش کرده بود که چون در گذشت کسى جزمن و على (ع) او را غسل ندهد. در برخى از روایات آمده است که‏ام سلمه هم با او همکارى داشت. اسنادها گویند که حتى عایشه را اجازه نداد که کنار جنازه‏اش باشد. [۵۲]
على (ع) به‏ام سلمه گفت آب بریزد و آب ریخت و على (ع) فاطمه (س) را غسل داد و او را در وسط اطاق رو به قبل قرار داده و کفنش کرد [۵۳] و على (ع) فرماید بخدا قسم او را شستم و کفن کردم در حالیکه بدنش پاک و مطهر بود. او پاک بدنیا آمد و پاک از دنیا رفت .
او فرماید به هنگامى که خواستم سر کفن را ببندم فرزندان را صدا کردم که بیایند با مادر وداع کنند. زمان فراق رسیده و دیدار بعدى در بهشت خواهد بود. فرزندان بر جنازه مادر حاضر شدند و هر کدام سخنى و مرثیه‏اى گفتند:
– حسن آمد که‏اى مادر پیش از اینکه جان از تنم بیرون رود با من سخنگوى (کلمنى قبل ان تفارق روحى بدنى).
– حسین آمد که‏اى مادر پیش از آنکه قلبم ازکار بایستد با من حرف بزن (کلمنى قبل ان ینصدع قلبى فاموت).
– زینب آمد که یا رسول الله هنوز لباس عزاى تو بر تن داریم و…
– على (ع) فرمود اى دختر پیامبر چگونه خود را تسلى دهم .
– و هم او فرمود خداى را شاهد مى‏گیرم که دستهاى فاطمه (س) از کفن بیرون آمد بچه‏هارا در بغل گرفت و بسینه چسبانید (الى اشهد الله – انهاقد حنت و انّت و مدّت یدیها و ضمتها الى صدرها بکیا).
– در این هنگام ندائى از آسمان برخاست که یا على (ع) فرزندان را از روى سینه مادر بردار، بخدا سوگند که فرشتگان آسمان را بگریه انداختند (و اذا بهاتف من السماء ینادى یا اباالحسن ارفعهما فلقد بکیا و الله ملائکه السماوات فقد اشتیاق الحبیب الى المحبوب) [۵۴].

دفن فاطمه (س)

مردم در کنار خانه فاطمه (س) منتظر جنازه بودند – ابوذر به آنان اعلام کرد که حرکت جنازه به تأخیر افتاد. مردم پراکنده شدند و ابوبکر خبر نیافت تا بر جنازه‏اش حاضر شود [۵۵]. در تشیع او عمار، مقداد، عقیل، زبیر، سلمان، ابوذر، حذیفه و… بودند. [۵۶] و فاطمه (س) را در تاریکى شب و در سکوت دفن کردند. [۵۷]
در دفنش غوغائى برخاست، همه مى‏گریستند، على (ع) فرمود فاطمه جان راحت شدى، سلام ما را به پدرت برسان…، در حین دفن خواست، فاطمه (س) را داخل قبر کند، خطاب به رسول خدا (ص) السلام علیک یا رسول الله عنى و عن ابنتک النازله بک و السریعه اللحاق الیک…سلام من و دخترت را که بر تو مهمان مى‏شود بپذیر که چه زود به تو ملحق شد… لقد استرجعت الودیعه و اخذت الرضینه، [۵۸]… و دیعه‏اى که در نزد من داشتى برگردانده شد، و گروئى و امانت تو پس داده شد…
اما حزنى فسرمد، و اما لیلى فمستهد…اندوهم پایان ندارد، شبم هرگز صبح شدنى نیست… تا روزى که مرگم فرا رسد و در کنار تو قرار گیرم… على (ع) از دفن فارغ شد، برخاست که برود، اما احساس کرد توان قلبى آن را ندارد که‏اى واى من خود فاطمه (س) را بدست خویش به خاک سپردم؟ یکباره دچار اندوه شد و به کمک دو رکعت نماز خود را آرامش و سکون بخشید که قرآن فرمود: و استعینوا بالصبر و الصلوه و انهالکبیره الا على الخاشعین [۵۹].

اما قبرش

اینکه قبر او در کجاست نظرات مختلفى در این زمینه وجود دارد، حق این است که فاطمه (س) خود خواسته بود که قبرش مخفى باشد تا سندى براى اعتراض او در عرصه جهان باقى بماند. اما مجلسى و صدوق قبر او را در خانه‏اش مى‏دانند و آن را صحیح‏ترین خبر مى‏شناسند: (ان الا صح انهامدفونه فى بیته)[۶۰].
بسیارى ازاهل سنت باستناد این سخن پیامبر که فرمود بین قبر و منبرم باغى از باغهاى بهشت است ما بین بیتى و منبرى روضه من ریاض الجنه [۶۱].
مى‏گویند قبر او در همان محل است. گروهى قبر او را در بقیع مى‏دانند و ابن جوزى آن را در کنار خانه عقیل… و حق این است که به هیچکدام از آنها نمى‏توان اعتماد کرد، آنچه که عرضه مى‏شود در حد یک استحسان عقلى است .

على (ع) بر سر مزاش

وضع حال على ع) و زمزمه صاحبش در کنار مزار مشخص است از چه قبیل خواهد بود. زیرا تاریخ انس و صفاى را بمانند انس و صفاى على (ع) و فاطمه (س) نمى‏شناسد جز در رابطه با پیامبر و خدیجه. و طبیعى است که از دست دادن فاطمه (س) براى او گران است روزى از مشتى خاک برداشت و گریان شد، اندوهى شدید براو غالب آمد، روى به مرقد پیامبر کرد و چنین زمزمه نمود:
– جانم فداى جگر کوشه پیامبر که میراثش تباه شد، بعد از رحلت پیامبر حرمت او را در هم شکستند، او به خواسته خود نائل آمد، اما نزار و خسته، فقدان پدر توانش را کاست و اشک از دیدگانش جارى ساخت شبانه به خاک سپرده شد و هیچکس دیگر او را ندید…[۶۲].
اى کاش این جان دردمند همراه با نفس‏هایم ازسینه برون مى‏رفت نفسى على زفراتها محبوسه – یا لیتها نخرجت مع الزفراتى) پس از تو چیزى براى زندگى نیست گریه‏ام براى این است که زندگیم پس از تو طولانى شد لا خیر بعدک فى الحیوه و انما – ابکى مخافه ان تطول حیاتى .
و فرمود اگر از سر کویت برمى خیزم بدان خاصر نیست که از ماندن در کنارت خسته و ملول شده‏ام و اگر میمانم بدان خاطر نیست که بوعده خدا به صابران بدگمانم…(فان انصرف فلا عن ملاله، فان اقم فلاعن سوء ظن بما و عدالله الصابرین) [۶۳].
گویند على (ع) شبى بر سر قبر فاطمه (س) گریست. با اوسخن گفت و به خواب رفت. فاطمه (س) بخوابش آمد که على (ع)، در اینجا مى‏گریى و مى‏گریى، برخیز و بخانه رو، فرزندانم از خواب بیدار شدند وبهانه مادر مى‏گیرند… سلام بر پیکر نحیف تو اى فاطمه (س)، سلام بر بدن کبود وتازیانه خورده‏ات. سلام بر جنازه‏ات که رسواگر شکنجه خصم است و سلام بر قبر پنهانت که سند اعتراض است.


۳۴- آیه ۳۰ سوره زمر.
۳۵- الوافى بالوفیات ج ۵ ص ۳۴۷٫
۳۶- لسان المیزان ج ۱ ص ۲۶۸٫
۳۷- بحار ج ۴۳ ص ۱۷۰٫
۳۸- تلخیص الشافعى ص ۴۱۵٫
۳۹- نهج البلاغه .
۴۰- بررسى تاریخ عاشورا.
۴۱- ج ۳ مناقب ص ۳۶۲٫
۴۲- روضه الواعظین.
۴۳- همان – و نیز ناسخ ج ۴ ص ۱۶۰۹٫
۴۴- ص ۵۹ – احتجاج.
۴۵- ص ۱۷۸ بحار ج ۴۳٫
۴۶- بحار ۴۳ ص ۲۱۴٫
۴۷- کشف الغمه.
۴۸- بحار ۴۳ ص ۱۹۱٫
۴۹- ص ۷۴۹ الاستیعاب.
۵۰- مناقب ابن شهر آشوب.
۵۱- مجلسى در بحار.
۵۲- ج ۸ طبقات ص ۱۸٫
۵۳- وفاه فاطمه الزهرا ص ۷۷٫
۵۴- فاطمه الزهرا رحمانى ص ۵۳۸٫
۵۵- صحیح بخارى ج ۵ ص ۱۷۷٫
۵۶- ص ۱۵۱ روضه الواعظین ج ۱٫
۵۷- مناقب ج ۳ ص ۳۶۳٫
۵۸- نهج البلاغه.
۵۹- آیه ۴۵ سوره بقره .
۶۰- بحار ج ۴۳ ص ۱۸۸٫
۶۱- صحیح مسلم .
۶۲- ص ۱۸۸ الزهراء
۶۳- ص ۱۲۷ کشف الغمه.

منبع : سایت شهید آوینی

—————————-

hazrate-zeinab-18

ولادت حضرت زینب کبری (س) و روز پرستار گرامی‌باد .

سروش وحی چنین نامید…

در آن زمان که صدیقه کبرا(س) به این گوهر دریای عصمت و طهارت حامله بود، حضرت ختمی‌مرتبت در مدینه نبود و به یکی از سفرها رهسپار بود. چون آن مظلومه از عالم رحم به عرصه وجود خرامید، صدیقه طاهره(س) به امیرالمؤمنین(ع) پیغام فرستاد که چون پدرم در سفر است و حاضر نیست، این دختر را نام بگذار. آن حضرت فرمود: من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر فرمای که به این زودی باز خواهد گشت و هر نامی‌که صلاح بداند، می‌نهد. چون سه روز گذشت، رسول خدا مراجعت فرمود و به جهت آن رسم معمول بود از نخست، به سرای عصمت کبرا درآمد.

امیرالمؤمنین علی(ع) خدمت آن حضرت عرض کرد یا رسول الله! حق تعالی جل و علا دختری به دخترت عطا فرموده است؛ نامش را معین فرمایید.

فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من اند، لکن امر ایشان را با پروردگار عالم است و من منتظر وحی می‌باشم. در این حال جبرئیل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می‌رساند و می‌فرماید: نام این مولود را «زینب» بگذار، چه این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

پیامبر قنداقه آن مولود گرامی‌را طلبید و به سینه چسبانید و ببوسید و نامش را زینب بگذارد و فرمود: وصیت می‌کنم حاضرین و غایبین امت را که این دختر را به حرمت پاس بدارند. همانا وی به خدیجه کبرا مانند است…[۱]

«یک قلب و دو محبت، هرگز…»

حضرت زینب(س) حتی در زمان کودکی و سنین پایین، دارای معرفتی والا و عالی بودند. روزی از پدر خویش، حضرت علی(ع) پرسیدند: ایا مرا دوست داری؟ حضرت علی(ع) فرمودند: آری، آن گاه آن حضرت در پاسخ پدر فرمود: دو محبت ـ محبت خدا و محبت فرزندان ـ در قلب مؤمن نمی‌گنجد. پس سر و اساس این دوستی و محبت به این دلیل است که محبت خالص و واقعی از آن خدا و شفقت و دلسوزی از آن فرزندان می‌باشد و این علاقه و محبت به خاطر خدا می‌باشد. امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در پاسخ، ایشان را تایید کرده و ستودند.[۲]

این میزان از معرفت آن هم در دوران طفولیت، نشان از یک شناخت عمیق باطنی در وجود زینب کبرا دارد. در روز عاشورا، وقتی دست طفل خویش را گرفته و خدمت حضرت سیدالشهدا آورد و از آن حضرت استدعا کرد تا او را قبول کند، فرمود: اگر چنانچه جهاد و قتال بر زنان وارد شده بود، هر اینه هزار هزار جان نثار جانان می‌نمودم. چه معرفتی است که او را وا می‌دارد تا فرزند خردسال خویش را با دست خود در راه خدا قربانی کند و به خوبی روشن است که آنچه او را الگوی همیشگی صبر و ایثار معرفی نموده است، معرفت و شناخت والای او به خدای متعال و حجت اوست.

زینب(س) در سنگر عبادت

امام سجاد(ع):

«عمه ام زینب(س) در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می‌داد و رنج‌های سفر و مشکلات پرستاری کودکان یتیم و دل داری زنان داغدار، او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی‌کرد، حتی در بعضی منزلگاه‌ها می‌دیدم که وی در اثر ضعف و گرسنگی، به صورت نشسته نمازهای خود را می‌خواند و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن نداشت…!»[۳]

کار عبادت و شب زنده داری زینب(س) قهرمان کربلا به جایی رسیده بود که حضرت سیدالشهدا(ع) هم از وی می‌خواهد:

«خواهرم! در نماز شب خود، مرا از دعا کردن فراموش مکن».[۴]

به راز و نیاز و به سوز و گداز

تو گویی که، زهرا بود در نماز

زینب(س)، قهرمان صبر

شگفت نیست که او را «ام المصائب»، مادر مصیبت‌ها، لقب داده اند!

کوه‌های اندوه می‌آمد و زینب، صبورانه همه را تحمل می‌کرد.

مگر مصیبت جدّش رسول خدا(ص)، ضربه کوچکی بر قلب نازنین او بود؟

مگر فقدان پر درد و داغ مادرش حضرت زهرا(س)، زلزله کوچک در روح او بود؟

مگر داغ پدری همچون علی(ع)، کم مصیبتی بود که زینب، شاهدش بود؟

مگر لب‌های مسموم و جگر پاره پاره و پیکر تیرباران شده برادر مظلومش امام مجتبی(ع)، قضیه ساده ای بود؟

حادثه عظیم کربلا، شهادت برادرش حسین(ع) و عباس و دیگر آل ابی طالب و نیز فدا شدن دو پسرش «محمد» و «عون» در رکاب سیدالشهداء، مگر مصیبتی بود که با روح عادی بتوان تحملش کرد؟

چه صبری در دل او نهفته بود؟

پا به پای برادرش در صحنه‌های کربلا حضور داشت؛ به راستی سزاست که برادر را بر شوهر مقدم بدارد و دو فرزند خود را قربانی وی سازد.

امروز، مگر نه این است که در جامعه ما هم، زنان دلیر و صبور، که مادر و خواهر و همسر شهید شدند، از زینب(س) الگو و سرمشق می‌گیرند؟ مگر درس‌های عاشورایی زینب، تمام شدنی است؟

کلاس زینب، هنوز و تا همیشه به روی آزادگان و حق جویان باز است و رهروان تازه می‌خواهد!

کیست که گام در این مکتب نهد و ریزه خوار خوان گسترده صبر زینبی باشد؟

من؟ تو؟ ما…[۵]

چرا عقیله بنی‌هاشم؟

مقام و استعداد و فهم و درایت زینب(س) به قدری بالاست که دانشمندان بزرگ ایشان را به خاطر هوشمندی فوق العاده و قدرت شگرف مدیریت و پاسداری از آرمان‌های مقدس شهیدان کربلا، «عقیله بنی‌هاشم»؛ یعنی بانوی خردمند دودمان بنی‌هاشم و قهرمان کربلا نامیده اند.[۶]

ابن عباس خطبه فدک فاطمه(س) را از زینب(س) روایت می‌کند و می‌گوید: این خطبه را عقیله ما زینب(س)، دختر علی(ع) برای ما روایت کرد…[۷]

سؤالی ساده، جوابی خارق العاده

زینب(س) در سنینی بود که روی دامن علی(ع) می‌نشست و با ایشان گفت وگو می‌کرد. علی(ع) ضمن نوازش وی از او پرسید: فرزندم! بگو «احد»، زینب گفت: «احد»! بعد فرمود: بگو «اثنین»؛ زینب(س) ساکت ماند. علی(ع) ادامه داد: فرزندم! چرا سخن نمی‌گویی؟!

زینب(س) فرمود: زبانی که به گفتن یک گردش کرده؛ چگونه «دو تا» بگوید؟

علی(ع) دختر دلبندش را به سینه چسبانید و صورتش را غرق بوسه کرد.[۸]

مفسر بی نظیر قرآن واحکام

یک سال از اقامت علی(ع) و خاندانش در کوفه می‌گذشت که، گروهی از بانوان خردمند و بزرگوار کوفه، شوهران خود را به حضور علی(ع) فرستادند و پیغام دادند: ما شنیده ایم، زینب نیز مانند مادر بزرگوار خود، حضرت فاطمه(س)، دارای قدرت علم و دانش فراوانی است؛ اگر اجازه دهید و موافقت کنید، برای بهره برداری از خرمن علم ودانش او، به حضور وی مشرف شویم. علی(ع) و زینب(س) با این درخواست موافقت کردند، و زن‌های کوفه در محفل درس و تفسیر قرآن زینب(س) شرکت می‌جستند.[۹]

 

از کدام فضیلت و جلالت و کرامت او می‌توان سخن گفت؟

از نسب او، تربیت او، معرفت او، شکوه و عظمت او، طاعت و عبادت او، صبر و استقامت او، ایمان و قوت قلب و شجاعت او، فصاحت و بلاغت او و سرانجام وظیفه رسالت او؛ همان بار گرانی که کوه‌ها از کشیدن آن سر باز می‌زنند؟!

زینب، پرورده دامان رسالت و ولایت و عصمت است، نیای بزرگوارش قطب عالم وجود، رسول اکرم(ص)، پدرش امام علی(ع)، نمونه اعلای انسان کامل و مادرش زهرای مرضیه، مظهر عصمت و طهارت و صبر و استقامت است.

طهارت و پاکی خاندانش را خداوند به نصّ وحی، اعلام داشته است و آنان را از هر ناپاکی، منزّه و مبرّا معرفی کرده، می‌فرماید: «إِنّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرًا». (احزاب: ۳۳)

زینب کبرا، در پرتو انوار وحی و در سایه خورشید ولایت و دامان عصمت بالید و پرورش یافت و با تعالیم عالیه مربیان عالم وجود، شجره طیبه وجودش به برگ و بار نشست.

سالی چند، با رسول اکرم(ص) و مادر ارجمندش به سر آورد و منش والای او در دوران کودکی، از تعالیم الهی آن دو نخبه جهان هستی نقش پذیرفت.

از آن پس، سالیانی را با پدر بزرگوارش امام علی(ع) که جامع فضائل و منبع کمالات نامتناهی بود، زیست و از چشمه سار دانش و فضل و ادب او، زلال معرفت و حقیقت نوشید.

همدم و جلیس و انیس برادران برگزیده اش حسن و حسین(علیهما السلام) بود و از آن دو خورشید سپهر ولایت، اسرار و معارف فراوانی آموخت.[۱۰]

در رفعت شأن او، سخن حجّت خدا، امام سجاد(ع) کافی است که فرمود: «یا عَمَّه! أنْتِ بِحَمْدِ اللهِ عالِمَهٌ غَیرٌ مُعَلَّمهّ وَ فَهِمَهٌ غَیرُ مُفَهَمَّهَ»![۱۱]

صبر را شرمنده خود کرد

به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند؛ زینب(س)، این اسطوره تاریخ را می‌گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه‌های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد.

آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل‌های حق جویان می‌رسد.

سالار قافله حسینی

اسیران، بر هودجی از خون نشسته بودند. با حسین آمده بودند و بی حسین برمی‌گشتند و سالار قافله، زینب بود؛ هرچند خمیده و شکسته دل، ولی به پاسداری از حقیقت ایستاده بود تا امتداد راه برادر باشد. وصیت برادر این بود که «زینبم، بعد از من مبادا روی بخراشی و گریبان بدری و جزع و فزع کنی.» و زینب اکنون آرام چون شقایقی داغ دار با مصیبتی عظیم در دل، همراه قافله شده بود.

وارث علی و فاطمه

زینب(س) در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم آموخته و در دامان کرامت، پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا پوشیده بود و به آداب و اخلاق اسلامی‌مزین گشته بود. زینب(س)، فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیت را در عین ایستادگی از حسین آموخته بود؛ او روح بلند رضا بود.

حضرت زینب(س) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و مادر بود. او بیش تر شب‌ها را با عبادت و بندگی حضرت حق به صبح می‌رساند و همواره قرآن تلاوت می‌کرد. تهجد و شب زنده داری حضرت زینب(س) در طول حیات پربرکتش ترک نشد؛ حتی در شب یازدهم محرم با آن همه رنج و خستگی و دیدن آن مصیبت‌های دل خراش هم به عبادت خدا پرداخت. حضرت سجاد(ع) می‌فرماید: «آن شب دیدم عمه ام بر سجاده نماز نشسته و مشغول عبادت است.» نیز از آن حضرت نقل شده که «عمه ام زینب با این همه مصیبت از کربلا تا شام، هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد.» و نیز روایت می‌کنند: «چون امام حسین(ع) برای وداع با زینب(س) آمد، فرمود: خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن».

————————————–

fajr-94

 دانلود و اجرای سرود‌های انقلاب اسلامی
ردیف

عنوان

پخش دانلود و اجرا
حجم
(KB)
زمان
۱ ای ایران، ای مرز پر گهر ۴۹۱ ۰:۰۳:۲۰
۲ الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله ۶۰۸ ۰:۰۳:۲۵
۳ الله الله الله ، لا اله الا الله ۲,۶۰۰ ۰:۱۱:۰۵
۴ آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو ۵۳۲ ۰:۰۳:۳۷
۵ این پیروزی خجسته باد این پیروزی ۱,۹۷۲ ۰:۰۸:۲۴
۶ ۲۲ بهمن روز از خود گذشتن ۸۱۳ ۰:۰۴:۳۶
۷ شهید، راه تو افتخار، نام تو ماندگار ۲۴۰ ۰:۰۱:۳۸
۸ آمده موسم فتح و ایمان .. بهمن خونین جاویدان ۱,۵۵۱ ۰:۰۶:۳۷
۹ بوی گل سوسن و یاسمن آید ۲۸۷ ۰:۰۱:۵۷
۱۰ مسلمانان به پا خیزید ۹۸۴ ۰:۰۴:۱۱
۱۱ ارمغان ۱۶۱ ۰:۰۰:۵۲
۱۲ آرمانم شهادت ۹۴۳ ۰:۰۵:۱۹
۱۳ از غم دل ۶۹۲ ۰:۰۳:۵۴
۱۴ از این انقلاب ۵۱۷ ۰:۰۲:۵۴
۱۵ آزاده مردی ۶۵۵ ۰:۰۳:۴۱
۱۶ برادر ۷۰۹ ۰:۰۳:۵۹
۱۷ برخیزید ۵۶۸ ۰:۰۳:۱۱
۱۸ بخوان هم وطن ۷۳۹ ۰:۰۴:۰۹
۱۹ چون آیی بر بالین من ۱۹۲ ۰:۰۱:۰۳
۲۰ دوره ی ایثار و کار ۶۶۱ ۰:۰۲:۰۱
۲۱ دشمن ۵۷۱ ۰:۰۳:۱۳
۲۲ انقلاب ۲۳۲ ۰:۰۱:۱۶
۲۳ هم رزم ۴۸۰ ۰:۰۲:۴۱
۲۴ حرف امام ۶۴۱ ۰:۰۳:۳۶
۲۵ پیرو خط امام ۴۶۳ ۰:۰۲:۳۵
۲۶ تو ای طلیعه ی سحر ۴۳۲ ۰:۰۲:۲۵
۲۷ سرود ملی جمهوری اسلامی‌ایران ۱۴۸ ۰:۰۱:۰۰
۲۸  شعر انقلاب (آغاسی) ۲۰۵ ۰:۰۱:۲۳
۲۹ ملت برای ارتش، ارتش برای ملت ۲۵۲ ۰:۰۱:۴۲
۳۰ ای بسیج، ای سرفرازان افتخار میهن اید ۵۹۰ ۰:۰۴:۰۱
۳۱ به لاله ی در خون خفته، شهید دست از جان شسته ۱,۲۲۹ ۰:۰۵:۱۴
۳۲ ای به امید کسان خفته ۵۸۶ ۰:۰۳:۵۹
۳۳ نصر من اله، جاودان نقش لوای تو ۷۲۳ ۰:۰۴:۵۵
۳۴ بهاران خجسته باد ۲۳۷ ۰:۰۱:۳۵
۳۵ خرمشهر، ای شهر شهیدان ۸۷۷ ۰:۰۵:۵۸
۳۶ هوا دلپذیر شد، گل از خاک بر دمید ۲۸۶ ۰:۰۱:۵۶
۳۷ نبودی با ما ببینی، که چه روزگاری داشتیم ۶۶۸ ۰:۰۴:۳۲
۳۸  هموطن کنون که سر زد از افق فروغ ایزدی ۷۶۵ ۰:۰۴:۲۰
۳۹  تا تو ای بهار تازه آمدی سروهای سر فراز آمدند ۷۰۲ ۰:۰۳:۵۸
۴۰ با آمدنت بهار دل پیدا شد ۸۴۱ ۰:۰۳:۳۵
۴۱ گلزار وطن ۱,۰۶۴ ۰:۰۴:۳۲
۴۲ هم پای جلودار ۲,۹۶۱ ۰:۱۲:۳۷
۴۳ خلبانان ، ملوانان ۹۶۰ ۰:۰۴:۰۵
۴۴ خمینی ای امام، ای مجاهد ای مظهر شرف ۱,۰۲۹ ۰:۰۴:۲۳
۴۵ سفر مبارک ۱,۰۹۸ ۰:۰۴:۴۱
۴۶ الله اکبر خمینی رهبر ۱,۱۰۳ ۰:۰۴:۴۲
۴۷ سپیده اولین بهار ۵۹۳ ۰:۰۲:۳۱
۴۸ وطنم (گلریز) ۸۱۱ ۰:۰۳:۲۷
۴۹ رهبرا از پی فرمان تو برخواستیم ۹۰۳ ۰:۰۵:۵۹
۵۰ آن زمان که بنهادم س به پای آزادی ۸,۷۵۶ ۰:۲۵:۰۰
۵۱ عاشقان سر مست ۳,۰۴۲ ۰:۰۸:۴۰
۵۲ آزادگان مژده ۱,۲۳۴ ۰:۰۳:۳۰
۵۳ بت شکنی بت شکنی خمینی ۱,۴۳۰ ۰:۰۳:۲۵
۵۴ دیده بگشای ای برادر ۳,۱۳۲ ۰:۰۸:۵۶
۵۵ ای ایران ای آذر ایزد نشان ۱,۷۰۶ ۰:۰۴:۵۱
۵۶ ای سرباز ایرانی ۱,۴۳۰ ۰:۰۴:۰۴
۵۷ گاه سفر شد ۴,۴۲۶ ۰:۱۲:۳۷
۵۸ ایرانی، به هم زن بساط بت پرستی ۱,۳۵۴ ۰:۰۳:۳۷
۵۹ ژاله خون شد ۱,۳۵۰ ۰:۰۳:۵۰
۶۰ کاروان شهید ۱,۹۰۶ ۰:۰۵:۲۵
۶۱ خدا یکی و ایمان یکی .. ۷۱۰ ۰:۰۲:۰۰
۶۲ ما از برای حفظ دین می‌جنگیم ۱,۰۱۸ ۰:۰۲:۵۳
۶۳ مژده ظفر ۱,۲۴۶ ۰:۰۳:۳۲
۶۴ .. پیر ما را بوی پیراهن گرفت ۸,۱۹۰ ۰:۲۳:۲۳
۶۵ سلاح بر گیرید ۹۵۶ ۰:۰۲:۴۳
۶۶ سپیده ۱ ۱,۷۱۰ ۰:۰۴:۳۹
۶۷ سپیده ۲ ۱,۱۵۰ ۰:۰۳:۱۶
۶۸ ستمگر ۱,۰۹۶ ۰:۰۳:۰۷
۶۹ شهیدان ۱,۲۲۶ ۰:۰۳:۲۹
۷۰ شهید ای فروغ حق ۲,۱۵۰ ۰:۰۶:۰۷
۷۱ تیغ باید خون فشاند ۱,۵۰۶ ۰:۰۴:۱۷
۷۲ تو را به خون شهیدان ۱,۴۷۲ ۰:۰۴:۱۱
۷۳ یار دبستانی من ۱,۳۱۸ ۰:۰۳:۴۵
۷۴ الم نشرح لک صدرک ۸۰۱ ۰:۰۱:۵۰
۷۵ الله اکبر خمینی رهبر ۱,۱۷۱ ۰:۰۲:۴۵
۷۶ بابا خون داد ۲,۸۴۰ ۰:۰۲:۵۹
۷۷ بسیج بسیج به پیش ۱,۲۷۶ ۰:۰۳:۰۰
۷۸ باز آمدید ۱,۳۸۵ ۰:۰۳:۱۶
۷۹ بگو یا الله ۱,۷۸۱ ۰:۰۴:۱۴
۸۰ بزن فریاد سرخی ۲,۳۰۸ ۰:۰۵:۳۱
۸۱ اتحاد ۲,۵۶۴ ۰:۰۶:۰۹
۸۲ ای ارتش ۶۵۷ ۰:۰۱:۲۹
۸۳ ای برزگر ای کارگر ۱,۰۳۶ ۰:۰۲:۲۵
۸۴ ایران در راه ظفر ۸۵۵ ۰:۰۱:۵۹
۸۵ ایرانیم با حماسه هم زادم ۱,۷۰۴ ۰:۰۴:۰۳
۸۶ ایثار ۵۶۸ ۰:۰۱:۱۶
۸۷ خدایا خدایا ۱,۹۰۷ ۰:۰۴:۳۲
۸۸ خجسته باد ۱,۹۳۷ ۰:۰۴:۳۷
۸۹ خوش آمدی به ایران ۲,۷۷۱ ۰:۰۶:۳۹
۹۰ من وارث ۹۷۰ ۰:۰۲:۱۵
۹۱ مرحبا بر این پیک خوش خبر ۱,۳۰۵ ۰:۰۳:۰۴
۹۲ مزن تو آتش غربی به قلب سنت ایرانی ۱,۶۳۱ ۰:۰۳:۵۲
۹۳ نینوا سراج ۱ ۱۱,۵۸۴ ۰:۲۸:۰۸
۹۴ نینوا سراج ۲ ۱۱,۹۷۷ ۰:۲۹:۰۵
۹۵ نیشتمان ۱,۸۰۵ ۰:۰۴:۱۷
۹۶ افق ۱,۶۳۱ ۰:۰۳:۵۲
۹۷ شب است و چهره ی میهن سیاه ۱۱,۱۹۳ ۰:۲۷:۱۱
۹۸ روح شجاعت درس آزادی ۱,۷۵۱ ۰:۰۴:۱۰
۹۹ تظاهرات ۱ ۱,۰۰۶ ۰:۰۲:۲۱
۱۰۰ تظاهرات ۲ ۴۸۶ ۰:۰۱:۰۵
۱۰۱ تظاهرات ۳ ۷۳۰ ۰:۰۱:۴۰
۱۰۲ تظاهرات ۴ ۹۷۳ ۰:۰۲:۱۶
۱۰۳ تظاهرات ۵ ۱,۲۹۱ ۰:۰۳:۰۲
۱۰۴ تظاهرات ۶ ۸۴۲ ۰:۰۱:۵۷
۱۰۵ تو قبله ی خلقی ۱,۲۷۷ ۰:۰۳:۰۰
۱۰۶ ۱۷ شهریور (درود ، درود ، درود) ۲,۴۴۰ ۰:۲:۳۳

————

دهه فجر انقلاب اسلامی‌گرامی‌باد

انقلاب اسلامی، تجلی شکوهمند حماسه ای است که در روزگار قحطی انسانیت، صفحه ای زرین را در تاریخ حیات آدمی‌گشود و صلای خداخواهی، معنویت، آزادی و استقلال را در گوش جان جهانیان طنین انداز کرد.

انقلاب اسلامی‌ایران، نه تنها سرنوشت کشور را تغییر داد و اسلام را به حکومت نشاند، بلکه بر کشورهای منطقه و قواعد بین المللی و جهانی نیز تأثیر گذاشت و عرف نظام بین المللی را بر هم زد. این انقلاب که معجزه قرن بیستم شمرده می‌شود، شرنگ مرگ به کام طاغوتیان ریخت، سلطه را به گورستان سلطنت سپرد و کنگره‌های کاخ ستم را فرو ریخت. بنابراین، شناخت اهداف و دستاوردهای آن از جمله نکاتی است که باید همیشه مدنظر مسؤولان نظام و امت بیدار و همیشه در صحنه قرار داشته باشد.

انفجار نور

انقلاب اسلامی‌ایران به تعبیر امام بزرگوار (رضوان اللّه تعالی علیه) انفجار نور بود، ظلمات دنیای مادی با این انفجار، به نورِ وحی و ارزش‌های الهی روشن شد و در ارکان جاهلیت مدرن، شکاف به وجود آمد. با پیروزی انقلاب اسلامی، باتلاق کفر و ستم خشکید و گلبوته‌های عشق و امید رویید. اینک بار دیگر فرا رسیدن فجر انقلاب را بشارت باش می‌گوییم و پیامش را با تمام وجود پاسداری می‌کنیم.

عوامل پیروزی انقلاب اسلامی

عامل مردمی

بدون شک نقش مردم در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی‌ایران بر کسی پوشیده نیست. مردم بودند که با حماسه‌های بزرگ خویش، نظام ستمشاهی را به زباله دان تاریخ فرستادند. پس از انقلاب نیز همین مردم به پیروی از رهبر خویش، با حضور در انتخابات متعدد، پایه‌های نظام اسلامی‌را محکم کرده و با تشکیل سپاه، کمیته، جهاد، دادگاه‌های انقلاب و…، به مقابله با تهدیدها رفتند و هم زمان با بازسازی کشور پرداختند. بالاترین نوع مشارکت مردم در انقلاب، شرکت در جنگ هشت ساله عراق برضد ایران بود؛ جنگی که قدرت‌های استبکاری باتمام تجهیزات نظامی‌بر ضد انقلاب نوپای ایران سازمان دادند و این مردم بودند که به حکم دفاع از اسلام و میهن اسلامی، این بار نیز بدون هیچ گونه چشم داشتی، به جبهه‌ها روی آوردند و بانثار جان خود و شکستِ خفّت بار دشمن، چشم جهانیان را خیره کردند.

نقش مردم در پیروزی و حفظ انقلاب از منظر مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری، درباره حضور مردم و نقش آن‌ها در پیروزی و حفظ انقلاب اسلامی‌چنین می‌فرمایند: آن‌ها [قدرت‌های بزرگ] نمی‌دانند که با نظام ما که نه در لفظ و بیان، بلکه در حقیقت و واقعیت به مردم متکی است، چگونه مقابله کنند. قدرت ما از منبعی سرچشمه می‌گیرد که آن‌ها از درک آن عاجزند. در دنیا هیچ کس جرأت تعرّض به ما را ندارد و تنها مانعی که جلوی این تعرض را گرفته است، اتّکای ما به مردم و حضور همه جانبه مردم در صحنه است. مردمی‌که در کالبد نظام جمهوری اسلامی‌ایران وجود دارد، در دیگر نظام‌ها نیست.

رمز پیروزی انقلاب اسلامی‌از دیدگاه امام خمینی رحمه الله

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشید که پرتوهای معنوی این بارقه الهی، مرزهای جغرافیایی را در نوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و رستاخیز اسلامی‌را در سراسر جهان پدید آورد. امام خمینی رحمه الله در معرفی انقلاب اسلامی‌و بیان رمز پیروزی آن فرمودند: «… این قیام، قیام حق بر باطل بود. قیام عبودیت بر طاغوت بود. قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما جنبه معنوی و اسلامی‌داشت…. این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد. این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده، برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود».

حضور گسترده زنان مسلمان در متن انقلاب

از جمله عوامل بسیار مهم و مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی‌ایران، حضور گسترده زنان شجاع و مؤمن در متن انقلاب است؛ زنانی که در سنگرهای جهاد و قیام، عفت و تقوا و ایمان و معنویت با دشمن به مبارزه و نبرد پرداختند و در میدان‌های عبادت و بندگی، خانه و خانواده و تربیت فرزند نیز الگوی زنان عالم شدند. زنان آزاده، شجاع و مسلمان ما، با الگو قرار دادن حضرت زهرا علیهاالسلام ، قدم در میدان مبارزه گذاشته، روحیات و ملکات الهی را در خویش جلوه گر ساختند.

حضور فعّال جوانان

یکی از عوامل پیروزی انقلاب اسلامی، حضور فعّال و پر نشاط جوانان در صحنه‌های انقلاب بود. برگ‌های کتاب تاریخ انقلاب شکوه مند اسلامی‌ایران، سرشار از ایثار و فداکاریِ جوانانِ حماسه ساز این ملت سلحشور است که با پایمردی و نثار جان خود، در راه سرنگونی رژیم وابسته و جنایت کار ستم شاهی قیام کردند وپرچم پیروزی اسلام را بر فرازایران برافراشتند. در دوران انقلاب و روزهای مبارزه، در ایّام سازندگی و روزهای جنگ، و همیشه و همه جا، جوانان وآینده سازان این مملکت، دوشادوش یکدیگر جهاد کردند و با حضور مستمر در صحنه‌های مختلف، از انقلاب خود پاسداری نمودند.

خطّ شهادت طلبی

وجود روحیه شهادت طلبی در میان مردم به ویژه جوانان، از اساسی ترین دلایل پیروزی انقلاب اسلامی‌است. در فرهنگ پرمحتوای اسلام، واژه شهید و شهادتْ نورانیت و قداستی خاص دارد. کلمه پاک شهادت، آشوبی در درون مؤمنان برپا می‌کند و نام شهید، تداعی کننده اخلاص و ایثار و مشوّقی برای قیام بر ضد ستم کاران و مستکبران زمان است. در دوران شکوه مند پیروزی انقلاب اسلامی، دیدیم که چگونه نهال انقلاب، از حماسه آفرینی‌های عاشقان شهادت و قطرات خون پاک شهیدان جان می‌گرفت و بارور می‌شد. هر قطره خون که بر خاک گلگلون کربلای ایران می‌ریخت، موجی بی کران از انسان‌های مؤمن را به حرکت در می‌آورد. آن‌ها با دست‌های خالی، ولی با دلی آکنده از عشق به خداوند، صحنه‌هایی پرشور و فراموش ناشدنی می‌آفریدند که در هر صحنه آن، عشق و اخلاص و ایثار مؤمنان و زبونی طاغوتیان نمایان بود.

اهداف انقلاب اسلامی

استقلال و آزادی

استقلال و آزادی، از مهم ترین اهداف انقلاب اسلامی‌است. قانون اساسی جمهوری اسلامی، در اصل‌های متعددی، به جایگاه رفیع استقلال و آزادی اشاره دارد. ضمن این که در اصلی جداگانه، این دو موضوع را لازم و ملزوم یکدیگر می‌داند و اجازه نمی‌دهد فرد یا گروهی، به نام آزادی، به استقلال کشور لطمه وارد کند یا برعکس، هیچ مقامی‌به نام حفظ استقلال، آزادی‌های مشروع را سلب کند. در قانون اساسی آمده است: «در جمهوری اسلامی‌ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن‌ها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی‌حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی‌و تمامیت ارضی ایران کم ترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی‌حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی‌های مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند».

تعلیم و تربیت جامعه انسانی

تعلیم و تربیت انسان‌ها، یکی از اهداف آشکار انقلاب اسلامی‌به شمار می‌آید. تعلیم به معنای آموزش و تبلیغ احکام الهی، نشر آن در جامعه و آشنا ساختن انسان‌ها به وظایف و مسؤولیت‌های شرعی و اخلاقی است. تربیت هم به معنای آن است که انسان‌ها از جهت فکری و اخلاقی پرورش یافته، استعدادهایشان شکوفا گردد. این دو امر اساسی یعنی تعلیم و تربیت جامعه انسانی، از هدف‌های بلند بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است.

امام خمینی رحمه الله ، معمار بزرگ انقلاب اسلامی، در این باره می‌فرماید: «تمام گرفتاری‌هایی که ما در طول این مدت تاریخ داشتیم، بهره برداری از جهالت مردم بوده؛ جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و برخلاف مصالح خودشان تجهیز کردند. اگر علم داشتند؛ علمِ جهت دار داشتند، ممکن نبود که منحرفین بتوانند آن‌ها را به یک جهتی که برخلاف این مسیری است که مسیر خود ملت است، تجهیز کنند».

توجه به بُعد معنوی جامعه (تزکیه)

یکی از اهداف انقلاب اسلامی، توجه به بُعد معنوی جامعه و تزکیه افراد است. کمال مطلوب انقلاب ما، در آن است که جامعه از زنگار جهل و بی خبری پاک گردد تا آگاهانه مسؤولیت خود را درک کند و در مسیر صراط مستقیم، و به دور از هرگونه انحراف اخلاقی گام بردارد. از این رو، در قانون اساسی برخی از وظایف دولت جمهوری اسلامی‌ایران چنین بیان شده است:

ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی؛ بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی‌در همه زمینه‌ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه گروهی و وسایل دیگر؛ آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه، در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی؛ و تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه‌های علمی، فنّی، فرهنگی و اسلامی‌از طریق مراکز تحقیق وتشویق محققان.

خدمت به قشر محروم جامعه

یکی از اهداف انقلاب اسلامی، خدمت به مستضعفان و قشر محروم جامعه است. رهبر معظم انقلاب در این زمینه می‌فرمایند: «حامیان اصلی انقلاب اسلامی، طبقه محرومند که باید مورد توجه خاص برای خدمت قرار بگیرند؛ به دو دلیل: اولاً، چون احتیاجاتشان بیش تر است و عدل این را اقتضا می‌کند، و ثانیا چون آن‌ها پشتیبانی شان از نظام جدّی تر و همیشگی تر است و از اول این جور بوده است. توی جبهه‌ها چه کسانی بودند؟ نسبت‌ها را ملاحظه کنید. خیلی از این پول دارها، از این مرفهین جامعه، از این بی دردها و بی احساس‌ها، هشت سال جنگ آمد و رفت و این‌ها جنگ را حس نکردند. همان غذا، همان راحتی، همان آرامش و چهار روز هم اگر شهر مورد تهاجمی‌بود، سوار ماشینشان می‌شدند و می‌رفتند یک جای دیگر و راحت استراحت می‌کردند و نفهمیدند بر سر این مملکت چه گذشت».

اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی

احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، نفی اندیشه جدایی دین از سیاست و علم، بازگشت به هویّت دینی و فرهنگی، احیا و اصلاح باورهای مذهبی، مقدّم داشتن منافع جمعی به جای منفعت طلبی‌های فردی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادّی و معنوی انسان‌ها و سرانجام، عزّت امت اسلامی، از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی‌است. در حقیقت وجه غالب انقلاب، کوشش در راه زنده نگه داشتن فرهنگ و تمدن اسلامی‌و تشکیل حیات طیبه در عصر حاکمیت کفر و الحاد است.

35656

وفات کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س) تسلیت باد.

حضرت معصومه(س) ماهی است در پی خورشید توس، راه حجاز تا ایران را طی کرد و در هجرتی عاشقانه به ساوه رسید و از آنجا به دارالمؤمنین قم آمد و رحل اقامت افکند و پس از ۱۷ روز، دعوت خدا را لبیک گفت.

و چنین شد که حیات و وفاتش، سفر و حضورش، عبادت و سلوکش، مرقد و مزارش، جلوگاه نور و بارگاه عفت شد و «فاطمه معصومه(س)» اینه ای شد در رواق فرهنگ شیعه که نجابت و حیا و ولایت در بلور آن می‌درخشد.[۱]

از هجرت تا رحلت[۲]

· در سال ۲۰۱ هـ . ق، یک سال پس از سفر تبعیدگونه حضرت رضا(ع) به شهر مرو (خراسان جنوبی)، حضرت فاطمه معصومه(س) پیرو نامه عطوفت آمیز امام رضا(ع) به همراه عده ای از برادران و یاران برای دیدار برادر و تجدید عهد ولایی خویش، راهی دیار غربت شد.

· در طول راه به شهر ساوه رسید و همراهان و یاران حضرت با مأموران عباسی درگیر شدند و عده ای از همراهان حضرت در این حادثه غم انگیز به شهادت رسیدند.

· حضرت درحالی که از حزن و اندوه، بسیار ناتوان شده بودند، با احساس ناامنی در شهر ساوه با تفحص درباره شهر شیعیان راهی «قم» شدند.

· بزرگ خاندان شیعه اشعری، موسی بن خزرج با شور و شعف فراوان به استقبال حضرت شتافت و ایشان در منزل شخصی موسی نزول اجلال فرمودند.

· آن بزرگوار پس از هفده روز بیماری در سال ۲۰۱ هـ .ق در دهم ربیع الثانی به لقاء حق شتافت.

· مشتاقان و دل سوختگان بعد از وفات ایشان، پیکر شریف آن حضرت را به سوی قبرستان «بابلان» (جایگاه کنونی حرم مطهر حضرت معصومه(س)) تشییع و تدفین کردند.

· و بدین سان تربت پاک آن بانوی بزرگوار اسلام قبله گاه ارادتمندان به اهل بیت(ع) و دارالشفای دل سوختگان عاشق ولایت و امامت شد.

چرا معصومه؟

حضرت فاطمه معصومه(س) مستغرق در عبادت، و از معاصی و زشتی‌ها پیراسته و به یقین جلوه‌هایی از عصمت مادرش زهرا(س) در ایشان تجلی نموده بود و گویی به همین جهت امام رضا(ع) به عنوان «معصومه» از ایشان یاد کرده، فرموده است:

«من زار المعصومه بقم کمن زارنی؛ هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».[۳]

آری! معصومه جان؛ آن مولا و سروری که زیارت تو را هم سان با زیارت خودش قرار داده است، قطعاً در تو سیادتی مشاهده کرده که حکایت از خصال و صفات حسنه توست.

اگر حقیرترین عاشقان تو برای تفسیر وجودت ظرف گنجایش ادراک در دست گیرند از «میم معصومه»، «متانت»، «معصومیت و محجوبیت» و از «عین» او «عاطفه، عبودیت و عفاف» و از «صاد» او، «صمیمیت، صفا و صداقت» و از «واو»، «وحدت، وحدانیت و حب ولایت» را سرمشق می‌گیرند… و در آخر از «ـه» او؛ «هویت اهل بیت، هدایت عالمیان و هجرت به سوی حقانیت» خواهند آموخت.[۴]

در مقام شفاعت آن حضرت

«یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لک عندالله شأن من الشأن…»[۵]

به راستی که ایشان تنها، دختر امام و یا عمه و خواهر امام نیستند، بلکه دارای مدارجی از معرفت الله و تقوا و عبادت فوق العاده ای بوده اند که باعث تقرب فوق العاده ایشان نزد خداوند شده است؛ یعنی شأن والایی در پیشگاه خدا دارند.

· و اینکه او در کنار جده اش حضرت زهرا(س) می‌تواند از گناهکاران شفاعت کند و به اذن الهی آنان را از عذاب پروردگار برهاند.

· و برای ایشان مرتبه ای از مراتب شفاعت کبری در قیامت است و اگر با پیامبر(ص) و فاطمه(س) در مقام شفاعت، مساوی نباشد، رتبه ای رفیع از آن مقام عظیم را داراست.

· و ایشان به عنوان یکی از اولیای برجسته خدا، در بارگاه بی همتای الهی می‌درخشد و شفاعت او مورد امضای الهی و عنایات خاص باری تعالی است.

· و بالأخره حضرت فاطمه معصومه(س) یکی از شفیعان فردای قیامت در روز جزاست.[۶]

ولایت پذیری حضرت معصومه(س) و بیعت ایشان با امام رضا(ع)

· اینجا قم؛ مدفن و مأمن دختری از تبار زهرا(س) و چون او حامی‌ولایت و امامت و چونان زینب(س)، قافله سالاری شایسته است.

· اگر فریاد زینب(س) بنی امیه را رسوا کرد، فریاد فاطمه معصومه(س) بنی عباس را.

· و به راستی حرکت سیاسی ـ الهی حضرت از مدینه به سوی مرو حرکتی بود علیه طاغوت دوران و ندایی بود به «هل من ناصر ینصرنی» برادر و مولایش امام رضا(ع)… .

· هرچند به دیدار برادر و امام زمانش نائل نشد، ولی ابلاغ پیام کرد.

· او با حرکت از مدینه به همراه عده ای از خاندان پیامبر و ارادتمندان اهل بیت(ع) ثابت کرد که در همه اعصار قدرت‌های مادی و طاغوتی در برابر پرورش یافتگان اسلام ناب کوچکند!

· این حرکت الهی ـ سیاسی گرچه ناتمام ماند و دخت آفتاب در این هجرت الهی به سوی حق شتافت و با مرگ شهادت گونه اش همه را سوگوار ساخت، اما دیری نپایید ثمرات ارزشمند و مبارک این سفر مبارک در شهر مقدس قم که «آشیانه آل محمد» است، پدیدار گشت.

· و از کوثر بی کران عترت، چشمه‌های جوشان علوم و معارف اسلامی‌جوشیدن گرفت.

· مگر نه این است که حضرت صادق(ع) قم را حرم مطهر اهل بیت(ع) معرفی کرده است…[۷]

· و این گونه شد که قم، مرکز ثقل و محور جغرافیایی جهان اسلام گردید![۸]

حرم حضرت معصومه(س) تجلی گاه مزار حضرت زهرا(س)

مرحوم ایت الله العظمی‌مرعشی نجفی(ره) نقل فرمودند: پدرم مرحوم علامه سیدمحمود مرعشی(ره) که در نجف اشرف می‌زیست، بسیار علاقه مند بود که به طریقی محل قبر شریف جده اش حضرت زهرا(س) را بیابد. برای این مقصود، ختم مجربی انتخاب نمود، چهل شب به آن مداومت کرد. شب چهلم بعد از انجام مراسم ختم و توسل فراوان، به بستر خواب رفت. در عالم خواب به محضر امام صادق(ع) رسید. امام به او فرمود: «به دامان کریمه اهل بیت(ع) چنگ بزن.» ایشان تصور کردند منظور امام از این جمله حضرت زهرا(س) است، اما امام فرمودند: «منظور من قبر شریف حضرت معصومه(س) در قم است، خداوند به خاطر مصالحی اراده نموده که قبر حضرت زهرا(س) برای همیشه مخفی باشد، ازاین رو، قبر حضرت معصومه(س) را تجلی گاه قبر شریف حضرت زهرا(س) قرار داده است».

برگرفته از کریمه اهل بیت، صص ۴۳ و ۴۴

حرم حضرت معصومه(س) منبع فیض الهی

مرحوم محدث قمی‌می‌فرماید: از اساتید خود شنیدم که مرحوم ملاصدرای شیرازی از شیراز به قم مهاجرت فرمود و در قریه کهک اقامت نمود. آن کلیم فرزانه هرگاه مطلب علمی‌بر او مشکل می‌شد به زیارت حضرت معصومه(س) می‌رفت و با توسل به آن حضرت، مشکلات علمی‌اش حل می‌شد.

فوائد الرضویه، ص ۳۷۹

چراغ راه

ایت الله مکارم شیرازی

البته معصومین(ع) در اسلام همان چهارده نفرند و ما دلیل بر معصومیت غیر آنها نداریم. در عین حال اگر ما برای عصمت مراحلی قائل بشویم؛ یکی عصمت مطلق و دیگر، عصمت‌های نسبی است که در واقع ایشان نیز دارای مراتبی از این مقام هستند.[۹]

ایت الله کریمی‌جهرمی

لقب معصومه در مورد آن حضرت بیانگر شخصیت بسیار بلند معنوی آن معظمه دوران است که در مراتب قداست نفس، قدمی‌بس راسخ و ثابت داشت و به اعلی مراتب قرب خداوند، دست یافته بود.[۱۰]

استاد محمدرضا حکیمی

بر فرض که روایتی پیدا کنیم که لقب معصومه(س) را ائمه اطهار به حضرت فاطمه بنت موسی بن جعفر(ع) داده اند، باز هم نام، فاطمه است و دلیل بر عصمت ایشان نیست. گرچه ایشان در عمل و به احتمال بسیار زیاد، این بانوی عزیز حتی تارک یک مستحب هم نبوده اند، ولی در آن مقام عصمت و تصرف در کائنات که ویژه چهارده معصوم است، در ایشان نیست.[۱۱]

زلال قلم

سفر تو…

اگر تو فقط یک خواهر بودی و او تنها یک برادر، باز هم نمی‌شد که تو را به صبوری و سکوت سفارش کرد. چه رسد به اینکه تو فقط یک خواهر نیستی، یک خواهر دل شکسته! تو فاطمه معصومه ای! نزدیک ترین و بی واسطه ترین بازمانده امامت!

آنگاه که می‌توان در روز روشن، آفتاب هشتم را به غربت تبعید کرد، دیگر نمی‌توان از تو خواست که سر در معجر خویش پنهان کنی و گوشه عزلت برگزینی.

مگر نه اینکه وقتی علی(ع) را با استخوانی در گلو و خاری در چشم، خانه نشین کردند، زهرای اطهر(س) به دفاع از ولایت، زبان محمدی گشود و خطبه احمدی خواند؟ مگر نه اینکه وقتی سر بریده حسین(ع) را بر نیزه‌ها افراشتند، زینب کبری(س) در هر جا پای نهاد، پیام عاشورا را سرداد.

اکنون نیز چه کسی جز تو شایسته این است که سفیر غربت امام رضا(ع) شود؟

سفر تو دنباله تاریخی کربلای حسین(ع) است. ادامه راهی که زینب(س) با خون پیشانی شکسته و پای پرآبله در جهان باقی گذاشت!

آورده اند که…

افسار شتر در دست موسی بود. سایه کجاوه روی دیوار خانه‌ها حرکت می‌کرد. مردم خبر رسیدن خواهر امام را شنیده و شهر را آماده کرده بودند. تمام کوچه‌های خاکی تمیز شده بود. بوی اسپند از خانه‌ها بلند بود.

موسی بن خزرج از میان جمع می‌گذشت و مردم برای دیدن فاطمه معصومه(س) به دنبال کاروان حرکت کردند. همه می‌دانستند ایشان بیمار هستند و با اینکه جوانند، اما بیماری ایشان را ضعیف کرده است.

شتر در کنار در چوبی ایستاد و روی پاهایش نشست. زنی از کاروان خودش را به کجاوه رساند و پرده را کنار زد. حضرت فاطمه معصومه(س) با کمک زن از کجاوه بیرون آمد. مردم شهر به استقبال آمده بودند و با دیدن حال بیمار ایشان ناراحت شدند.

چند روز گذشت. حکیم حاذقی آمد و باز حال ایشان بهتر نشد. هفده روز از آمدن حضرت معصومه(س) به قم می‌گذشت که صدای شیون و زاری همه جا را پر کرد. بیرق‌های سیاه بر بالای خانه‌ها دیده شد. خبر بزرگ تر از آن بود که فقط اهالی قم باخبر شوند. خبر دهان به دهان گشت و تمام ایران از وفات حضرت معصومه(س) باخبر شدند.[۱۲]

شوق زیارت

· سرت را به شیشه پنجره تکیه داده ای. ماشین از پلیس راه می‌گذرد و هر لحظه به شهر آرزوها نزدیک می‌شود. دلت بهانه می‌گرفت، هوای او را کرده بود. از لحظه ای که ساکت را بسته ای و راه افتاده ای هر لحظه بی تاب تر شده ای!

· ناگهان تصویر نورانی حرم مطهرش که بر بیلبورد کنار جاده نقش بسته بود، دلت را از جا کند و با خود برد.

· از بالای سرازیری عوارضی، گنبد طلایی حرمش، چشمانت را به آتش می‌کشند. نگاهت بر روی گنبد قفل می‌شود و از جاری طلایی آن می‌نوشد و می‌بارد؛ السلام علیکِ یا بنتِ موسی بن جعفر… السلام علیکِ یا فاطمه معصومه… سلام را بارها و بارها زمزمه می‌کنی!

· دستان طلایی رنگ گلدسته‌ها تا سینه آبی آسمان بالا رفته اند و آوای ربنا از قنوتشان جاری است.

· دیگر خودت نیستی که جلو می‌روی، مگر نه اینکه قبله تو اینجاست! پس چه جای ایستادن؟ سینه ات تنگی می‌کند برای جرعه ای زیارت. کسی تو را به خود می‌خواند… .

· آری! این فاطمه معصومه است که بر آستانه درش پا گذارده ای… بی اختیار دلت می‌لرزد…

· صحن و سرای باصفایش روح تو را سرشار از لطافت و مهر می‌کند. صدای قلبت را می‌شنوی، أأدخل یاالله، أأدخل یا رسول الله را می‌خوانی و اذن ورود می‌طلبی… که ورود به این بارگاه مقدس که کهکشانی از آسمان بهشت است، بی اجازه نشاید… .

· دیگر تاب ایستادن نداری و این تویی که خود را در جاری آب حرمش تطهیر می‌کنی… . لبریز از شور و عطشی، تشنه ای هستی که هر لحظه به سرچشمه زلالی نزدیک تر می‌شود… .

· در ازدحام جمعیت گم می‌شوی. صدای خوش زیارت نامه‌ها، همهمه‌ها و استغاثه‌ها و زلال اشک‌ها و فریادها، شیدایت می‌کنند.

· به طرف ضریح کشیده می‌شوی. دل و دیده ات را در دست گرفته ای، شرمنده و خجل از اعمال و کردارت، ولی امیدوار به مقام شفاعتش پا پیش می‌گذاری…، خم می‌شوی و آستان مطهرش را می‌بوسی و می‌بویی!

· دستانت از جام مشبک‌های ضریح طلب عطش می‌کنند و دخیل دامن خانم حضرت معصومه(س) می‌شوند. هرچه بلدی زمزمه می‌کنی… زبانت با تک تک واژه‌های ساده و بی آلایش معاشقه می‌کنند و دلت ناگفته‌هایش را بیرون می‌ریزد….

· آتشفشان قلبت می‌جوشد و شور شیرین اشک، ساحل گونه‌هایت را درمی‌نوردد… . دوست داری سال‌ها، در همین لحظه، مست زیارت حرمش باقی بمانی و این لحظه به بی نهایت متصل شود!

—————————-

1_68_432_m_imam_askari07

ولادت امام عسگری علیه السلام مبارک باد .

اغلب تاریخ نویسان معتقدند امام عسکری علیه السلام در سال ۲۳۲ ق در شهر مدینه چشم به جهان گشود و هنوز چندسالی از عمر مبارکش نمی‌گذشت که به همراه پدر بزرگوارش امام‌هادی علیه السلام از مدینه به سامرا تبعید شد و در مرکز عسکر (لشکرگاه) تحت نظارت مأموران خلیفه ساکن شد. آن حضرت و پدر بزرگوارشان به مناسبت این که در محل استقرار لشکریان حکومت ناگزیر به سکونت شده بودند، عسکریین علیه السلام (= دو عسکری) لقب یافته اند.

دوران امامت حضرت عسکری علیه السلام

امام یازدهم در سال ۲۵۴ ق، به دنبال شهادت امام‌هادی علیه السلام و در حالی که بیش از ۲۲ سال از عمر مبارک آن حضرت سپری نشده بود، منصب امامت را عهده دار شدند و حدود شش سال یعنی تا ۲۶ سالگی به ارشاد و هدایت مردم مشغول بودند. آن حضرت سرانجام در هشتم ربیع الاوّل سال ۲۶۰ ق به دسیسه معتمد عباسی و در شهر سامرّا به شهادت رسیدند و جنازه مطهرشان در کنار مرقد منوّر پدر بزرگوارشان امام‌هادی علیه السلام به خاک سپرده شد که میعادگاه شیعیان جهان است و عاشقان ولایت چون پروانه به دور شمع وجودش می‌چرخد.

طلوع فرخنده

نسیم سحری، جان مایه عشق را به گستره خاک بخشید. آبشاری از نور، از خنده‌های شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچه ای از شادی بر دل‌ها گشوده شد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر، در باغستان توحید، دل‌ها را مفتون و مجذوب خویش ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام روح حماسه، چکاد بلند آفتاب، چهره روشن ایستادگی، سیمای بلند فرزانگی، پگاه پرتبسم ایمان، چراغ دار راه انسان، طلیعه خورشید صداقت و صفا، راه بان فتوت و مردی، یاور ستمدیدگان و محرومان، پاسدار ایمان و آرمان، مدافع حریم مهر نبوی، تداوم بخش راه عدل علوی علیه السلام ، و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است. اینک در سال یادِ میلاد خجسته آن مولا، سلامی‌صمیمی‌و سرشار از گل و باران، بر ساحت آن مرهم زخم‌های خسته دلان می‌فرستیم و به شما گرامیان به مناسبت این طلوع فرخنده، تهنیت و شادباش می‌گوییم.

خورشید یازدهم

اماما! خورشید عدالت را تو پروریده ای. مژده دیرپایی صالحان تویی. شکوه عارفانه ایمان تویی. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه می‌ایستی و به هیئتِ آن منجی می‌نگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را می‌شکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب می‌کند؛ هر رنگ تیره و تار را از چهره جهان می‌زداید و بر گیسوان زمین گل برکت و عدالت و ایمان می‌زند. سلام بر تو و بر فرزندت حضرت موعود. هم او که می‌آید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر، و محبت را تقسیم کند. می‌آید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد. خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می‌رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می‌کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می‌بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم. آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی‌بی کرانه نثار باد!

مژده طلوع

تو سبزترینی به دیده من! وقتی که می‌خواهم بر آینه یادها بوسه زنم، صبورانه و پرشکیب می‌آیی و بر بام بلند تاریخ می‌ایستی. نسیم، نغمه محمدی می‌سراید تا طلوع تو را به خورشید مژده دهد. آفتاب هم چهره می‌پوشاند از شرم دیدار. به شاعران می‌گویم تو را بسرایند؛ هیچ یک ابهت تو را بر نمی‌تابند و در ابتدای کلام در می‌مانند. شاعر سپیده دمان، از راه می‌رسد، بر دو زانوی ادب می‌نشیند. کتاب نام نیکویت را ورق می‌زند. سوره «والشمسِ» رویت را تلاوت می‌کند و به آیه «واللیلِ» گیسویت سوگند یاد می‌کند که سپیدتر از تو ندیده است. فجر هم که از راه می‌رسد، در برابر نور تو رنگ می‌بازد. تو آن زیباترینی که در سپیده دمی‌روشن، به خاک، مفهومی‌آسمانی بخشیدی. سلام بر تو و بر آن دقایقی که از نام مقدّست معطّر شد. سلام بر تو و بر آن دقایقی که به نماز ایستادی ای امام عسکری.

فخر وجود

ای آفتاب مهر تو، روشنگر وجود در پیشگاه حکم تو، ذرّات در سجود
ای شاه عسکری لقب، ای فاطمی‌نسب! آن را که نیست مهر تو، از زندگی چه سود؟
قرآن ناطقی، تو قرآن پاک را الحق مفسّری ز تو شایسته تر نبود
قربان دیده ای که به بزم تو فاش دید جای قدوم عیسی و موسی و شیث و هود
مدح شما ز عهده مردم برون بود ای خاندان پاک که یزدان تان ستود
از نعمت ولای شما، خاندان وحی منّت نهاد بر همگان، خالق ودود
ای پور‌هادی ای حسن عسکری، ز لطف بپذیر از «مؤید» دل خسته، این درود

ماه سامر

ای که خورشید فلک محو لقای تو بُوَد ماه را روشنی از نور و ضیای تو بُوَد
معدن جود و سخایی تو که از فرط کرم دو جهان، ریزه خور خوان عطای تو بُوَد
نسبت قامتِ سرو تو، به طوبی ندهم زان که طوبی، خجل از قدّ رسای تو بُوَد
در جوار تو، ز حق خواهش جنّت نکنم جنّت ما، به خدا، صحن و سرای تو بُوَد
تو ظهور پسر خویش طلب کن ز خدا چون که مقبول خداوند، دعای تو بُوَد

فضایل اخلاقی امام عسکری علیه السلام

امام حسن عسگری علیه السلام در همه صفات پسندیده انسانی و اخلاق و فضایل درحد کمال بوده است. آن امام والا مقام در عصر خویش بزرگوارترین، عابدترین، بردبارترین و محترم ترین افراد به شمار می‌رفته و دارای اندیشه بلند، زبانی گویا و پرجاذبه و برخوردار از اخلاق نیک بوده اند. امام یازدهم شیعیان با مردم بسیار مهربان، و نسبت به ضعیفان و افراد تهی دست بسیار بخشنده بودند. او سالار قبیله ایثار، پیشوای مستضعفانِ خاک و مسجود فرشتگان افلاک بود. سلام سوخته دلانِ عطشان بر آن امام همام باد!

ویژگی‌های شخصیتی امام علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام در کلیه صفات و ویژگی‌های مثبت شخصیتی زبانزد عام وخاص بود. در این میان شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، و جرأت و شهامت، از ویژگی‌های شخصیتی ایشان به شمار می‌آید. آن بزرگوار به همه انسان‌ها عشق می‌ورزید و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار می‌کرد. بدین جهات بود که نگاهش تا اعماق جان نفوذ می‌کرد و چون پناهی مطمئن برای بی پناهان و امید ناامیدان بود. امام حسن عسگری علیه السلام در سختی‌ها یاور شیعیان بود و در عبور از گذرگاه‌های سخت و پرپیچ وخم، هم چون چراغی روشنگر راه.

نمودار خلوص و پاکی

امام حسن عسگری علیه السلام سرچشمه ایمان و جلوه ای از نور الهی بود. در سیمای تابناکش نور عشق و ایمان خانه داشت و در رازونیاز شبانه اش با پروردگار خلوص و پاکی موج می‌زد. پیشوای یازدهم ما به عبادت، تهجد، و نماز شب بسیار اهمیت می‌داد، به طوری که هیچ گاه آن را ترک نمی‌کرد. همین که پاسی از شب می‌گذشت از خواب بر می‌خاست، وضو می‌گرفت، و به رازونیاز با پروردگار متعال می‌پرداخت.

صداقت کلام و صفای باطن امام علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام با وجود پربرکتش، زندگی را با تمام زیبایی‌ها معنا می‌کرد. صفای باطنش، صداقت کلامش و دستان پر محبتش، به قلب‌ها گرمی‌می‌بخشید و نیروی پایداری و مقاومت می‌داد. آن روزها، با وجود امام عسکری علیه السلام ، زندگی معنای دیگری داشت. توفان حوادث در برابر اراده استوارش، به نسیمی‌زندگی بخش بدل می‌شد و انبوه مشکلات با کلام آرام و اطمینان بخش او به کنار می‌رفت. آرامش و استواری او قلب‌ها را آرام می‌کرد و بر زخم‌های دیرینه شیعیان مرهم می‌نهاد. چون صخره ای نفوذناپذیر، از دسترس فرومایگان به دور بود و به بلندای عزت و مردانگی اش خس وخار را راهی نبود.

در مسیر تربیت مردم

امامان پاک، هم چون پیامبر گرامی‌اسلام صلی الله علیه و آله وسلم پیوسته در تعلیم و تربیت مردم می‌کوشیدند. آنان، در تمامی‌اوقات به راهنمایی و تربیت مردم پایبند بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتی هرگوشه از زندگی روزمره آنان، آموزشگر کسانی بود که با آنان تماس داشتند. هرکس در هر وقت با آنان می‌نشست برایش ممکن بود که از اخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالی داشت، می‌توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این مربیّان الهی بود که همواره با رفتار و گفتار خویش نکته‌های پندآموز و نغز به پیروان راستین خویش، و حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام ، می‌آموخت. آری، شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار می‌داد و تحوّل عمیق در افکار و اعمال مردم پدید می‌آورد.

سخنان آرامش بخش امام علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام الگوی محبت و آرامش است؛ زیرا محبت، با او معنا می‌گرفت و در نگاهش موج می‌زد و از دستان پرمهرش جاری می‌شد و گونه‌های یخ زده را شوق زندگی می‌داد. وقتی یاران امام علیه السلام از سختی‌ها به جان می‌آمدند و زمانی که شیعیان تمام درها را به روی خود بسته می‌یافتند، کلمات گوهربار امام یازدهم، آرامش را به جان‌هایشان ارزانی می‌کرد. پرده‌های اندوه و ناامیدی با کلمات اطمینان بخش و پرجاذبه آن حضرت به کنار می‌رفت و نوری از امید و شادی بر قلب‌های خسته شیعیان تابیدن آغاز می‌کرد.

فروتنی امام عسگری علیه السلام

فروتنی از فضایل اخلاقی است که موجب مودت و پیوستگی بیشتر در میان اعضای جامعه می‌شود و زندگی اجتماعی را رضایت بخش و مطبوع می‌سازد. این صفت نیکو، افراد را به هم نزدیک می‌کند و مشارکت‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد و زمینه بهبود و ارتقای جامعه را فراهم می‌آورد. امام حسن عسکری علیه السلام درباره تواضع می‌فرمایند: «تواضع نعمتی است که بر آن حسد برده نمی‌شود.

گشاده رویی امام علیه السلام

گشاده رویی و داشتن چهره شاد و خرم سبب گسترش شادی و نشاط و افزایش کارایی در جامعه می‌شود. همان طور که دل مردگی، بی نشاطی و داشتن چهره عبوس، غمگین و اخم آلود موجب گسترش افسردگی و کاهش کارایی و ثمربخشی افراد می‌شود. جامعه زنده و پویا، جامعه ای است که در آن نشاط، لبخند، شوخ طبعی و شادابی حاکم است. رسول گرامی‌اسلام صلی الله علیه و آله وسلم همواره چهره گشاده داشت و با افراد با خوش رویی برخورد می‌کرد و از این طریق موجب جذب افراد به دین مبین اسلام می‌گردید. پیشوایان دینی، ما هریک، از این فضایل بهره مند بودند که از جمله آنان می‌توان به خورشید یازدهم، امام حسن عسکری علیه السلام ، اشاره نمود. بزرگ مردی که در گشاده رویی و انبساط خاطر سرآمد زمان خویش بود، به گونه ای که افراد پروانه وار دور شمع وجودش می‌چرخیدند واز زلال اندیشه و اخلاق کریمانه اش بهره‌ها می‌جستند.

عابد و زاهد در کلام امام حسن عسکری علیه السلام

عبادت و رازونیاز با خدا، بدون شک دیواره درون را در برابر تهدید حوادث، مستحکم می‌کند و اراده را پولادین و تصمیم را استوار می‌سازد. زهد و پارسایی، روح را طراوت و تازگی می‌بخشد، روان را صیقل می‌دهد و انسان را از تسلیم، تردید، ترس، تزلزل، شکست و انزوا می‌رهاند. امام حسن عسکری علیه السلام افراد پارسا، عابد و زاهد را این گونه معرفی و توصیف می‌نمایند: «پارساترین مردم کسی است که به هنگام شبهه توقف کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک نماید؛ و کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد».

الهام بخش فضیلت

باز هم به یاد مردی از دودمان رسالت سخن می‌گوییم که نور امامت را بر دل‌ها و دیده‌های شیعه می‌افشاند. نامش رمز نیکویی‌ها و زیبایی‌ها است و یادش الهام بخش عفاف و فضیلت. وقتی در کوچه پس کوچه‌های تاریخ می‌گردیم و اعماق تاریخ را می‌کاویم، به گوهرهای درخشانی بر می‌خوریم که فخر بشریتند و به بودن و زیستن، معنی می‌بخشند. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این گوهرهای نفیس است و شیعه را همین افتخار بس، که به پیشوایی این زبدگان آفرینش معتقد است و حقانیت آنان را باور کرده است. امام یازدهم، هم چون نیاکان خویش، بار سنگین «هدایت امت» را بر دوش می‌کشید و در عصر حاکمیت ستم، خود را فدای روشنگریِ راه ایمان و حق ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام بزرگ مردی است که دوست و دشمن، به فضیلت و دانایی و زهد و عبادت او گواهی داده اند و جز این نیز انتظاری نیست.

آبروی دو عالم

سلامت باد اماما، ای جلوه روشن صداقت و ایثار؛ سلامی‌به صراحت حق، به روشنایی یقین و به زلالی ایمان. سلام بر تو که برکت دستانت، پایگاه توحید را از لوث اصنام پاکیزه کرد؛ سلامی‌به پاکی عفاف و صفای صبح. سلامت بادای امام همام؛ ای محبوب نیلگون امامت؛ سلامی‌به صفای جبهه‌های نور، به عطر عبادت رزمندگان و به حرارت عشق سنگرنشینان. سلامت باد،ای آبروی دو عالم؛ ای خورشید یازدهم؛ ای حسن عسکری؛ ای فرزانه ترین فریاد تشیع سرخ؛ سلامی‌به حرارت شوق، به روشنی شفق و به قداست اشک سرخ. امام حسن عسکری علیه السلام پژواک رسای سخن عشق است. آن روز که طلوع کرد، گلبانگ سرافرازی توحید و یگانگی را نوای هر روزمان کرد و مقدّر فرمود که با هم به عشق سخن گوییم. درود خدا بر این امام همام باد!

در هوای عشق تو

ای مقدس ترین مرد پاک؛ ای امام عسکری، فراموش مکن که ملتی سر در هوای عشق تو دارد و با یاد و نام تو و فرزندت حضرت ولی عصر(عج) از گم راهی و جهل به سوی نور پرواز می‌کند. یاد و نام مهدیِ تو گرمابخش دل‌های خستگان و درماندگان است.ای پدر امام مستضعفان، به خورشید دوازدهم بگو که جلوه کند و با جلوه گری اش سیمای پرطراوتِ اسلامِ نابِ محمدی را رونق ببخشد.

روایات

امام حسن عسکری علیه السلام می‌فرمایند:

جدال مکن که ارزش ات را می‌کاهد و زیاد شوخی مکن که بر تو دلیر می‌شوند.

بهترین دوست کسی است که اشتباه تو را فراموش کند و نیکی تو را از یاد نبرد.

در رعایت ادب، تو را همین کافی است که از آنچه برای دیگران بد می‌دانی، دوری کنی.

هرکس بر مرکب باطل سوار شود، در سرزمین پشیمانی فرود خواهد آمد.

دو خصلت، بالاترین اوصاف است: ایمان به خداوند و سودمند بودن برای برادران دینی.

ابراز شادی و شعف در برابر افراد پریشان و گرفتار، از ادب انسانی محسوب نمی‌شود.

کسی که برادر دینی اش را پنهانی نصیحت کند، او را آراسته و اگر در انظار مردم از او انتقاد کند، وی را زشت جلوه داده است.

از نشانه‌های فروتنی سلام کردن به همه و نشستن در پایین مجلس است.

خنده بی مورد نشانه نادانی است.

از جمله گرفتاری‌های کمرشکن، همسایه ای است که چون خوبی یا کار نیکی را ببیند آن را پنهان سازد و چون بدی ببیند آن را افشا کند.

عبادت در زیادی روزه و فزونی نماز نیست؛ بلکه به بسیاری تفکر در امر خداوند است.

خشم کلید هر بدی است.

گستاخی فرزند بر پدر در ایّام کودکی مایه ناسپاسی او در ایّام بزرگ سالی اوست.

از جمله گناهان نابخشودنی این است که گفته شود:ای کاش جز بر این گناه مؤاخذه نشوم.

چه زشت است برای مؤمن تمایل به چیزی که مایه خواری اوست.

———————-

49090_894

زمینه‌های تاریخی فرار شاه در ۲۶ دی ماه

انقلاب اسلامی‌روزهای تلخ وشیرین فراوانی را پشت سر گذاشته است یکی از این روزهای بیادماندنی و پیروزیهای فراموش نشدنی مردم ایران در مبارزه با استبداد و دیکتاتوری حکومت پهلوی روز ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ و روز فرار شاه از ایران است که حضرت امام آن را اولین مرحله درپیروزی ملت ایران دانستند . این مقاله بطور اختصار به اتفاقاتی اشاره خواهد کرد که موجب فرار همیشگی شاه از ایران شد .

آغاز اعتراضها

رژیم پهلوی و شخص شاه که سر مست از فرو نشاندن خشم ملت در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ با کشتار مردم وتبعید حضرت امام بود درطول سالها با بکار بردن انواع حربه‌ها «زور و  تزویر و اختناق» تبدیل به یک د یکتا تورمغرور شده بود وبا انواع زندان و شکنجه مخا لفین رژیم را همواره سر کوب می‌نمود .
در دی ماه ۱۳۵۶ کار تر و برژ ینسکی به ایران سفر کردند و کا رتر از شاه بسیار تعریف و تمجید نمود وشاه که از تمجید ارباب مغرور شده بود در روز ۱۷ دی ماه مقاله ای با عنوان«ارتجاع سرخ وسیاه»به قلم احمد رشیدی مطلق که سراسر توهین به روحانیت وشخص امام بود  را در روزنامه اطلاعات چاپ نمودو با این اشتباه ،خود را در مهلکه ای قرار داد که پایانش جزسقوط  و آوارگی نبود.

در روز   ۱۹دیماه  ۱۳۵۶شهر قم تقریبا به حالت تعطیل درآمد وحوضه علمیه و مغازه‌ها تعطیل شد ومردم دست به تظاهرات گسترده ای در حمایت از امام و روحانیت زدند البته غیرازقم دربیشتر شهرهای دیگر نیز وضع بهمین منوال بود ومردم با ماموران انتظامی‌در گیر شدند که منجر به کشته وزخمی‌شدن تعدادی ازمردم گردید و در واقع جرقه انقلاب دراین زمان زده شد وتظاهرات وشعارهای علنی برعلیه شاه وحمایت امام واسلام وروحانیت آغاز گردید.حضرت امام درتاریخ۲بهمن۱۳۵۶دراعلامیه ای که صادرکردند اشاره کردند که رحمت خدا بر مقتولین۱۵خرداد۱۳۴۲و۱۹دی۱۳۵۶وبدین وسیله تظاهرات راموردتأئید قراردادند.

در۲۲بهمن۱۳۵۶مردم تبریز بمناسبت چهلم شهادی ۱۹دی مردم تظاهرات عظیمی‌ترتیب دادند که به درگیری کشته شدن عده ای دیگردرتبریزانجامید وبه این ترتیب تظاهرات ودرگیری ومبارزه مردم علیه رژیم وشاه به شهرهای دیگرسرایت نمود.امام نیزازطریق ارسال پیام‌ها و اعلامیه‌ها خواستند که مردم باهیجان واتحاد بیشتر مبارزات خود را تا پیروزی نهایی ادامه دهند.

امام در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۷ در سخنرانی خود مستقیما به شاه گفتند که تو دیگررفتنی هستی.البته سالها پیش امام در سخنرانی خود درتاریخ ۱۳/۳/۴۲ که منجربه تبعید ایشان شده بود خطاب به شاه گفته بود که “ای آقای شاه من به تو نصیحت می‌کنم دست بردارازاین کارها …من میل ندارم یک روز اگربخواهندتو بروی همه شکرکنند.اینقدر با ملت بازی نکن ،اینقدر باروحانیت بازی نکن”.

مردم هرروز باهیجان بیشتر دست به تظاهرات زده وسینماها و مشروب فروشیها وبانکها وخلاصه مراکزفساد را به آتش می‌کشیدند.

درشهریور۱۳۵۷شریف امامی‌با عنوان دولت آشتی ملی مامورتشکیل کابینه شد که البته او نیزکاری از پیش نبرد وخشم مردم روزبه روز بیشترمی‌شد.

اوج کشتارمردم در۱۷شهریوردرمیدان ژاله تهران اتفاق افتاد وشاه که بعد ازظهر همان روزبا هلی کوپترازمیدان ژاله دیدن کرد دستورعدم تیراندازی به مردم ازطرف نیروی انتظامی‌راصادرکرد.

هجرت امام به فرانسه

درهمین زمان جهت ایجاد محدودیت ومتوقف کردن فعالیتهای سیاسی حضرت امام والبته تحت فشاردولت ایران بیت حضرت امام توسط نیروی نظامی‌عراق محاصره گردید و رفت وآمدها محدودگردید که دراثر اعتراضها در روز۴مهرمحاصره پایان یافت ومقامات عراقی رسما عذرخواهی کردند ولی محدودیت‌ها ادامه داشت وبه همین دلیل در۱۲مهر امام تصمیم به ترک عراق گرفت وپس از مخالفت با ورود ایشان به کویت حضرت امام  روز ۱۴مهر به فرانسه هجرت نمود ودر منطقه ا ی در حومه پاریس مستقرگردید وبه فعالیتهای سیاسی برعلیه شاه ادامه داد.

امام درمصاحبه ای با شبکه CBS آمریکا درتاریخ ۵/۸/۵۷گفت که حکومت پهلوی باید ازبین برود وخود شاه هم بایستی محاکمه شود.

اوضاع داخلی کشور

شریف امامی‌درتاریخ ۱۰/۸/۵۷ استیضاح شد ودرهمان روز علی امینی نزدیک به دوساعت با شاه صحبت کرد و به صورت علنی به شاه گفت که تنها راه نجات ،استعفا شاه وخروج  او از کشوراست.

در تاریخ ۱۴/۸/۵۷ تظاهرات بزرگی در تهران توسط دانش آموزان و دانشجویان برپا گردید که منجر به کشته شدن عده زیادی از مردم شد و همان روز شریف امامی‌استعفا داد و روز بعد شاه  ژنرال ازهاری را مامور تشکیل کابینه نظامی‌نمود تا بلکه بتواند با دولت نظامی‌به تظاهرات واعتصابات پایان دهد .

بتدریج و با بحرانی تر شدن اوضاع کشور و با افزایش خشم و نفرت مردم  شاه دچار سردر گمی‌شد ودیگر رشته امور از دستش خارج شده بود  و اوضاع را  وخیم تر از انچه فکر می‌کرد می‌دید، به همین جهت خروج از کشور را نیز در نظر داشت برای همین به دنبال فردی برای نخست وزیری بود که هم بتواند با انتخاب او تا حدودی خواسته مردم را تامین نماید و هم رژیم را حفظ کند .

در پی تظاهرات عظیم  و بی سابقه روزهای تاسوعا وعاشورای سال ۱۳۵۷ امام  در ۲۳ اذرخطاب به مردم پیام مهمی‌داد وملت را به ادامه مبارزه تا پیروزی نهایی  و ارتش را به خویشتن داری دعوت کرد وعلنا گفت که شاه باید برود همان روز شاه سمت نخست وزیری را به سنجابی(رهبرجبهه ملی)پیشنهاد کرد که او نپذیرفت وکناره گیری ازسلطنت را ازشاه خواست.

ازهاری درتاریخ۳/۱۰/۵۷سکته کرد.شاه ازغلامحسین صدیقی(ازاعضای جبهه ملی) را به نخست وزیری دعوت کرد که او نپذیرفت.

نخست وزیری بختیار

سرانجام شاه که تصمیم به خروج از کشور گرفته بود شاپور بختیار از اعضای جبهه ملی را به حضور پذیرفت و نخست وزیری را به او پیشنهاد داد بختیار نیز ضمن قبولی نخست وزیری، پیشنهاد کرد که شاه قبل از خروج از کشور شورای سلطنت را تعیین نماید و سرانجام فرمان نخست وزیری در تاریخ ۹/۱۰/۱۳۵۷ به نام بختیار صادر گردید . همانروز جبهه ملی، طی اطلاعیه ای بختیار را از ریاست حزب برکنار کرد .

هایزر فرستاده کارتر که وضع اسفبار شاه را  دید از او خواست که هرچه زودتر کشور را ترک نماید و سالیوان نیز از کاخ سفید دستور گرفت که شاه را برای خروج از کشور ترغیب نماید .

شاه که در مورد خروج از کشور دچار تردید شده یود به آنتونی پارسونز سفیر انگلستان گفت که سه راه بیشتر ندارد یا با زور مردم را سرکوب کند (سیاست مشت اهنین)، یا به یکی از پایگاههای نیروی دریایی برود تا ارتش مردم را سرکوب نماید و یا مملکت را به حال خود رها کند و برود وسفیر انگلیس گفت که اگر شاه برای مدتی از کشورخارج شود، شانس آنرا خواهد داشت که پس از مدتی به کشور وحکومت بازگردد .

 شاه که به کلی درمانده شده بود در ملاقات خود با سالیوان از او می‌پرسد که آمریکا از او چه میخواهد و سالیوان پاسخ میدهد که شاه باید از کشور خارج شود و شاه در کمال عجز و درماندگی در مورد زمان خروج می‌پرسد که البته سفیر در این مورد دستوری نداشت .

شاه می‌خواست به آمریکا برود ولی از موضع سران این کشور در مورد خودش اطمینان نداشت البته چند روز بعد سالیوان مامور شد که شاه را به آمریکا دعوت کند، البته چون ایران برای آمریکا بسیار حائز اهمیت بود و آمریکا قصد داشت در صورت امکان با حکومت جدید ایران نیز روابط خوبی داشته باشد، قرار بر این شد که شاه بدون سر و صدا و استقبال رسمی‌و به تعبیر دیگر از در پشتی وارد آمریکا شود . شاه در کتاب پاسخ به تاریخ از قول یکی از سران نظامی‌که دستگیر و اعدام شده است گفته بود که آمریکایی‌ها شاه را مانند یک موش مرده از مملکت بیرون انداحتند.

فرح که در اواخر دوران رژیم در بیشتر تصمیم گیریها شرکت داشت به شاه پیشنهاد می‌کند که شاه از کشور خارج شود و فرح بماند و ریاست شورای سلطنت را بر عهده بگیرد که شاه نپذیرفت .

ارتش ایران در زمان محمدرضا شاه فرمانبر بی چون چرای شاه بود و وابستگی شدیدی به او داشت و در آن زمان تنها گروهی که با خروج شاه از کشور مخالف بود ارتش و فرماندهان بلند پایه آن بود و امرای ارتش با شنیدن تصمیم شاه مبنی بر خارج شدن از کشور روحیه خود را به شدت باختند.

شاه پس از صحبت با برژینسکی و سالیوان و عدم دریافت پاسخ مناسب  و قابل درک از سیاست امریکا در قبال خود، به این نتیجه رسید که آمریکائیان در آن اوضاع فقط میخواستند که شاه برود.البته شاه اعتراضهای داخلی را نتیجه دسیسه خارجی بویژه انگلیس و آمریکا می‌دانست. مقامات آمریکا عدم توسل به زور جهت فرونشاندن تظاهرات واعتصابات را از طرف شاه یکی از دلایل مهم سقوط او می‌دانستند که بعد  از کشتار ۱۷ شهریور اتفاق افتاد.هایزر از طرف کارتر مامور شد تا در مرحله اول مقدمات خروج شاه را فراهم کند و سپس ارتش را آماده نماید تا در صورت عدم موفقیت بختیار دست به کودتا بزند.

امام در تاریخ ۲۳/۱۰/۵۷در پیامی‌به مردم و ارتش هشدار داد  که مراقب توطئه‌های دشمن باشند و از ارتشی‌ها خواست که به مردم بپیوندند  وبا مردم برادرانه رفتار کنند این پیام باعث شد که مردم در تظاهرات فردای آنروز ارتش را گلباران نمایند و نظامیان نیز عکس امام را بر کامیونهای خود نصب نمایند‌هایزر در این باره گفت با پیام امام  مردم با سلاح عشق ومهربانی به ارتش حمله کردند .

شاه جهت خروج از ایران لحظه شماری می‌کرد و فقط منتظر رای اعتماد مجلسین به بختیار بود.

خروج شاه از کشور

قبل از شاه، خانواده  سلطنتی خروج را شروع کردند، ملکه مادر و اشرف به کالیفرنیا رفتند،  فریده دیبا،  لیلا پهلوی وعلرضا نیز در ۲۵ دیماه از کشور خارج شدند . شاه خیال داشت مستقیم به کالیفرنیا وارد شود ولی با مخالفت آمریکا روبرو شد . تاریخ خروج شاه ۲۷ دیماه مشخص شده بود ولی در غروب ۲۵ دی شاه به بدره ای، فرمانده نیروی زمینی، گفت که فردا سفر انجام خواهد شد.

 محمدرضا، که در خیالات خود می‌پنداشت که احتمالا با انجام یک کودتا خواهد توانست همانند ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پیروزمندانه  به تهران و قدرت بازگردد برنامه سفر به آمریکا را لغو نمود وبرنامه سفر به مصر را طرح ریزی کرد ولی زمانی که از بازگشت به ایران نا امید شد قرار شد که پس از چند روز توقف در مصر راهی آمریکا شود .

سرانجام صبح روز ۲۶ دیماه، شاه و فرح به فرود گاه مهرآباد رفتند و در آنجا به انتظار بختیار نشستند، بختیار نیز پس از اخذ رای اعتماد از مجلسین، خود را به فرودگاه رساند، دیکتاتور پس از دیدار با نخست وزیر با چشمان گریان همراه با ملکه با هواپیمای شخصی  خود (شهباز) که شخصا هدایت آنرا بر عهده داشت ایران را برای همیشه ترک نمود.

با انتشار خبر خروج و یا به عبارت بهتر فرار شاه از کشور موجی از شادی ونشاط تمام شهرهای ایران را فرا گرفت و مردم به شادی پایکوبی پرداختند و گل و شیرینی پخش کردند و این روز را برای همیشه به عنوان روز پیروزی بر شاه گرامی‌می‌دارند، روزنامه اطلاعات در این روز یکی از بزرگترین تیترهای خود را با عنوان ” شاه رفت ” رقم زد.

عاقبت دیکتاتور پس از فرار

 شاه، پس از یک هفته توقف در مصر و در ۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد مراکش شد  و ۱۰ فروردین ۱۳۵۸ به باهاما سفر کرد، باهاما قبول کرد که با ویزای توریستی پذیرای شاه باشد شاه در این مرحله از سفر تمایل به اقامت در انگلیس داشت و وعده داد که از تشریفات بیش از حد خودداری کند و همچنین فعالیتهای سیاسی انجام ندهد ولی این درخواست از سوی مقامات انگلیسی رد شد .

 پس از باهاما شاه به مکزیک مسافرت کرد با وخیم تر شدن حال شاه که از سرطان رنج می‌برد  و پس از کش وقوسهای فراوان(برای توجیه سفر شاه به ایالات متحده حتی کاردار آمریکا با مهدی بازرگان ملاقات کرد تا برای صدور اجازه سفر شاه به آمریکا بیماری او را بهانه کنند و مقامات ایرانی خواستار معاینه پزشکان ایرانی از شاه شدند) و سرانجام محمدرضا جهت معالجه بیماری در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۵۸ وارد نیویورک و مستقیم به بیمارستان انتقال یافت .

پس ازاینکه شاه، برای معالجه وارد نیویورک شد و دولت ایران پاسخ مناسبی برای استرداد اواز آمریکا دریافت نکرد ،در اعتراض به عدم استرداد شاه به ایران ،سفارت آمریکا در ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام تسخیر گردید ، با بحران گرو گانگیری و در خواست بازگرداندن شاه به ایران ، درتاریخ ۱۱ آذر ۱۳۵۸محمدرضا ،بصورت مخفیانه از بیمارستان خارج و به مرکز پزشکی یکی از پایگاههای نیروی هوایی در تگزاس منتقل گردید و بعد از دوهفته مقامات امریکایی از شاه خواستند که کشور را ترک نماید .

 در این زمان تنها سه کشور آفریقای جنوبی، پاراگوئه و مصر جهت پذیرش او اعلام آمادگی کرده بودند والبته کمی‌بعد به شاه خبر دادند که کشور پاناما نیز اورا خواهد پذیرفت و در نهایت شاه به پاناما رفت پس از چندی وزارت خارجه ایران بطور رسمی‌استرداد شاه را از پاناما درخواست کرد و پاناما نیز آزادی گروگانهای آمریکایی را از ایران خواستار شد ،در این اوضاع هنری کیسینجر طی یادداشتی از شاه خواست که هر چه سریعتر از پاناما خارج شود .

سرانجام شاه در آخرین سفر خود روز ۳ فروردین ۱۳۵۹ پاناما را به مقصد مصر ترک کرد و در مصر مورد استقبال انور سادات قرار گرفت و در یکی از بیمارستانهای قاهره بستری و مورد عمل جراحی و معالجه قرار گرفت و سرانجام  با پیشرفت بیماری ، محمد رضا ، پادشاه ایران در تاریخ ۵ مردا ۱۳۵۹ در قاهره درگذشت و در مسجدی در همین شهر به خاک سپرده شد .

نتیجه

محمدرضا شاه که در مدت سی وهفت سال سلطنت خود بر ایران، بتدریج به یکی از قدرتهای بزرگ تبدیل شده بود و از حمایت اکثر کشورهای بزرگ غربی به ویژه آمریکا برخوردار بود ، در نهایت در اثر استبداد و مفاسدی که خود، خانواده و حکومتش انجام دادند مورد تنفر وخشم ملت ایران قرار گرفت و از کشور خود رانده شد وعرصه چنان بر او تنگ شد که پس از فرار از کشور، به دنبال پناهگاه ،از کشوری به کشور دیگر آواره بود تا در نهایت در کمال درماندگی و تنهایی در کشور فراعنه درگذشت.

————————-

3252
۲۱دی روز وقف گرامی باد.

 وقف چیست ؟

تعریف لغوى وقف :

کلمه وقف در زبان فارسی به معنى ایستادن، توقف، حبس کردن، منحصر کردن چیزى، به کسى است .

 تعریف وقف در قوانین:

ماده ۵۵  ق . م (منظور قانون مدنى) میگوید: وقف عبارت است از این که عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود، منظور از حبس نمودن عین مال نگاه داشتن عین مال از نقل و انتقال ، و همچنین ، از تصرفاتى که موجب تلف عین گردد زیرا مقصود از وقف ، انتفاع همیشگى موقوف علیهم ، از مال موقوفه است ، و بدین جهت هم آن را وقف گفته اند . منظور از تسبیل منافع ، واگذارى منافح در راه خداوند، و امور خیریه و اجتماعى میباشد.

بند ۷ الحاقى به ماده یک قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف مقرر میدارد:

اثلاث باقیه ، محبوسات ، نذور، صدقات و هر مال دیگرى که به غیر از وقف براى امور عام المنفعه  و خیریه اختصاص یافته در حکم موقوفات عامه است و چنانحه فاقد متولى و متصدى باشد با اذن ولى فقیه تحت اداره و نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه قرار خواهد گرفت .

همانطور که ملاحظه میشود اموالى را میتوان وقف نمود که با حفظ اصل آن ، امکان بهره بردارى از منافعش وجود داشته باشد. به عنوان مثال ، اقلام مصرف شدنى مانند میوه یا گندم یا برنج که با استفاده از آنها عین مصرف میشود، قابل وقف نیست . اما اموالى مانند ظروف، میز، صندلى، ساختمان ، باغ و زمین قابلیت وقف دارند.

  ۲ –  انواع وقف :

وقف از یک جهت به وقف عام و خاص، تقسیم میشود:

الف) وقف عام : وقف عام وقفى را گویند که راجع به جهات عامه باشد.

مثل مساجد، مدارس و هرچه از این قبیل باشد.

وقف عام یا شامل جهت است ، و مصلحت عام را در نظر دارد ، مثل وقف بر مسامد، پل‌ها و مدارس، و یا شامل عنوان عام است ، مثل فقرا و ایتام . به تعبیر دیگر میتوان گفت وقتى مالک مال منقول قابل دوام یا ملکى را براى کارهاى عمومى و عام المنفعه وقف میکند وقف عام میباشد.

ب) وقف خاص : وقف خاص وقفی است که اختصاص به افراد معینى به طور تعقب داشته باشد مثل وقف بر اولاد و احفاد . به عنوان مثال ، مالکى مال غیر منقول یا مال منقول قابل دوام را وقف میکند تا فرزندان او از منافع مال بهره ببرند که این عمل را وقف خاص گویند. از یک جهت دیگر، وقف را به انتفاع و منغعت تقسیم میکنند. به عنوان

مثال اگر مالکى زمین خود را وقف کرد تا در آن مدرسه بسازند یا خانه خود را جهت احداث حسینیه وقف نمود این عمل را وقف انتفاع گویند . اما اگر مالکى چند باب مغازه یا باغ یا ساختمان را وقف نمود تادرآمد آن را متولى وصول کند و براى کمک به ایتام یا روضه خوانى یا درمان بیماران هزینه نماید این اقدام را وقف منفعت مینامند.

در مقررات اوقاف ، آن دسته از موقوفاتى که توسط متولیان اداره میشود غیر متصرفى  و موقوفاتى که ادارات اوقاف به قائم مقامى متولى اداره میکنند را متصرفى مینامند .

در برخى منابع انوع دیگرى از تقسیم وقف را ذکر میکنند که ضرورتى به بیان آنها نیست و تنها باید بدانیم که اگر قصد واقف جهات عمومى و عام

المنفعه بود، وقف عام است و اگر براى فرزندان و فرزند زادگان باشد ، وقف خاص تلقى میشود.

 ۳- وقف در قرآن و سنت:

هر چند در قرآن آیه اى که بصورت مستقیم با امر وقف مرتبط باشد، وجودندارد، منتهى مواردى از اعمال صالح ، مانند صدقه ، قرض الحسنه ، تعاون،انفاق ، محبت و کمک به همنوعان ذکر شده و به نوعى با روح وقفسازگارى دارد که به برخى از آنها اشاره میشود:

۱٫ آیاتى که انسان را به عمل صالح ترغیب و توصیه نموده و میدانیم وقف کردن نیز نوعى کار خیر و عملى خداپسندانه است .

۲٫ آیه‌هایى که به تالیف قلوب و جلب محبت دیگران دلالت دارد و چون یکى از مصارف درآمدهاى وقف در جهت تحکیم و تثبیت روح همبستگى و محبت بوده و در عین حال احسانى است عارى از منت ،

و اقدامى است که در بسیارى از موارد استفاده کننده از منافع وقف، واقف را ملاقات نکرده و چه بسا او را نمیشناسد، ولى از نتیجه لطف او بهره مند میشود هر چند گروهى نیز در این رابطه به ثروت اندوزى روى می آورند که قرآن آنها را هم ، مورد نکوهش قرار میدهد.

۳ –  آیاتى که مردم را به روح تعاون، احسان و برادرى دعوت نموده است مانند آیه شریفه : (تعاونوا على البر و التقوى و لاتعاونوا على الائم و العدوان)

۴ –  آیاتى که انسان را به شناخت خویشتن خود دعوت مینماید تا بدین وسیله ، همواره درباره اعمال پایدار خود اندیشه کند و به سوى انفاق بشتابد.

 علاوه بر این‌ها آیه دیگرى در قرآن میفرماید:

المال و البنون زینه الحیوه الدنیا والباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابأ و خیر آملأ….

مال و فرزندان آرایش زندگانى جهان اند ولکن ، اعمال صالح که تا قیامت باقى است . (مانند نماز و تهجد و ذکر خدا و صدقات جارى همچون بناى مسجد و مدرسه و موقوفات و خیرات در راه خدا) نزد پروردگار بسى بهتر و عاقبت آن نیکوتر است .که بدین ترتیب باید گفت : وقف مصداق بارز باقیات الصالحات است .

پیامبر اسلام (ص ) میفرماید، عمل انسان جز از سه راه با مرگش قطع میشود:

 ۱ –  صدقه جاریه

۲ – دانشى که مورد استفاده قرار گیرد

۳ – فرزند شایسته اى که براى او دعا کند.

———————–

www.askdin.com_gallery_images_594_1_1173b

دانشنامه هفته وحدت

کینه‌های کهنه

بدون شک، نیاز مسلمین به اتحاد و اتفاق، از مبرم ترین نیازهاست، و درد اساسی جهان اسلام، همین کینه‌های کهنه میان مردم مسلمان است. دشمن همواره از همین شکاف‌ها سود می‌جوید. البته مفهوم اتحاد اسلامی‌که در صد سال اخیر، میان علما و فضلای مؤمن و روشن فکر اسلامی‌مطرح است، این نیست که فرقه‌های اسلامی‌برای ایجاد اتحاد اسلامی‌از اصول اعتقادی و یا غیر اعتقادی خود صرف نظر کنند و به اصطلاح مشترکات همه فِرَق را بگیرند و مختصات همه را کنار بگذارند؛ زیرا این کار نه منطقی است و نه عملی. از اینرو فرقه‌های اسلامی، در عین اختلافاتی که در کلام و فقه و غیره با هم دارند، به واسطه مشترکات بیشتری که در میان آنها هست، می‌توانند در مقابل دشمنان خطرناک اسلام، دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند.

گل بانگ وحدت

یکی از زیباترین و والاترین واژه‌ها، واژه وحدت و برادری است. برادری و وحدتی که پیامبر رحمت در استمرار رسالت دیگر انبیای عظام برای جوامع بشری به ارمغان آورد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مهاجرین و انصار را به میثاق اخوت و عقد برادری فرا خواند و بدین سان گل بانگ وحدت برای نخستین بار در فضای مدینه طنین افکند و دل و جان قرون و اعصار را نوازش داد و عطر دل انگیز آن مسلمانان را مدهوش خویش ساخت. سنگ زیرین بنای اتحاد و همبستگی اسلامی‌نهاده شد و ارزش‌های متعالی اسلامی‌و برادری و اتحاد، جانشین ارزش‌های پوچ و خیالی جاهلی شد. آری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم با استناد به آیات قرآن، جوامع اسلامی‌رابه اعتصام به حبل متین الهی و پرهیز از تفرقه و تشکیل امت واحده در سایه عبودیت اللّه، دعوت کرد. مسلمانان نیز در پرتو عمل به این دعوت و حرکت در طریق وحدت، متحد شدند و بر دشمنان چیره شدند و دیری نپایید که شاهد فتح و پیروزی را در آغوش کشیدند.

اخوت دینی و وحدت اسلامی

اسلام به عنوان مکتب جامع و جاوید، همان گونه که عرصه دعوت خویش را به قوم و ملت خاصی محدود نکرده است، اتحاد امت اسلامی‌را در صدر برنامه‌های سیاسی و اجتماعی خویش قرار داده و عقد اخوت دینی را میان فرزندان امت اسلام جاری کرده است. وحدت اسلامی‌که قوی ترین عامل توانمندی و اقتدار امت اسلام محسوب می‌شود، از دیرباز دست خوش توطئه‌های دشمنان قرار گرفته است. استعمارگران خارجی و ایادی داخلی آنان که قوّت خود را در ضعف جوامع اسلامی‌می‌جویند، برای غارت منابع و ثروت‌های ملل اسلامی، سعی در فرو ریختن جوّ اعتماد و فضای برادری حاکم میان ملل اسلامی‌داشته اند. حضرت امام خمینی رحمه الله با تاکید بر اهمیت این عامل حیاتی، نقش استعمار در از بین بردن آن را چنین بازگو نموده اند: «علما و دانشمندان سراسر جهان، بویژه علما و متفکران بزرگ اسلام، یک دل و یک جهت در راه نجات بشریت از سلطه ظالمانه این اقلیت حیله باز و توطئه گر… بپاخیزند… و این کتاب‌هایی را که اخیرا با دست استعمار منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می‌زنند نابود کنند و ریشه اختلاف که سرچشمه همه گرفتاری‌های مظلومان است را برکنند و یک دل و یک سو بر این رسانه‌های گروهی که بیشترِ ساعاتِ شب و روز، به فتنه انگیزی و نفاق افکنی… عمر خود را می‌گذرانند، پرخاش کنند.

اسلام، محور اتحاد (با تکیه بر نظر امام خمینی رحمه الله )

در اندیشه تقریب مذاهب و ملت‌های اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه الله تمامی‌محورهایی را که به کلیت و فراگیری امت اسلامی‌صدمه می‌زند، رد نموده، اسلام را به عنوان تنها محور اتحاد این امت عظیم مطرح می‌کند. ایشان خطاب به حجاج بیت اللّه الحرام می‌فرماید: «از جمله وظایف در این اجتماع عظیم، دعوت مردم و جوامع اسلامی‌به وحدت کلمه و رفع اختلافات بین طبقات مسلمین است که خطبا، گویندگان و نویسندگان در این امر حیاتی اقدام نمایند و کوشش کنند در به وجود آوردن جبهه مستضعفین که با وحدت جبهه و وحدت کلمه و شعار «لا اله الاّ اللّه»، از تحت اسارت قدرت‌های شیطانی، و اجانب و استعمارگران و استثمارگران بیرون آیند و با اخوت اسلامی‌بر مشکلات غلبه پیدا کنند».

وحدت اسلامی‌و تشکیل جبهه مستضعفان (با تکیه بر دیدگاه امام)

تاکید بر ایجاد جبهه واحد مستضعفان در برابر استکبار و قدرت‌های شیطانی، یکی از محورهای مورد تأکید امام رحمه الله است که جامعه اسلامی‌را برای نیل به تحقق وحدت اسلامی‌یاری می‌رساند. امام، با اعتقاد به پیوند عمیق میان وحدت اسلامی‌و شکل گیری جبهه مستضعفان، می‌فرماید: «مستضعفین جهان، چه آنهایی که زیر سلطه آمریکا و چه آنها که زیر سلطه سایر قدرتمندان هستند، اگر بیدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قیام نکنند، سلطه‌های شیطانی، رفع نخواهد شد و همه باید کوشش کنیم که وحدت بین مستضعفین در هر مسلک ومذهبی که باشند، تحقق پیدا کند…. و آنچه مهم است این است که شما در مذهب خود و ما در مذهب خودمان اخلاص را حفظ کنیم».

اتحاد ممالک اسلامی‌از منظر امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله با بازگو کردن دیدگاه اسلام و یادآوری تأکید قرآن کریم بر اندیشه برادری دینی، اشاعه این تفکر را به عنوان یکی از راه کارهای شکل گیری وحدت اسلامی‌و تقریب مذاهب مطرح می‌کنند. در این باره موضع قاطع و روشن ایشان، در بخشی از بیاناتشان دقیقا مشخص است: «ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی‌و استقلال ممالک اسلامی‌در هر حال مهیّا هستیم. برنامه ما ـ که برنامه اسلام است ـ وحدت کلمه مسلمین است؛اتحاد ممالک اسلامی‌است؛ برادری با جمیع فِرَق اسلامی‌است در تمام نقاط عالم؛ هم پیمانی، با تمام دول اسلامی‌است در سراسر جهان».

امام خمینی و سفارش به برادری بین تشیع و تسنن

حضرت امام رحمه الله که ایجاد تفرقه مذهبی میان شیعه و سنی را محصول دست‌های پلید استکبار و اجانب می‌دانند، توسعه اخوت دینی میان پیروان تمامی‌مذاهب را دنبال نموده و پیروان مذاهب تشیع و تسنن را از اختلاف بر حذر داشته و به برادری و رفتار نیک با همدیگر سفارش فرموده است. آن گرامی‌خطاب به ملت ایران چنین می‌فرمایند: «من امیدوارم که تمام برادرهای ما در اطراف ایران، چه برادرهای اهل سنت و چه برادرهای اهل تشیع، و تمام کسانی که در این ملت هستند، از اقلیت‌های مذهبی، با هم جمع باشند و همه مثل برادر با هم رفتار کنند، تا این که این مملکت به پیش برود».

پیامدهای تفرقه از دیدگاه امام

بیداری امروز امت اسلامی، بازگشت مسلمین به قرآن و سنت، مطرح شدن ولایت امر و خلافت اسلامی، آزادی خواهی، عزت طلبی و حرکت‌های وحدت طلبانه مسلمین، بدون شک از ثمرات انقلاب مقدس امام خمینی رحمه الله است. حضرت امام در طول حیات طیبه خویش باعث و بانی تحرکات مهمی‌در جهان اسلام بودند که یکی از اقدامات مهم ایشان، ایجاد وحدت و اخوت دینی، در میان مسلمین بود. آن فرزانه هم چنین برای تحقق این هدف مقدس و ایجاد وحدت و هم گرایی مسلمانان، در بسیاری از سخنان و نوشته‌های خود، امت اسلام را از تفرقه بر حذر داشته و آنان را به پیامدهای زیان بار و ناگوار تفرقه و اختلاف توجه داده اند. ایشان در این باره می‌فرمایند: «امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فرق. آنها می‌خواهند نه این باشد نه آن، راه را این طور می‌دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند. ما با توجه به این معنی که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم، باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت کنیم».

حیله‌های استکبار در اختلاف بین شیعه و سنی

جمهوری اسلامی‌ایران پس از انقلاب اسلامی‌با توطئه‌های مختلف استکبار جهانی و ایادی فرومایه آن مواجه شد. حیله‌ها و توطئه‌های رنگارنگ دشمنان به منظور تضعیف انقلاب اسلامی‌و رهبری آن، یکی پس از دیگری به مرحله اجرا درآمد. یکی از مهم ترین حیله‌های استکبار ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی بود که با درایت و دوراندیشی امام راحل رحمه الله خنثی شد. از آن زمان جلوه‌های راستین وحدت در پرتو رهبری‌های مصلح کبیر امام خمینی رحمه الله در نظام جمهوری اسلامی‌آغاز و تحقق یافت و امروز در امتداد رهبری‌های حکیمانه بزرگ مرد تاریخ مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، پرچم پرافتخار توحید به اهتزاز درآمده است.

جمهوری اسلامی، پیش گام وحدت اسلامی

وحدت اسلامی‌ـ که همواره آرزوی اندیشمندان اسلامی‌بود ـ با مجاهدت و تلاش خالصانه مسئولان جمهوری اسلامی‌پایه‌های اساسی آن تحکیم یافته است. تشکیل و تأسیس «مجمع التقریب بین المذاهب» از سوی رهبر معظم انقلاب زمینه را برای گفت وگوی مستقیم اندیشمندان و صاحب نظران برجسته جهان اسلام هموارتر ساخت و همین امر موجب شد تا گام‌های بسیار مهمی‌در خصوص وحدت اسلامی‌برداشته شود. جمهوری اسلامی، بدون شک از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی‌تاکنون، همواره با تمام توان، آیه‌های وحدت و همبستگی را برای مسلمانان قرائت نموده و گام‌های مهم عملی برای تحقق این هدف والا و ارزشمند برداشته است که بر هیچ فردی پنهان نیست.

وحدت در قرآن

قرآن کریم همبستگی را برای مسلمانان ضروری تلقی کرده است و از آنان می‌خواهد تا در گسترش این فرهنگ کوشا باشند. قرآن کریم کسانی را که خدای واحد را می‌پرستند، به سوی یک قبله نماز می‌گذارند، کتاب آسمانی شان قرآن است و پیامبر والایشان حضرت محمد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله وسلم می‌باشد، به اتحاد و یگانگی فرا می‌خواند و همه امت اسلامی‌را از منازعه و اختلاف باز می‌دارد؛ چنان که در سوره انفال آیه ۴۶ می‌خوانیم: «از خدا و رسول خدا اطاعت کنید و منازعه و اختلاف نکنید که سستی بر شما غلبه کرده، هیبتتان از دست خواهد رفت». در جای دیگر قرآن کریم محور وحدت مسلمانان را توحید می‌داند و می‌فرماید: «همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید». بدان امید که مسلمانان، رهنمودهای قرآن را همواره سرلوحه زندگی شان قرار داده، با تکیه بر مشترکات عقیدتی خویش، گام‌های مهمی‌را برای تحقق وحدت بردارند.

عطر وحدت

چه خوش بود آن روزهایی که اصحاب پیامبر گرامی‌صلی الله علیه و آله وسلم با همه نظرهای متفاوتی که با یکدیگر داشتند گرداگرد شمع وجود آن نور مقدس حلقه می‌زدند و از شجره نبوت، نور هدایت را اقتباس می‌کردند. چه صفابخش بود محفل‌هایی که در مسجد النبی صلی الله علیه و آله وسلم تحقق بخش اولین مصادیق آیه شریفه «و امرهم شوری بینهم» بود. چه شورانگیز بود پیمان برادری بین مهاجران و انصار که گره زننده آن، رسول رب العالمین و دستاورد آن، ایثارهای صحنه‌های جنگ و فداکاری‌های پشت آن صحنه‌ها شد. چه معطّر بود نسیم وحدت امت در آن عصر که از مُشک وحی بر گلبرگ‌های پیکر امت می‌وزید. یاران! اکنون که به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی‌ایران زمینه گسترش اندیشه تقریب و وحدت سیاسی جهان اسلام بیش از پیش فراهم شده است، بیایید به پیروی از رسول اسلام، دست اخوت به یکدیگر داده، با هم دلی و صمیمیت، بسیاری از مشکلات جهان اسلام را حل کنیم. بیایید همه مان منادیان راستین همبستگی جوامع اسلامی‌مان باشیم.

توحید کلمه و کلمه توحید

از آن هنگام که خورشید فروزان اسلام بر سرزمین سرد و تاریک جاهلیت دمید و سپیده صبح امید، افق زندگی جاهلی را گرمی‌و روشنایی بخشید، نور امید و رهایی در دل بردگان تابیدن گرفت و دیدگانشان به درخششی جاودانه فروغ گرفت. نغمه توحید، کران تا کران را درنوردید و قوم‌ها و قبیله‌های پراکنده را با دعوت به اعتصام به حبل متین الهی، متحد و منسجم ساخت. این همه، به برکت میلاد نور، پیام آور توحید، رسول وحدت، حضرت ختمی‌مرتبت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم بود که با بعثت خویش، شعار برادری و پیمان اخوت را برای جوامع بشری به ارمغان آورد. اکنون که بیش از ۱۴۰۰ سال از آن روزهای پرشکوه و به یادماندنی می‌گذرد، هنوز هم آن نغمه شورانگیز، قلب و اندیشه مؤمنان را به یکدیگر نزدیک ساخته، آنان را به گزینش برترین راه رهایی ـ که توحید کلمه و کلمه توحید است ـ فرا می‌خواند.

جمهوری اسلامی، منادی راستین وحدت

مستکبران و استعمارگران همواره با نقشه‌ها و توطئه‌های شوم خویش و به وسیله مزدوران خود در کشورهای اسلامی، مانع شکل گیری وحدت سیاسی جوامع مسلمان شده و با مطرح ساختن فرقه‌های ساختگی، به ستیز با اندیشه وحدت و تقریب برآمده اند. اما به لطف خداوند متعال، انقلاب شکوهمند اسلامی‌ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله ، بار دیگر اندیشه تقریب بین مذاهب و وحدت سیاسی جوامع اسلامی‌را احیا کرد و با دعوت همه مسلمانان به اتحاد، سربلندی و عزّت مؤمنان را در جهان فراهم آورد. قرار دادن هفته وحدت و تشکیل کنفرانس‌ها و سمینارهای بین المللی وحدت اسلامی‌بهترین شاهد گویا بر این مدعا است که تنها جمهوری اسلامی‌ایران منادی راستین وحدت در جهان است. کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی‌یکی از بزرگ ترین تجلیگاههای وحدت مسلمانان و ارزنده ترین همایش جهانی دانشمندان و اندیشمندان مذاهب اسلامی‌است که همه ساله به همت «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» در تهران برگزار می‌شود و تاکنون دستاوردهای مهمی‌را به همراه داشته است.

اتحاد و الفت، بزرگ ترین دستاورد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

بزرگ ترین دستاورد رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ایجاد الفت و اتحاد در میان مردمی‌متفرق و پراکنده بود؛ مردمی‌که به واسطه تعصبات جاهلی به جان هم افتاده، در حال سقوط بودند و پیامبر با تعالیم اسلامی‌همه را متوجه خدای یگانه کرد و امتیازات موهوم از قبیل مال و ثروت و نژاد و رنگ و حسب و نسب و امثال آنها را از میان برداشت و تنها تقوا، علم و مجاهدت را ملاک برتری و فضیلت دانست. علی علیه السلام نیز همواره به اصحابش گوشزد می‌کرد که قدر این نعمت بزرگ الهی را بدانند، تا پس از الفت و اتحاد به تفرقه و اختلاف گرایش پیدا نکنند. در خطبه ۹۶ نهج البلاغه، آن حضرت با برشمردن برخی از فضایل رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می‌فرماید: «دل‌های نیکوکاران شیفته او گشت. عنان دیده‌ها به سوی او متوجه شد. به برکت وجودش خداوند کینه‌های دیرینه را دفن کرد، شعله‌های عداوت را فرو نشاند و مردم را با یکدیگر الفت داد و برادر ساخت».

نقش وحدت در تعالی امت

بدون شک عزت و سربلندی و تعالی هر امت در یگانگی و هم بستگی آنهاست. اتحاد و اتفاق بزرگ ترین عامل قدرت و شوکت هر جامعه و امت، و در مقابل، ذلت و سرافکندگی و سقوط هر امت در تفرقه و پراکندگی آن نهفته است. بر همین اساس حضرت علی علیه السلام در خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه با بیان سرگذشت امت‌های پیشین، مردم را به عبرت گرفتن از سرنوشت آنها و تفکر در علل تعالی و سقوط آنها، فرا خوانده و بعد از تحلیل این امر، مسلمانان را به کارهایی که موجب عزت و شوکت و قدرتشان می‌شود، تشویق فرموده است. آن حضرت چنین می‌فرمایند: «آن اموری که موجب عزت و شوکت امت‌های گذشته شد، دوری گزیدن از پراکندگی و همت گماشتن و توصیه و ترغیب یکدیگر به رعایت هم بستگی بود. آنها از هر امری که ستون فقرات امتشان را می‌شکست و قدرتشان را سست می‌کرد، دوری می‌گزیدند».

وحدت در اندیشه شهید مطهری

اکنون که انقلاب بزرگ اسلامی، این فریاد بلند زمان بر تیرگی‌های شب تاریخ، طلسم ظلمت را شکست، بر عالمان و متفکران مصلح و متعهد شیعه و سنی است که علیه تعصّب‌های کور و گرایش‌ها و فشارهای توده‌های عوام قیام کنند و صبح وحدت و آگاهی و پیروزی را به امّت اسلام تقدیم کنند. بی تردید، شهید مطهری یکی از این چهره‌ها و از شیفتگان وحدت اسلامی‌است. این متفکر بزرگ، راه نجات و سعادت جوامع اسلامی‌را در وحدت دانسته، می‌گوید: «وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بینش و منش، در معتقدات مذهبی، در پرستش‌ها و نیایش‌ها، و در آداب و سنن اجتماعی، به خوبی می‌تواند از مسلمین امت واحد بسازد و قدرتی عظیم به وجود آورد که قدرت‌های عظیم جهانی ناچار در برابر آن خضوع نمایند». به راستی با وحدت تمامی‌گروه‌های مسلمان است که می‌توان دست‌های جنایت کارانه دشمن را قطع و مقاصد شوم آن را خنثی کرد. با توحید کلمه است که می‌توان در مقابل توطئه‌های شوم استکبار جهانی، که هدفی جز نابودی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم ندارد، با صلابت هرچه بیشتر ایستادگی کرد. به امید روزی که اسلام مجد و عظمت حقیقی خویش را در سایه اتحاد مسلمین باز یابد.

توحید کلمه، شالوده ادیان آسمانی

در گستره گیتی، واژه دل انگیز وحدت ستاره وار می‌درخشد و پرتو هستی آفرین آن، زوایای آفرینش را زیب و زینتی خاص می‌بخشد و گوهر تکامل و عروج به ملکوت و لقای حق را در اختیار انسان می‌دهد. با گذر و نظر به ژرفنای تاریخ انسان و مروری عبرت آموز بر احوال امت‌های پیشین، نقش بالنده و نیروی سازنده کلمه توحید و توحید کلمه ـ که شالوده و اساس محکم و استوار ادیان آسمانی است ـ در مجد و عظمت و عزت جوامع بشری به خوبی نمایان می‌شود. در نقطه مقابل آن، آهنگ شوم افتراق و اختلاف که خشت آغازین بنای کفر و شرک است ارمغانی جز ویرانی و تباهی و مرگ نداشته و ددان و بدانِ آدمی‌خوار را بر آن داشته است تا از گسیختگی مردمان، بساط عیش و عشرت خویش را رونق بخشند و مایه فقر و سختی و جهل فریب خوردگان نفاق و جدایی را فراهم آورند.

همبستگی، ریشه قدرت مسلمانان

همواره به یُمن وجود سراسر جود و برکت مردان الهی که حلقه ارتباط و پیوند خلق و خالقند، رشته الفت و برادری انسان‌ها و آرمان وحدت گرایی در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، حتی در لابلای تعصبات خشک و کور و فضای مسموم و زهرآگینی که وحدت ستیزانِ خلق، ایجاد کرده بودند، نیز درخشش و پرتوافکنی داشته است. آری پیوندو اتصال مردان الهی با کانون توحید و وحی، وسعتی اقیانوس گونه به آنان می‌بخشد که جویبارهای ناآشنا و نهرها و رودهای متفرق را هم ساز و هم صدا و هم سو می‌کنند و در پرتو شعاع وجود توحیدی خویش به سرمنزل اتحاد و کمال و عزت رهنمون می‌گردند. این چنین است که وجود اینان ـ که پرتوی از انوار خداست ـ خورشید آگاهی و نوید و امید محرومان و مستضعفان و پایان بزم و عیش شب پرستانِ نورستیز می‌باشد. امام خمینی رحمه الله سرسلسله جنبان این خدامردان بودند که مسلمانان را به بیداری فرا خواندند و هم بستگی آنان را ریشه قدرت و عزت مسلمانان دانستند.

ابتکاری نو

چندین سال است که به ابتکار جمهوری اسلامی‌ایران، که مورد استقبال مسلمانان دیگر نقاط جهان نیز قرار گرفته، دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول سال روز میلاد خجسته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، به عنوان هفته وحدت قرار داده شده است تا به یمن این ایام خجسته، شاهد تحقق انسجام امّت، و تاکید بر اصول مشترک و مورد اتفاق امت اسلامی‌باشیم.

قرآن و مسئله تفرقه

ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد

در برابر اندیشه وحدت، اندیشه تفرقه افکنی و ایجاد چنددستگی قرار دارد. همگان جمله معروف «تفرقه بینداز و حکومت کن» را شنیده ایم. شاید باور این نکته چندان آسان نباشد که علی رغم تصور بسیاری از افراد، که این روش را منحصرا ابزار استثمار و استعمار برای سلطه گری بر ملت‌های عقب مانده وغارت آنها می‌دانند، به کارگیری آن قدمتی چندین هزارساله دارد. در قرآن کریم آمده است که: «فرعون در زمین برتری جویی کرد و اهل آن را به گروه‌های مختلفی تقسیم کرد». این شاهد قرآنی، خود مؤید گفته بالاست که استفاده از ابزار تفرقه افکنی پیشینه ای به قدمت طغیان و برتری طلبی انسان و بهره کشی او از هم نوع خود دارد. در نتیجه چرایی دعوت ادیان به وحدت کلمه و اعتصام همگانی به ریسمان الهی و نیز مخالفت طاغوت‌ها با پیام آوران این دعوت آشکار می‌شود.

شیاطین

حضرت امام خمینی رحمه الله می‌فرماید: «پیغمبرها که از اول تا ختم شان آمده اند مردم را به برادری، به دوستی، به اخوت دعوت کرده اند… تمام این مسائل تفرقه افکن از قدرت‌های بزرگ است و شیطان‌های بزرگ، که بین ملت‌ها و بین افراد انسان‌ها می‌خواهند تفرقه بیاندازند».

ملاک وحدت

از نظر قرآن ملاک وحدت فراتر از سلیقه‌ها، برداشت‌های شخصی، معیارهای رایج و عامه پسندی هم چون نژاد، رنگ، زبان، طبقه اجتماعی است. این کتاب آسمانی ایمان را ملاک برادری می‌داند. به گفته امام راحل: «اسلام تکیه کرده است بر اخوت با تعبیرهای مختلف. «اِنَّما المُؤمِنوُن اِخْوَهٌ» از آن استفاده می‌شود که کانّه مؤمنین هیچ شأنی ندارند الاّ برادری. همه چیزشان در برادری خلاصه می‌شود».

پیوند ایمانی؛ محکم تر از رابطه نژادی

«هیچ قومی‌را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند آنها پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند». به فرموده امام راحل یکی از راه‌های ایجاد تفرقه در امت اسلامی، دامن زدن به اختلافات نژادی، زبانی و فرقه ای بوده است: «ما دیدیم آنچه در این قرن‌های آخر واقع شد، خصوصا در این پنجاه سال، از آن طرف با تبلیغات وسیع بین برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل تشیع کوشش کردند که تفرقه ای ایجاد کنند… یک شکل آن ملّی گرایی. [بود] آن می‌گوید ملت فارس، آن می‌گوید ملت عرب، آن می‌گوید ملت ترک. این ملی گرایی که به این معناست که هر کشوری، هر زبانی، مقابل کشور دیگر و زبان دیگر بایستند، این آن امری است که اساس دعوت پیغمبرها را به هم می‌زند».

اندیشه طبقاتی، وحدت شکن است

«اشراف کافر قوم نوح به او گفتند: ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی‌بینیم، و کسانی را که از تو پیروی کرده اند جز گروهی دون پایه ساده لوح نمی‌دانیم و برای شما نسبت به خود فضیلتی نمی‌بینیم».

«[به نوح] گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم درحالی که افراد پست و بی ارزش از تو پیروی کرده اند؟»

این خود برتربینی و تفوق طلبی است که منجر به شکاف میان صفوف و عدم تحقق وحدت کلمه می‌گردد و چه بسا به کفر و انکار و دشمنی با خدا و خلق بیانجامد. شاید بتوان گفت که برتری طلبان و معتقدان به درجه بندی‌های اجتماعی، بر اساس معیارهای دنیوی، در عمل به راهی رفته اند که دشمنان خواسته اند.

وحدت با ستمگران، هرگز!

هر تفکری می‌تواند دیگران را به وحدت با خود فرا خواند. امروزه، هم فرعونیان داعیه وحدت و نظم نوین جهانی دارند و هم صالحان، ملت‌ها را به اتحاد بر محور مبارزه با کفر و نفاق دعوت می‌کنند. امّا قرآن اعتماد به ظالمان را جایز نمی‌داند، تا چه رسد به وحدت با آنها. اعتماد به ظالمان و تکیه بر آنان موجب خذلان و گرفتاری در آتش است: «و بر ظالمان تکیه ننمایید، که آتش شما را فرا می‌گیرد و در آن حال هیچ ولی و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت و یاری نمی‌شوید».

وحدت با پیروان ادیان دیگر

نگرش قرآن در باب وحدت، به نظر، فراتر از وحدت پیروان یک مذهب یا یک دین است. در قرآن به وحدت کلمه با سایر ادیان توصیه شده است: «بگو: ای اهل کتاب بیایید بر سخنی که میان ما و شما یکسان است [گرد آییم؛ یعنی] جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعض دیگر را ـ غیر از خدای یگانه ـ ارباب خویش قرار ندهند».

چگونگی وحدت

راه کارهای وحدت چیست؟ اساسی ترینِ آنها از دید قرآن نفی طاغوت و عبودیت خداوند است؛ یعنی کلمه توحید: «و ما در هر امتی رسولی برانگیختیم تا خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید». همین مسئله عبودیت پروردگار و نفی طاغوت است که مستکبران را به معارضه با پیامبران و ملل مستضعف برمی‌انگیزد: «و اشراف قوم فرعون به او گفتند: آیا موسی و قومش را رها می‌کنی که در زمین فساد کنند تو و خدایت را وا گذارند؟»

وحدت بر اساس ایمان و محبت

از دید قرآن، ایمان و محبت به خدا عامل انسجام و وحدت است: «و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل‌های شما الفت ایجاد کرد و به نعمت او برادر شدید». آری در سایه ایمان به خدا دل‌های متفرق انسان‌ها در کنار هم قرار گرفت.

شرط تحقق وحدت

اراده مردم بر تحقق جامعه مؤمن، عدالت خواه و متحد و منسجم شرط اساسی ایجاد چنین مجتمعی است. در واقع این خود اعضای جامعه ایمانی هستند که باید برای وحدت و عدالت قیام کنند به گونه ای که اگر حتی پیامبر خدا و رهبر جامعه در میان ایشان نبود متفرق نشده، به قهقرا دچار نشوند: «محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود شما به عقب باز می‌گردید؟»

توصیه‌های قرآن به جلوگیری از اختلاف

قرآن به مؤمنان توصیه می‌کند که از اختلاف پرهیز کنند و نتایج شوم تفرقه را به خاطر داشته باشند: «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید» «و از خدا و پیامبرش اطاعت نمایید و نزاع نکنید که سست شوید و قدرت شما از میان برود». و در جایی که نزاع هست قرآن خیرخواهانه راه علاج و رفع خصومت را نشان می‌دهد: «ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و پیامبر خدا و اولی الامر را اطاعت کنید و هرگاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر بازگردانید، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است».

چند توصیه از امام راحل درباره وحدت

ما محتاج وحدت هستیم در سالیان دراز٫ همیشه، قرآن کریم به ما دستور داده و به مسلمین دستور وحدت داده برای یک سال و ده سال و صد سال نیست؛ برای سرتاسر عالم است. در سرتاسر تاریخ و ما محتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق کنیم.

برکات وحدت شما در تمام امور است غافل از این وحدت نباشید، غافل از این خط الهی نباشید.

این وحدت همان چیزی است که در قرآن کریم درباره آن سفارش شده است.

در سایه سار وحدت

مردمان یا هم کیشند یا همنوعند و باید به دنبال راهی برای هم راهی و هم یاری بود. دشمنان این را نمی‌خواهند و بذرهای تفرقه را می‌پرورند. سفله آن کس که ناخواسته در این کشتزار به بیگاری گرفته شده است، شیعه نام باشد یا مدعی «سنت». در سایه اخوت و برادری است که مصیبت‌ها آسان می‌شود. وحدت است که پویایی می‌آفریند. باید به قرآن بازگردیم. باید هویت گم گشته خویش را بازشناسیم باید به ریسمان الهی چنگ زنیم و از ناملایمات هراسی به دل راه ندهیم که اگر خدا را باور کنیم و دل به آنچه در کتاب او آمده بسپاریم، نه سست خواهیم شد و نه اندوهناک.

———————————

1_55265956445919067257

۱۰ ربیع الاول سالروز ازدواج پیامبر(ص) با حضرت خدیجه گرامی‌باد

پیوندی آسمانی

پیوند مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه علیهاالسلام پیوندی الهی بود که در به ثمر رساندن رسالت عظیم و پرخطر پروردگار نقش عظیمی‌داشت و زمانی اتفاق افتاد که جهل و بت پرستی در شهر مکه رایج بود، خداوند نیز در سایه رحمت خویش در دل این دو زوج مهربان چنان محبتی ایجاد کرد که هرگز در این مسیر پر خطر، اندکی تزلزل و تردید بر خویشتن راه ندادند و استوار و محکم در این راه گام برداشتند. تا در پرتو این کوشش کم نظیر، انقلاب عظیم محمدی به ثمر بنشیند و آزادی، آزادمنشی و حقانیت رسالت الهی ثابت شده و ندای لا اله الا اللّه بر قلب‌های خفته تاریخ تقدیم گردد.

شخصیت والای حضرت خدیجه علیهاالسلام

حضرت خدیجه علیهاالسلام از اشراف زادگان اصیلی بودکه اصالت خانوادگی و نجابت ذاتی او در مکه، زبانزد خاص و عام بود. او با وجود ثروت فراوان، هرگز از راه نجابت و عفت فاصله نگرفت. و بنابرقول تاریخ همیشه مال و ثروتش را در راه دستگیری بینوایان و خانواده‌های بی سرپرست به کار می‌برد. اصالت، نجابت و محاسن اخلاقی حضرت خدیجه و ثروت روز افزونش سبب شد که بزرگان مکه، به فکر خواستگاری و ازدواج با وی بیافتند؛ ولی حضرت خدیجه به همه آن‌ها پاسخ منفی داد و حاضر به ازدواج با آن‌ها نشد. تا آن که مشیّت الهی بر این تعلّق گرفت که حضرت خدیجه علیهاالسلام به همسری پیامبر درآید و هم گام با او رسالتی مهم را در زندگی خویش به اتمام رساند.

حضرت خدیجه علیهاالسلام از برترین زنان هستی

از میان زنان عالم چهار زن برترین زنان هستی اند: آسیه همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خُویلد و فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر محمد صلی الله علیه و آله ، که این چهار زن را خداوند عزوجل از زنان بهشت برگزید که در تمام اعصار تاریخ الگوی پاکی و عفّت برای تمام زنان باشند. حضرت خدیجه علیهاالسلام نیز یکی از زنان برتر نام آور تاریخ است که از جنبه‌های زیادی مورد توجه قرار گرفت و توانست نام و یادش را همچنان در سینه تاریخ به یادگار بگذارد و به عنوان یکی از زنان آسمانی که همیشه مقرب خدا هستند ملقّب شود.

ثمره یک ازدواج

در پرتو ازدواج پر برکت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه علیهاالسلام ، خداوند انواری بهشتی بر جهانیان عرضه کرد: فاطمه علیهاالسلام گل سر سبد زنان عالم، حسن سید جوانان اهل بهشت، حسین سرور آزادگان جهان، زینب علیهاالسلام اسوه صبر و استقامت، سکوت پر فریاد سجاد، علم باقر، صدق صادق، حلم کاظم، مهربانی رضا، جود و بخشش جواد، حبّ و اخلاص‌هادی، تزکیه حسن عسگری و نهایتا ظهور پرافتخار فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله مهدی منتظر. در طول تاریخ هستی، از این ازدواج با برکت تر پیوندی نبوده است.

عروج شخصیت زن در سایه پیوند شقایق‌ها

آن روزها که ظلمت و بت پرستی بر سرتاسر مکه، حکمفرما بود و دیوار موهوم خرافه پرستی و زنده به گورکردن دخترکان معصوم که چون شاپرکی به شوق پرواز و آزادی دست و پا می‌زدند و لبخند معصومانه و مهربانشان، باز هم نقاب زشت و کریه دیو صفتان جاهل آن روزگار را پس نمی‌زد، شاپرک‌هایی کوچک که تنها به جرم دختر بودن در زیر خاک‌ها مدفون می‌شدند تا بلکه تفکر نادرستِ دختر داشتن و ننگ و عار بودن دختر در خانواده، غم درونشان را بپوشاند و…، در این فضا بود که خدواند پیغمبری امین بر مردم نازل کرد تا بر دستان همسرش خدیجه بوسه زند و عروج شخصیت بزرگ زن را در تاریخ به اثبات برساند. خدیجه علیهاالسلام نیز که در نجابت، پاک دامنی و شرافت سرآمد زنان تاریخ آن زمان بود دختری به جهان عرضه کرد که وی نیز همچون مادرش آیینه تمام نمای عفت و زهد و تقوا باشد و همو بود که به شخصیت زن بها داد و الگوی نجابت و پاکی همه زنان عالم گردید.

جشن لبخند ستارگان

وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به خواستگاری حضرت خدیجه رفت ۲۵ سال داشت و خدیجه علیهاالسلام چهل سال از عمر شریفش می‌گذشت. در این مراسم عموهای پیامبر و عدّه ای از بستگان حضرت خدیجه که از رجال معروف مکه بودند حضور داشتند خطبه عقد هم توسط عموی پیامبر حضرت ابوطالب اجرا شد. حضرت ابوطالب در آن خطبه فرمود: «ستایش خدای بزرگ را که ما را از نژاد ابراهیم و نسل اسماعیل گردانید ونیز ما را از سرپرستان و خدمت گذاران حرمش قرار داد و کعبه را برای ما منزلگاه حاجیان و حرمی‌امن گردانید. این محمد برادرزاده من با فضیلت ترین مرد از مردان مکّه است که گرچه از نظر مالی تهی دست است، اما مقام و شخصیت والایی دارد وی به خدیجه متمایل شده وخدیجه نیز به وی متمایل شده است اینک وی را به ازدواج محمد در آوردید و مهریه اش هرچه است من برعهده می‌گیرم. مهریه حضرت خدیجه ۲۰ شتر قرار داده شد و پیامبر شتری به عنوان و لیمه عروسی فراهم کرد.

خدیجه، گوهر فضیلت

علاقه حضرت خدیجه علیهاالسلام به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله صرف نظر از عشق و علاقه زناشویی، عشقی معنوی بود، وی پیامبر را مردی کامل در صفات انسانی و به دور از رزایل اخلاقی می‌دید. حضرت خدیجه عاشق فضیلت و شیفته اصلاح جامعه بود. و تمام آمال خود را در وجود پیامبر می‌دید. و اساسا کمال و شخصیت وی در همین اخلاق ذاتی وی بود که باعث شد تا از طرفی با مال و ثروت خویش و صرف آن در راه دین، و از سوی دیگر با تقویت روحی و دلداری دادن به پیامبر بهترین کمک و پشتیبان وی در راه تعالی جامعه بشری باشد. خدیجه علیهاالسلام تنها به شوهرش می‌اندیشید و در ذهن خود دورنمای مبارزه با بت پرستی را مجسم می‌کرد و از مشکلاتی که در سر راه تبلیغ و دعوت الهی پیامبر قرار داشت مطلع بود. وی مشتاقانه از شوهرش در تمامی‌سختی‌ها جانبداری می‌کرد و برای وی آرامش روحی عجیبی بود.

احترام خدیجه در میان قوم خود

حضرت خدیجه علیهاالسلام از زنان بزرگ قوم خود و زنی با فضیلت بوده است. درباره جلال و شکوه حضرت خدیجه در تاریخ آمده است: هنگامی‌که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دعوت خود را آشکار ساخت، مشرکان در اولین شب به خانه حضرت، حمله ور شدند و به منزلشان سنگ پرتاب می‌کردند. ناگاه خدیجه علیهاالسلام از منزل بیرون آمده و بانک برآورد: «ای قریش! شرمنده نیستید که خانه زنی را که از نجیب ترین شماست سنگ باران می‌کنید.» و چون قریش با حمایت حضرت خدیجه از پیامبر صلی الله علیه و آله روبرو شدند همگی بازگشتند.

خدیجه همسر ی فداکار

حضرت خدیجه، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله اولین زنی است که دین اسلام را پذیرفت او با عشقی آتشین، مهر و ایمانی استوار، بی آن که اندک تردیدی به دل راه دهد یا ذره ای از باورش به بزرگداشت همیشگی خدا و پیامبر بکاهد، از همه ثروت خویش با خشنودی خاطر در جهت اهداف رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت و در هنگامه‌های محنت در کنار رسول گرامی‌اسلام ایستاد و در زمانی که همه پیامبر اسلام را از خود طرد می‌کردند یار و یاور ایشان باقی ماند.

اولین جرقه دلربایی

روزی حضرت خدیجه علیهاالسلام در خانه خود مجلسی تشکیل داده بود و از دانشمندی از علما یهود دعوت کرده بود تا برای ایشان صحبت کند. در همین هنگام پیامبر اسلام از مقابل خانه خدیجه گذشت، دانشمند یهودی از خدیجه خواست که او را به مجلس دعوت کند و در حالی که به شدت مسرور بود ما بین دو کنف پیامبر را نگاه می‌کرد. پس از پایان مجلس، در هنگام خداحافظی در حالی که حالت شور و شعف از صورت آن عالم یهودی مشهود بود، روبه خدیجه کرد و گفت: آن چه من در کتاب‌های آسمانی گذشته خوانده ام نشان می‌دهد که او پیامبر آخرالزمان است، خوشا به سعادت بانویی که چنین جوانی شوهرش باشد که در این صورت به شرافت، عزت و شکوه دنیا و آخرت نایل آمده است. شاید اولین جرقه‌های دل ربایی، از این سخن دانشمند یهودی در دل حضرت خدیجه هویدا گشت.

القاب حضرت خدیجه

در زمان جاهلیت یکی از القاب حضرت خدیجه، «طاهره» به معنای پاک سرشت و پاک روش بود؛ زیرا در آن زمان، زنان زیادی در لجن زار بی عفتی گرفتار آمده بودند و در آن حال پاکدامنی حضرت خدیجه شهر عام و خاص شده بود. از دیگر القاب ایشان می‌توان؛ مبارکه، یعنی مبارک و خوش قدم، غراء و کبری نیز نام برد.

بشارتی در عالم رویا

شبی حضرت خدیجه در خواب دیدکه خورشید دربالای کعبه چرخید و در خانه او فرود آمد. برای تعبیر خواب خویش به نزد یکی از معبدان خواب رفت. او خواب خدیجه را چنین تعبیر کرد: «تو به زودی با مردی بزرگ ازدواج خواهی کرد که به شهرتی جهانی می‌رسد». بعد از آن خواب، حضرت خدیجه پیوسته منتظر بود تا فرصتی دست دهد وبه این سعادت بزرگ نائل گردد.

مادربزرگ ائمه، مام فاطمه علیهاالسلام

از فرزندان متعدد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تنها فرزندی که نسل مبارک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از وجود ایشان امتداد یافت، وجود مبارک حضرت فاطمه علیهاالسلام است که ثمره ازدواج مبارک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با حضرت خدیجه علیهاالسلام می‌باشد. تمام امامان معصوم نیز فرزند حضرت زهرا علیهاالسلام محسوب می‌شوند، از این رو می‌توان از حضرت خدیجه به عنوان مادر بزرگ ائمه نام برد.

خصوصیات حضرت خدیجه علیهاالسلام

حضرت خدیجه علیهاالسلام علاوه بر جمال سیرت از زیبایی صورت نیز بهره مند بوده است. درباره جمال حضرت خدیجه، امام حسن علیه السلام که خود یکی از زیبا صورتان بنی‌هاشم بوده اند می‌فرمایند: «من شبیه ترین افراد به خدیجه کبری علیهاالسلام هستم». حضرت خدیجه علیهاالسلام خواستگاران ثروتمندی چون «عُتبَهِ بن اَبی مُعیط»، ابوجهل و ابوسفیان داشتند؛ امااز آن جا که ایشان زنی پاکدامن و عفیف بود، همواره به دنبال شوهری متقی و پرهیزگار می‌گشت و از این نظر پیامبر صلی الله علیه و آله را برای ازدواج خود انتخاب کرد.

پیشنهاد ازدواج

حضرت خدیجه از اصیل ترین اقوام عرب، و از قریش بودند. آن حضرت با پیامبر صلی الله علیه و آله در جد چهارم از طرف پدر و در جد هشتم از طرف مادر متحد بودند، به همین دلیل گاهی همدیگر را پسر عمو، دختر عمو می‌خواندند. پس از سفر تجاری که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله سرپرستی آن را به عهده داشتند و برای حضرت خدیجه انجام دادند، حضرت خدیجه در ملاقاتی که با پیامبر اسلام داشتند به ایشان گفت: «ای عموزاده! من بر اثر خویشی که میان من وتو برقرار است و عظمت و عزتی که در میان قوم خودداری و امانت و حسن خلقت که شهره همه اهل مکه است، مایلم که با تو ازدواج کنم». پیامبر صلی الله علیه و آله لختی اندیشید و سپس گفت لازم است با عموهایم این مطلب را در میان بگذارم. در واقع، این حضرت خدیجه علیهاالسلام بود که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیشنهاد ازدواج داد.

خواستگاری

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در ایام جوانی، سرپرستی یکی از کاروان‌های تجارتی حضرت خدیجه را به عهده گرفتند؛ پس از پایان سفر تجاری در ملاقاتی با حضرت خدیجه، ایشان به رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «آیا دوست داری همسری از اهالی مکه که از نظر مال، جمال، کمال، عفت، سخاوت و پاکدامنی بر زنان مکه برتری دارد، تو را در امور زندگی ات یاری می‌کند، و هم دم و غمخوار توست، برایت خواستگاری کنم.» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آری، نام او چیست؟ خدیجه پاسخ داد: «او کنیز تو، خدیجه است.» حضرت محمد از شدت شرم ساکت شده بود حضرت خدیجه ادامه دادند: مطمئن باش کسی که حاضر است جانش را برایت فدا کند با همه چیز تو خواهد ساخت. آن گاه اشک در چشمانش ظاهر شد و از پیامبر درخواست کرد که عمویشان را به خواستگاری وی بفرستد.

همگاهنگی خدیجه علیهاالسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت خدیجه علیهاالسلام شایسته ترین همسر رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود. او هیچ گاه پیامبر را نیازرد و حتی هنگامی‌که پیامبر قبل از نبوت برای عبادت غار حرا می‌رفتند تا در خلوت شب با خدای خود دور از هیاهوی دنیا راز و نیاز کنند، هیچ گونه مزاحمتی برای ایشان ایجاد نکردو گاه حتی ایشان را تا نزدیکی کوه حرا همراهی می‌کرد و غذای حضرت را برایشان می‌فرستاد. حضرت خدیجه هیچ گاه خلوت انس رسول اکرم صلی الله علیه و آله را نمی‌شکستند و برای اعمال و رفتار آن حضرت، احترام خاصی قائل بودند به گونه ای که بعد از رحلت حضرت خدیجه، پیامبر صلی الله علیه و آله همواره از ایشان به نیکی یاد می‌کردند.

عشق پیامبر صلی الله علیه و آله به خدیجه

یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌گوید: «با این که هیچ گاه حضرت خدیجه را ندیدم؛ اما به هیچ زنی چون او رشک نبردم؛ چون هیچ روزی نبود که پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه خارج شود و نام و یاد خدیجه را نبرد و اگر گوسفندی را سر می‌بریدند، برای دوستان خدیجه می‌فرستادند. روزی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم: آیا او جز پیرزنی نبود؟ خداوند بهتر از او را به تو داده است. آن گاه پیامبر به شدت ناراحت شدند و فرمودند: سوگند به خدا! پروردگار بهتر از او را به من عوض نداد. او به من ایمان آورد هنگامی‌که مردم کفر ورزیدند و هنگامی‌که همه مرا طرد می‌کردند او مرا یاری می‌کرد و خداوند به او فرزندی اعطا نمود، در حالی که از بقیه بچه ای باقی نمانده است.

——————————————–

64658787

نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می‌آید. در سال روز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است.

تصمیم گرفتیم در چند سطر کوتاه به رخ دادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره کنیم.

* * *

روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هـ.ق، امام حسن عسکری علیه السلام پس از این که نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر این که مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادتشان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه‌های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام علیه السلام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.

بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان علیه السلام با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.

حکومت عباسی از مدت‌ها پیش بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این که مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام علیه السلام کم کم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید.

مسأله خلافت و امامت در اسلام، تنها بر اساس لیاقت و شایستگی افراد بوده و سن و سال هیچ تأثیری نداشته است. پیامبر اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله در سال سوم هجرت بعد از دعوت خویشان خود به اسلام، علی علیه‏ السلام را که نوجوانی پیش نبود به خلافت و وصایت منصوب کرد .

عثمان بن سعید، نائب اول امام علیه السلام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام نامه‌های حضرت را به شیعیان می‌رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند.

در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص،امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازه ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.

اینها، همه دارای عقل، امانت، وثاقت، دِرایت، فهم و عظمت بودند.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه

* * *

منبع :

حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت

————————

هشتم ربیع الاول، شهادت خورشید در بند امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد1_66452702202758156554

ابومحمد حسن بن علی (ع) یازدهمین امام شیعیان اثنی عشری و پدر امام زمان(ع)، مشهور به امام حسن عسکری. لقب عسکری از آن جهت به ایشان داده شده که در شهر سامرا که به عسکر (اردوگاه یا شهر نظامی) نیز مشهور بوده[۱]، اقامت اجباری داشته است.

محدودیت‌های شدید حاکم بر زندگی امام عسکری(ع) سبب شد تا آن حضرت برای ارتباط با شیعیان، نمایندگانی برگزیند. عثمان بن سعید از نمایندگان خاص وی بود که پس از وفات امام عسکری(ع) و با ورود به عصر غیبت صغری، به‌عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان(ع) نیز ایفای نقش کرد.

احادیثی که از امام عسکری(ع) نقل شده درباره موضوعات مختلفی است، از جمله تفسیر قرآن، اخلاق، فقه، امور اعتقادی، ادعیه، زیارت.

نسب، کنیه و لقب‌ها

نسب امام حسن عسکری(ع)چنین است: ابن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب علیهم السلام.

مادر آن حضرت، به نقل منابع، کنیزی به نام حُدیث یا «حدیثه» بوده است. برخى دیگر از منابع نیز نام مادر آن حضرت را «سوسن»،[۲] «عسفان»[۳] و «سلیل» دانسته‌اند و با عبارت «کانت من العارفات الصالحات: او از زنان عارفه و صالحه بود» وى را ستوده‌اند.[۴]

لقب‌ها

لقب‌های وی را‌هادى، نقی، زکی، رفیق و صامت ذکر کرده‌اند. برخى از مورخان لقب «خالص» را هم گفته‌اند.[۵] «ابن الرضا» نیز لقبی است که امام جواد، امام‌هادی و امام حسن عسکرى(علیهم السّلام) به آن شهرت یافته‏‌اند.[۶]

لقب «عسکری» نیز مشترک میان امام‏‌هادى‏(ع) و امام حسن عسکری(ع)، است زیرا هر دو در شهر سامرا اقامت اجباری داشتند. «عسکر» عنوان غیرمشهورى براى سامرا بوده است.[۷] همچنین به خاطر اشتراک نام «حسن» میان ایشان و امام مجتبی، ایشان را حسن «اخیر» نیز خوانده‌اند.[۸]

کنیه

کنیه وی «ابومحمد» بود.[۹]

مشخصات ظاهرى

احمد بن عبید الله بن خاقان مشخصات ظاهرى امام عسکری(ع) را چنین وصف کرده است: داراى چشمانى سیاه، قامتى نیکو، صورتى زیبا و بدنى موزون.[۱۰]

تولد و شهادت

امام حسن عسکری(ع) در روز دهم‏[۱۱] یا هشتم[۱۲] یا چهارم[۱۳] ربیع‏ الثانى‏ سال‏ ۲۳۲ در مدینه چشم‏ به‏ جهان‏ گشود. برخی‏ تولد وی را‏ سال‏ ۲۳۱ دانسته‌اند.[۱۴]

امام عسکرى(ع) ۲۸ سال‏ زندگى‏ کرد[۱۵] و در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ق. به شهادت رسید.[۱۶] البته برخى نیز جمادى الاولى همان سال را بیان کرده‌اند.[۱۷]

همسر و فرزند

طبق نقل مشهور،امام عسکری(ع) هرگز همسری اختیار نکرد و نسل وی تنها از طریق کنیزی ادامه یافت که مادر حضرت مهدی(ع) است. اما بنابر نقل شیخ صدوق و شهید ثانی مادر امام زمان(ع) کنیز نبود و به تزویج امام عسکری(ع) در آمده بود.[۱۸]

نوشتار اصلی: مادر امام زمان (عج)

منابع، نام مادر امام مهدی(ع) را متعدد و مختلف ذکر کرده‌اند. در منابع آمده است امام حسن عسکری(ع) خادمان و کنیزان متعدد رومی‌و صقلایی و ترک داشت[۱۹] و شاید این اختلاف در نام مادر امام زمان، از سویی به سبب تعدد کنیزان و از سوی دیگر به منظور پنهان نگاه‌داشتن تولد امام مهدی(ع) بوده است.

در کنار نام نرجس که در طی قرون پسین بیشتر به عنوان مادر امام زمان (ع) برای شیعیان شناخته شده،[۲۰] مشهورترین نامی‌که در منابع دیده می‌شود صقیل است.[۲۱]

از دیگر نام‌های ذکر شده می‌توان به سوسن،[۲۲] ریحانه و مریم اشاره کرد.[۲۳]

بر اساس غالب منابع شیعه و سنی، تنها فرزند آن حضرت، امام زمان(ع) مسمّا به محمد است.[۲۴]

از آنجا که امام عسکری(ع) پدر امام مهدی(ع) است[۲۵] همواره این چهره از شخصیت امام عسکری(ع) برای شیعیان شاخص و پررنگ بوده است. بنابر آنچه نزد امامیه مشهور است، تولد امام مهدی(ع) در نیمه شعبان ۲۵۵ق واقع شد، اما تاریخ‌های دیگر نیز درباره تولد آن حضرت در سالهای ۲۵۶ و ۲۵۴ق آمده است.[۲۶]

درباره فرزندان حضرت، اقوال دیگری هم وجود دارد. برخی او را دارای ۳ فرزند پسر و ۳ دختر شمرده‌اند[۲۷] مشابه قول اخیر نزد امامیه هم دیده می‌شود؛ خصیبی افزون بر امام مهدی(ع) از دو دختر به نام‌های فاطمه و دلاله نام برده[۲۸] و ابن ابی الثلج افزون بر آن امام، پسری به نام موسی و دو دختر به نام‌های فاطمه و عایشه (یا ام موسی) را برشمرده است،[۲۹] اما در برخی کتب انساب، نامهای ذکر شده، خواهران و برادران امام حسن عسکری هستند[۳۰] که شاید با فرزندان او خلط شده اند. به عکس، برخی از عالمان اهل سنت چون ابن جریر طبری، یحیی بن صاعد و ابن حزم معتقد بودند که آن حضرت اصلاً فرزندی نداشته است.[۳۱]

دلایل امامت

شیخ مفید معتقد است حسن بن علی (امام عسکری) پس از رحلت پدرش امام‌هادی(ع)، با توجه به دارا بودن فضائل لازم و برتری بر همه هم‌عصرانش در امور مربوط به امامت، و نیز با توجه به روایات امام‌هادی(ع)، امام یازدهم شیعه است.[۳۲] در روایتی، به نقل از على بن عمر نوفلى آمده است:«همراه با امام‌هادى علیه السّلام در حیاط خانه‌ا‏ش بودم که فرزندش محمّد -ابوجعفر- بر ما گذشت. عرض کردم: فدایت گردم! او امام ما پس از شما خواهد بود؟ فرمود: امام شما پس از من حسن(ع) خواهد بود».[۳۳]

به جز عده‌‌اى که به امامت محمد بن على (که در زمان حیات پدرش امام‌هادى علیه السّلام وفات کرد) گرویدند و تعداد انگشت شمارى که جعفر بن على را امام خود دانستند، اکثریت یاران امام‌هادى(ع) به امامت امام حسن عسکرى گردن نهادند. مسعودى، جمهور شیعه اثنی عشری را از پیروان امام عسکرى و فرزندش مى‏‌داند که این فرقه در تاریخ به قطعیّه معروف شده‏‌اند.[۳۴]

زندگی در سامرا

امام حسن عسکری(ع) به همراه پدرش در سال ۲۳۳ق/۸۴۷م در یک سالگی به سامرا آورده شد و زندگی اش را در همان جا ادامه داد.[۳۵]

ارتباط با شیعیان

سالهای زندگی امام در سامرا، جز چند نوبتى که به زندان افتاد، به ظاهر همانند شهروندی عادى بود هرچند رفتار وى زیر نظر حکومت عباسی قرار داشت. بر مبنای شواهد و قرائن تاریخی می‌توان ادعا کرد که امام عسکرى(ع) همانند سایر امامان شیعه، در صورت آزاد بودن، مدینه را به جای سامرا براى زندگى انتخاب مى‏ کرد. به همین جهت اقامت طولانى او در سامرا نوعى بازداشت از طرف خلفای عباسی به حساب می‌آید. این مسأله به خصوص به علت وجود شبکه منظم و متشکل شیعیان که از مدتها قبل شکل گرفته بود، در نظر خلیفه از اهمیت فراوانى برخوردار بود و سبب نگرانى مى ‏شد و وحشت او را فراهم مى‏ آورد.

به همین جهت از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا، به طور مداوم به آگاهى حکومت عباسی برساند؛ چنان که طبق نقل یکى از خدمتکاران امام، آن حضرت هر دوشنبه و پنجشنبه مجبور بود در دار الخلافه (در بعضى نسخه ‏ها «دار العامه» آمده که گویا منظور همان «دار الخلافه» است.) حاضر شود.[۳۶] چنین حضورى، گرچه در ظاهر نوعى احترام براى آن حضرت تلقى مى‏‌شد، ولى در واقع صرفاً وسیله کنترل او از نظر خلیفه بود.

شیعیان براى دیدن امام مشکل داشتند؛ چندانکه یک بار، موقعى که خلیفه براى دیدن صاحب البصره (والی بصره) مى‏ رفت، و امام را نیز همراه خویش مى ‏برد، اصحاب امام در طول راه خود را براى دیدن وی آماده مى ‏کردند.[۳۷] از این حکایت به خوبى مى ‏توان فهمید که در زندگى امام حداقل دورانى وجود داشته که امکان دیدن مستقیم وی نبوده است.

اسماعیل بن محمد مى‏ گوید: براى طلب پول در سر راه آن حضرت نشستم و هنگام عبور امام تقاضاى کمک مالى از وى کردم.[۳۸]

راوی دیگر نقل می‌کند در یکى از روزها که قرار بود امام به دار الخلافه برود ما در عسکر به انتظار دیدار وى جمع شدیم؛ در این حال از طرف آن حضرت توقیعی [یعنی نوشته‌ای] بدین مضمون به ما رسید: کسى بر من سلام و حتى اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا در امان نیستید.[۳۹] این روایت به خوبى نشان مى ‏دهد که دستگاه خلافت تا چه حد روابط امام با شیعیانش را زیر نظر داشته و آن را کنترل مى‏ کرده است. البته امام و شیعیانش در فرصتهاى گوناگونى همدیگر را ملاقات مى‏‌کرده‌اند و سرپوشهایى نیز براى این‏ تماسها وجود داشته است. یکى از بهترین راههاى ارتباطى شیعیان با امام، مکاتبه بوده که در منابع نیز فراوان به آن بر مى‏ خوریم.[۴۰]

محدودیتهای شدید حاکم بر زندگی امام عسکری(ع) سبب شد که حضرت از نمایندگانی جهت ارتباط با شیعیان استفاده نماید در شمار این افراد به ویژه باید از عقید، خادم خاص وی یاد کرد که از کودکی او را بزرگ کرده، و حامل بسیاری از نامه‌های او به شیعیان بوده است[۴۱] و فردی با کنیه غریب ابوالادیان که خادم حضرت بوده، و ارسال برخی نامه‌ها را به عهده داشته است[۴۲] اما مشخصاً کسی که در منابع امامی‌به عنوان باب [نماینده و رابط امام با مردم] شناخته شده، عثمان بن سعید است. همین عثمان بن سعید پس از وفات امام عسکری(ع) و با ورود به عصر غیبت صغری، به عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان(ع) نیز ایفای نقش کرده است.[۴۳]

شهادت

حضرت اندکی پیش از وفاتش در اواخر ۲۵۹ق، مادرش را به حج فرستاد و آنچه را که در سال ۲۶۰ق برایش رخ خواهد داد بدو گفت و سفارشهایش را به فرزندش حضرت مهدی(عج) نمود و اسم اعظم، و میراث امامت و سلاح را بدو تسلیم کرد. مادر امام روانه مکه شد و حضرت مهدی(عج) را نیز با خود برد.[۵۰]

تخریب حرم عسکریین ع به دست وهابی‌ها

امام عسکرى(ع) در اول ربیع الاول سال ۲۶۰ق بیمار شد و در هشتم همان ماه، در سن ۲۸ سالگی در سرّ من رأی (سامرا) درگذشت و در خانه ای که پدرش دفن شده بود مدفون شد.[۵۱]

طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) می‌نویسد: بیشتر اصحاب ما (یعنی علمای شیعه) بر این باورند که علت درگذشت امام عسکری(ع)، مسمومیت بوده است و ادامه می‌دهد که هممچنین پدرش و جدش و همه امامان شیعه به شهادت رسیده اند و دلیل علمای شیعه بر این امر، روایت امام صادق (ع) است که می‌فرماید: «والله ما منا الا مقتول شهید» (بخدا سوگند، همه ما کشته و به شهادت می‌رسیم).[۵۲]

تخریب حرم به دست تروریست‎های تکفیری

حرم امامین عسکریین (ع) دو بار به دست ترویستها تخریب شد. اولین حمله در ۳ اسفند ۱۳۸۴ و دومین حمله پس از گذشت شانزده ماه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ رخ داد.

بازسازی حرم عسکریین

در نخستین تخریب، بمب‌گذاران با به کارگیری بیش از دویست کیلوگرم تی‌ان‌تی، گنبد و بخشی از گلدسته‌های طلایی حرم را فروریختند. در حمله دوم نیز گلدسته‌های طلایی تخریب شد. پس از این حملات تروریستی، بارگاه دو امام، در دست بازسازی و نوسازی قرار گرفت.

منبع : ویکی شیعه

————————————

Untitled-1885841

حلول ماه ربیع الاول ماه شادی اهل بیت(ع) مبارک باد

برکات و اعمال ماه ربیع الاول

ماه “ربیع الاول” همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه‌ها مى باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است .

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک‌های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

ماه “ربیع الاول” همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه‌ها مى باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است که کاملترین هدیه‌ها، بزرگترین بخشش‌ها، شاملترین رحمتها، برترین برکتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان که برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما “آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم”.

 مهمترین اعمال این ماه
شب اوّل:
این شب به نام «لیله المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید
آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ ؛ بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(۱) در حقّ آن حضرت نازل شد.(۲)
سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.
۱- روزه گرفتن به شکرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند کفار و مشرکان در اول ربیع‏الاول.
۲- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز٫

روز هشتم:
در روز هشتم ربیع الأوّل، سال ۲۰۶، شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّه بن الحسن ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.(۳)
در این روز شایسته است زیارت امام حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.

روز دهم :
روز ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبرى(علیها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ۲۵ ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)۴۰ ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.(۴)

روز دوازدهم:
این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)است.(۵)
همچنین در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از ۱۲ روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(۶) و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال ۱۳۲ است.(۷)
اعمال مستحب در این روز به شکرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:
۱- روزه گرفتن.
۲- دو رکعت نماز مستحبی که در رکعت اول بعد از حمد، سه بار سوره کافرون و در رکعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می‏شود.

روز چهاردهم:
در سال ۶۴ در چنین روزى، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.(۸)
وى پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمى بود – که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش مى باشد – در سنّ سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگى ننگینش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن کردند ولى اکنون اثرى از او نیست.(۹)

شب هفدهم:
طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلى الله علیه وآله) است و شب بسیار مبارکى است.(۱۰)
۱) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.(فلاح السائل، صفحه ۶۱ )
۲) روزه: که براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: کسى که روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یکسال را مقرّر مى فرماید.(اقبال، صفحه ۶۰۳ )
۳) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال کردن مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.(همان مدرک )
۴) زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتى از آن حضرت آمده است: هر کس بعد از وفات من، قبرم را زیارت کند مانند کسى است که به هنگام حیاتم به سوى من هجرت کرده باشد، اگر نمى توانید مرا از نزدیک زیارت کنید، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستید (که به من مى رسد).(همان ص ۶۰۴)
۵) زیارت امیر مۆمنان، على(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتى که امام صادق(علیه السلام) در چنین روزى کنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وى را زیارت کرد.(همان مدرک، صفحه ۶۰۸ ) (این زیارت در بخش زیارات، مفاتیح آمده است).
۶) تکریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تکریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبىّ اکرم(صلى الله علیه وآله) سفارش بسیار کرده است.()
بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایى جشن‌ها و تشکیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگى او آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه اى اسلامى و محمّدى بهره کامل گیرند.
همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.(۱۱)

روز هفدهم:
همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است.(۱۲) (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند).
همچنین در چنین روزى در سال ۸۳ هجرى قمرى، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(۱۳)
ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)است، ولى از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.
از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیله المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیه اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز مى باشد  در مجموع از ماههاى بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند.

——————————————-

28-safar01-660x330

سالگرد وفات حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) وامام رضا (ع)

فرارسیدن ایام سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(ع) و شهادت غریبانه هشتمین پیشوای معصوم، حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)، بر تمامی‌مسلمان تسلیت باد.

  وفات جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الأنبیاء محمد بن عبدالله(ص) در ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری در سن ۶۳ سالگی بوده است.رسول گرامی‌و اهل بیت وی، مظهر تامّ اسمای الهی و آیینه تمام نمای صفات جمال و جلال حقّ اند. آنان، پیشوایان بشر به سوی فضایل و ارزش‌های متعالی انسانی و الهی اند و آشنایی با ابعاد گوناگون شخصیت و زندگی این رهبران الهی، بهترین توشه سالکان راه حقیقت و پاکبازان طریقِ سعادت و کمال است.

  زندگی پیامبر اسلام و ائمه هدی(علیهم السلام) داستان انسان‌های پاک و به کمال رسیده ای است که برای هر پوینده ای، راهی هموار و مستقیم به سوی حقیقت را نشان می‌دهد، و زندگی پرفراز و نشیب و سراسر صلابت و جاودانگی آنان، می‌تواند همه ابعاد و شئون مختلف حیات انسان کامل را تأمین نماید.

  این روزها ایام سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی(ص) است که بنای ستم و بیدادی را که بر فرزند آدم می‌رفت برانداخت و نوای خوش قسط و عدل را در جهان طنین‌‌افکن‌ ساخت؛ بزرگمردی که در پیشگاه انسانیت، سرود توحید سر داد. با ظهورش پابرهنگان و آنانکه اربابان بیداد به استضعافشان کشانده‌ بودند، گوهر آزادگی و حریت را در آغوش کشیدند. او از جهان رفته است اما دیری نخواهد پایید که واپسین حجت توحید بر انسان عرضه می‌گردد تا مومنان آفاق در پرتو خورشید اسلام، شاهد غروب بتان باشند. در چهاردهمین قرن از ظهور حضرت محمد مصطفی(ص) که جهان بشری پرشور و شرتر از پیش گردیده، ندای بلند توحید که از گلوی پاک آخرین پیامبر خدا برخاست هنوز در پهنه کره‌ خاکی طنین‌انداز است و امت او در روز وفاتش پیام وحدت خویش را در مأذنه‌های رفیع و شکوهمند اسلام به گوش جهانیان می‌رسانند.

  این ایام همچنین سالروز شهادت سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(ع) در روز ۲۸ صفر است که در روزهای طوفانی صدر اسلام همچون بازویی پرتوان در کنار پدر بزرگوارش و نیز در دوران زمامداری کوتاه خودش از کیان اسلام و مسلمین دفاع کرد ولی نیرنگ منافقان و دشمنان اسلام که لباس دوستی دین و امارت مسلمین را به دروغ بر تن کرده بودند، از کاسه زهرآگین دشمن خانگی بیرون آمد و دومین شهید امامت به جهان اسلام تقدیم شد.

  همچنین در ایام غمبارِ سالگرد شهادت غریبانه و مظلومانه امام علی بن موسی الرضا(ع)، آن امام همام را اینگونه خطاب قرار می‌دهیم که ای امامِ غریب! ای قبله‌یِ آمالِ مشتاقان خوشنودی و رضا! هنگامی‌که نقشِ گنبدِ پر نورِ تو در پرده‌یِ چشمانمان می‌افتد، آمیزه‌ای از احساس تعالی و شکوه در قلب‌‌هایمان می‌نشیند. نقشی که محبت و دوستیِ تو را پیوسته در رگانمان به دوردست‌ترین منافذِ جسم و جان می‌رساند و حاصل این پیوند چیزی نیست جز فروزان‌تر شدن ِآتشِ عشقِ ولایتِ تو که به مثابه‌ی میراثی پرارج در سینه‌هایمان جاوید شده ‌است.

************************************

hou339355

اربعین حسینی

اربعین حسینی روز ۲۰ ماه صفر و چهلمین روز واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) است. مشهور است که اسیران کربلا روز ۲۰ ماه صفر سال ۶۱ ه‍.ق در بازگشت از شام، برای زیارت مدفن امام حسین(ع) به کربلا آمده‌اند. همچنین در این روز جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین(ع) آمده است. این روز در ایران تعطیل رسمی‌است. شیعیان در روز اربعین به عزاداری مشغول می‌شوند و دسته‌های عزاداری در خیابان‌ها به حرکت درمی‌آیند. راهپیمایی گسترده شیعیان که سعی می‌کنند خود را با پای پیاده برای روز اربعین به کربلا برسانند، در سال‌های اخیر و پس از سقوط رژیم بعث عراق، به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین مراسم عزاداری شیعیان جهان، تبدیل شده و حتی در زمره بزرگترین اجتماعات مذهبی جهان قرار گرفته است. هم اکنون بیشترین زائرانی که در اربعین به عراق می‌روند، از کشور جمهوری اسلامی‌ایران‌اند.

بازگشت اهل بیت به کربلا

در مورد زمان بازگشت اسرای اهل بیت به کربلا پس از واقعه عاشورا سه نظر مطرح است:

۱- برخی معتقدند این زیارت در سال نخست روی نداده و بلکه به دلیل دوری مسافت، اصلا چنین زیارتی ممکن نبوده، زیرا پیمودن مسیر کوفه تا شام و سپس بازگشت به کربلا در مدت زمان ۴۰ روز، برای کاروان اسرای کربلا ممکن نبوده است. محدث نوری [۱] و شیخ عباس قمی‌[۲] طرفدار این نظریه هستند. علاوه بر این که گزارش معتبری نیز بر اثبات این رویداد در دست نیست.[۳]

۲-برخی ضمن پذیرش اصل بازگشت کاروان اسرای اهل بیت به کربلا در مسیر شام به مدینه، زمان آن را حدود پایان ماه صفر و اوایل ربیع الاول و یا زمانی بعد از آن دانسته‌اند. برخی دیگر، اربعین سال‌های بعد را زمان این رویداد شمرده‌اند.

۳- برخی معتقدند که اسرای کربلا از شام به عراق رفته و در روز اربعین، یعنی ۴۰ روز بعد از واقعه عاشورا، به کربلا رسیدند ودر آنجا جابر بن عبدالله انصاری و برخی از بنی‌هاشم را نیز دیده‌اند و پس از زیارت امام حسین(ع) به مدینه رفته‌اند. این نظریه در لهوف سید ابن طاووس به تصریح ذکر شده است. اینان معتقدند که این بازگشت ممکن بوده است و روایاتی که از این رویداد خبر داده اند، معتبرند.[۵] از جمله کتاب‌های مشهور در اثبات این نظر و پاسخ به مخالفان کتاب تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهداء(ع) نوشتۀ سید محمد علی قاضی طباطبایی است.

زیارت جابر

جابر بن عبدالله انصاری که از صحابه پیامبر اسلام(ص) است به عنوان نخستین زائر امام حسین(ع) شناخته می‌شود. بنابر روایات دینی، او در اولین چهلم شهادت امام حسین(ع) در سال ۶۱ ه‍.ق به همراه عطیه عوفی به کربلا آمد و قبر امام حسین(ع) را زیارت کرد.

زیارت اربعین

در حدیثی از امام حسن عسکری(ع) پنج نشانه برای مؤمن شمرده شده است. یکی از این پنج نشانه زیارت اربعین است.

هم چنین زیارت نامه‌ای برای روز اربعین از امام صادق(ع) نقل شده است.  شیخ عباس قمی‌این زیارت نامه را در مفاتیح الجنان در باب سوم بعد از زیارت عاشورا غیر معروفه، با عنوان زیارت اربعین نقل کرده است.

به گفته قاضی طباطبایی زیارت روز اربعین در نزد شیعیان زیارت «‌مَرَدّ الرَّأس‌» نیز خوانده می‌شود. مَرَدُ الرأس یعنی بازگرداندن سر، و منظور آن است که در این روز که اسرای اهل بیت به کربلا بازگشتند سر امام حسین(ع) را نیز به کربلا آوردند و دفن کردند.

راهپیمایی اربعین

توصیه به زیارت اربعین باعث شده شیعیان به ویژه ساکنان عراق، در سالهای اخیر و پس از سقوط رژیم پیشین کشور عراق، از نقاط مختلف این کشور به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالبا به صورت پیاده صورت می‌گیرد یکی از پرجمعیت‌ترین راه پیمایی‌ها در جهان شمرده می‌شود. در سال ۱۳۹۲ ه‍.ش پیش بینی حدود ۲۰ میلیون زائر شده بود.  در برخی گزارش‌ها از حضور ۱۵ میلیون شیعه به کربلا در روز اربعین سال ۱۴۳۵ه‍.ق /۱۳۹۲ ه‍.ش خبر داده‌اند

قاضی طباطبایی در کتاب تحقیق درباره اول اربعین سیدالشهداء می‌نویسد حرکت به سوی کربلا در روز اربعین از زمان ائمه اطهار(ع) در بین شیعیان رایج بوده است و شیعیان حتی در زمان بنی امیه و بنی عباس نیز به این حرکت مقید بوده‌اند.

منبع :ویکی شیعه

*****************************************************

::ولادت با سعادت هفتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر شیعیان جهان مبارک باد:::

     برای شناخت  امام موسی  کاظم لطفآ     اینجا را کلیک کنید.

میلاد پربرکت حضرت امام موسی کاظم(ع) بر کلیه هموطنان عزیز تبریک و تهنیت باد

  پیک سعادت دارد این بشارت

  تابیده هفتم مهر ولایت

  آمده این مژده از حی تبارک

  میلاد موسی بن جعفر مبارک

  شده شکوفا گل گلزار احمد

  زیبا گل سر سبد محمد

 عالم از مقدمش گردیده روشن

 یا مهدی ،یا مهدی چشم تو روشن

  آمد آن مظهر الطاف داور

  فرزند فاطمه موسی بن جعفر

********************************************************************

      <<<<<<< شناخت حضرت رقیه(س)>>>>>>>>>>>

گر چه سه سال بیشتر ندارد اما صد سال شکایت از این اندک سال دارد ،شکایتهای که تاب باز گفتنشان را ندارد. بغضها روی هم جمع شده است وبه یکباره می‌خواهد فوران کند.

شهادت حضرت رقیه را به ساحت مقدس ولی عصر حضرت صاحب الزمان  ومقام معظم رهبری و شیعیان جهان تسلیت میگوییم

***********************************************************************

<<<<<شناخت امام محمد باقر (ع)>>>>>

http://www.blogdehi.com/upload/uploads/142944802827471.gif

مُهر عشقت به جبین عاشقان/ای امام پنجمین عاشقان

به لبم کوثر زمزمه تویی/یوسف علی و فاطمه تویی

خاک درگه تو حلم و منزلت/طفل مکتب تو علم و معرفت

آسمان ذرّه ای از عنایتت/کهکشان پرتوی از کرامتت

مثل اجداد خودت،مکرّمی/جلوه ی قدسی اسم اعظمی

قمر سپهر شرع و دین تویی/پسر سیّد ِ ساجدین تویی

نور مهر آسمان پیش تو هیچ/دانش کلّ جهان پیش تو هیچ

بده بر ما ز عطای ذولجلال/علم و تقوی و شرافت و کمال

کن دعا که با صفا شویم همه/عامل دین خدا شویم همه

بنده ی خدا شدن حاجت ماست/زینت شما شدن حاجت ماست

حرف من ذکر دل و جان همه است/هدفم جلب رضای فاطمه است                      

********************************************************************

<<<<<شناخت امام سجاد (ع)>>>>>>>>>

 

 

غمگین ترین پیامکهای شهادت امام سجاد

ابر خون خیمه زده بر سر چشم تر من

هرگز ای کاش نمی‌زاد مرا مادر من

آه ، ای زهر خیال جگرم راحت شد

هرچه فکرش بکنی آمده عمری سر من

مگر اینکه تو فقط اشک مرا پاک کنی!

شدی ای زهر امید نفس آخر من

پای درد دل چشمان تر من بنشین

در حسینیه ی گرم جگر من بنشین

جگرم محفل روضه است ، کجایی ای زهر!

لخته‌هایش گل روضه است ، کجایی ای زهر!

مقتل مستند کرب و بلا را بشنو

مرثیه نامه ی مردان خدا را بشنو

کربلا ، ظهر دهم ، آخر حج ، قربان بود

عید قربان که نه ، روز خوش سلاخان بود

میهمان آمد و دعوت به ستیزش کردند

خرد نه  ، تکه نه ، ای وای که ریزش کردند

به روی خاک کشیدند دلاورها را

در هم آن روز شکستند برادرها را

پدران و پسران را که به خون آغشتند

شعله سوزاند تن مادر و دخترها را

دیدم از دست علمدار علم افتاده

در عوض باد برافراشته معجرها را

چه بلای به سر قافله می‌آوردند

محض اطفال حرم سلسله می‌آوردند

خیمه‌ها را به چه وضعی همه غارت کردند

چه قدر بر حرم الله جسارت کردند

پنجه‌ها وا شد و بر حلقه ی موها پیچید

تازیانه چه قدر دور گلوها پیچید

آبله آمد و طاقت ز کف پاها رفت

گوشها پاره شد و هدیه ی باباها رفت

نه دگر چادر و پوشیه سر زن‌ها ماند

و نه پیراهن پاره شده ، بر تن‌ها ماند

نیزه می‌رفت ولی سنگ پران می‌آمد

شمر می‌رفت ولی اسب دوان می‌آمد

کوفه رفتیم کسی تیغ روی ما نکشید!

پشت سر در عوضش زخم زبان می‌آمد

وقت ردّ صدقه از جلوی آل رسول

در غل و جامعه جان بر لبمان می‌آمد

جلوی محمل زینب که صدای قرآن

با طنین ملکوتی ز سنان می‌آمد…

…عمه فهمید شب قبل کجا بوده حسین

بسکه از جانب نیزه بوی نان می‌آمد

آه ، از شام چه گویم که کسی کم نگذاشت

پی آزار حرم پیر و جوان می‌آمد

دیدم از دور میان گذر قوم یهود

سنگ در دست ، زنی ، با هیجان می‌آمد

گفتم از جای شلوغی نبرید و بردند

جمعیت خنده به لب رقص کنان می‌آمد

می‌کشاندند نوامیس علی را در شام

به همان کوچه که هی چشم چران می‌آمد

کف بازار کجا ؟ دختر زهرا…ای داد…

بزم عیاش کجا ؟ زینب کبری…ای داد…

قصه ی مجلس اشرار بماند…کافی است

خیزران و دهن یار بماند…کافی است

قصه ی گوشه ی ویرانه بماند…کافی است

شب و جا ماندن دردانه بماند…کافی است

راحتم ساز و از این ضجر در آور ای زهر!

این چهل سال عزا را به سر آور ای زهر

********************************************************************

حادثه ی که موجب شد روز سیزده آبان را روز دانش آموز بنامند؟

روز سیزدهم آبان ۱۳۵۷ روز اوج تظاهرات و مخالفت دانش‌آموزان و دانشجویان علیه رژیم پهلوی بود. در جنگ و گریز سربازان حکومت نظامی با دانشجویان که تا پاسی از شب ادامه داشت، چندین نفر شهید و زخمی شدند.
دانشگاه تهران که از مدتی پیش به محل گردهمایی دانشجویان مخالف رژیم تبدیل شده بود، در این روز شاهد یکی از گسترده‌ترین تجمعات دانشجویان بود. عده‌ای شعار می‌دادند، گروهی بحث و تبادل نظر می‌کردند و برخی نیز سخنرانی کرده یا اعلامیه می‌خواندند. از نخستین ساعات روز ۱۳ آبان تعدادی از دانش‌آموزان معدود دبیرستانهایی که هنوز فعال بودند، مدارس را تعطیل کرده به سوی دانشگاه تهران تظاهرات کردند. آنها در سر راه خود دیگر دبیرستانها را نیز تعطیل کردند. با افزایش جمعیت دانش‌آموزان، سربازان ارتش وارد عمل شدند و با شلیک تیر هوایی و انفجار گاز اشک‌آور به مقابله با دانش‌آموزان پرداختند و آنها را متفرق کردند. با شدت یافتن درگیری بین سربازان و دانش‌آموزان شعارهای «مرگ بر شاه» و «معلم به پا خیز محصلت کشته شد» از هر گوشه خیابان، به پا خاست.
در مسیر حرکت دانش‌آموزان به سوی دانشگاه، مردم نیز با آنها همراه شدند و پس از ورود به دانشگاه به تجمع دانشجویان پیوستند. دانشجویان سپس به مسجد دانشگاه رفتند و از طریق بلندگوی مسجد، شعارهای تندی علیه رژیم سر دادند. آنها که قصد داشتند از دانشگاه تا خانه آیت‌الله سید محمود طالقانی ـ که به تازگی از زندان آزاد شده بود ـ تظاهرات کنند، هنگام خروج از دانشگاه با مأموران حکومت نظامی روبه‌رو شدند. صدای تیراندازی و انفجار گاز اشک‌آور، جمعیت را پراکنده کرد. عده‌ای به داخل دانشگاه بازگشتند و با بستن درهای دانشگاه به شدت شعار می‌دادند. عده‌ای دیگر که در بیرون از دانشگاه مانده بودند به خیابانهای اطراف رفتند. دانشجویان به سمت دانشکده پزشکی در حرکت بودند که نظامیان وارد محوطه دانشگاه شده دوباره شروع به تیراندازی و انفجار گاز اشک‌آور کردند. دانش‌آموزان و دانشجویان برای خنثی کردن اثرات گاز اشک‌آور، شاخه‌های درختان را شکسته آتش زدند. با خروج مأموران از محوطه دانشگاه، مجروحین به بیمارستانهای اطراف دانشگاه منتقل شدند و فریاد «الله اکبر» دانش‌آموزان و دانشجویان شدت یافت. گروه دیگری از تظاهرکنندگان که در خیابانهای اطراف دانشگاه پراکنده بودند با روشن کردن آتش و حرکت به سمت خیابانهای آناتول فرانس (قدس فعلی) و بزرگمهر، شیشه‌های ساختمان نشریات حزب رستاخیز و نگهبانی برق دانشگاه را شکستند و اثاثیه آنها را بیرون ریختند. در خیابان تخت‌جمشید (طالقانی فعلی) نیز بانک صنایع و معادن مورد حمله تظاهرکنندگان قرار گرفت. ساعاتی بعد، تظاهرات اطراف دانشگاه به سطح شهر و دیگر خیابانها کشیده شد. تظاهرکنندگان با در دست داشتن پلاکاردهایی نظیر «دانشگاه شهید داد» و با اعلام شهادت ۶۵ نفر در دانشگاه، واقعه امروز را به اطلاع مردم رساندند.
درباره تعداد شهدا و مجروحان حادثه ۱۳ آبان مقامات فرمانداری نظامی تهران اعلام کردند که برخلاف شایعات منتشره هیچ‌کس کشته نشده تنها سه نفر مجروح شده‌اند. دکتر عبدالله شیبانی، رئیس وقت دانشگاه تهران نیز اظهار داشت که درگیریهای امروز تنها چهارده مجروح به جای گذاشته است. روزنامه کیهان به نقل از رادیو ایران، نوشت که تا ساعت ۱۲ شب، دوازده نفر از مجروحانی که در بیمارستان پهلوی منتقل شده بودند درگذشته‌اند و حال دو نفر دیگر از آنها وخیم است. اما بنا به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی در میان شهدای انقلاب تنها نام دو نفر به نامهای مصطفی حاجی و سید مهدی سید فاطمی ذکر شده که تاریخ شهادتشان ۱۳ آبان ۱۳۵۷ است.
آنچه که موجب بازتاب واقعه ۱۳ آبان در جامعه شد، پخش فیلم درگیریهای این روز از تلویزیون بود. کارکنان سازمان رادیو و تلویزیون در اقدامی بی‌سابقه، فیلم وقایع امروز دانشگاه را در بخش خبری ساعت ۲۱/۳۰ به نمایش گذاشتند. در این فیلم که صدای تیراندازی، انفجار گاز اشک‌آور و شعارهای تظاهرکنندگان ضبط شده بود، صحنه تیر خوردن یکی از دانشجویان، هر بیننده‌ای را متأثر ساخت.
حادثه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ پیامدهای بسیار بدی برای رژیم داشت.
فردای آن روز تعدادی از ساختمانهای دولتی، تأسیسات و اتوبوسهای شرکت واحد به آتش کشیده شد که گفته می‌شود بسیاری از این رخدادها توسط عمال حکومت وقت و به منظور زمینه‌سازی برای روی کار آوردن دولت جدید صورت گرفته بود. در پی این واقعه وزیر علوم و آموزش عالی، دکتر ابوالفضل قاضی، استعفا کرد. کابینه شریف امامی با عنوان دولت آشتی ملی که در اولین ماه زمامداری خود، کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ را به پا کرده بود، با واقعه خونین ۱۳ آبان مجبور به استعفا شد و جای خود را به دولت نظامی غلامرضا ازهاری داد. شاه نیز در پیامی ترحم‌برانگیز که در ۱۵ آبان از تلویزیون پخش شد، بابت خطاهای گذشته از ملت عذر خواست و متعهد شد که در رفع خرابیها و مفاسد سیاسی و اقتصادی بکوشد. او گفت: «من صدای انقلاب شما ملت ایران را شنیدم.»
امام خمینی در ۱۴ آبان طی پیامی به ملت ایران واقعه دانشگاه را محکوم کرد و شاه را مسئول تمام خرابیها و خیانتها دانست. ایشان ضمن دعوت از مردم به صبر فرمود: «من از این راه دور چشم امید به شما دوخته‌ام و آنچه که در قدرت دارم در خدمت به شما که به حق است، نثار می‌کنم و صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.»
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این روز به نام روز دانش‌آموز نام‌گذاری شد. همچنین نام برخی مدارس، مجموعه‌های ورزشی و خیابانها را سیزده آبان گذاشتند.

********************************************************************

بی حسین بن علی احساس پیری می‌کنم
نی که پیری بلکه احساس حقیری می‌کنم
گفت سائل از چه رو محکم به سینه می‌زنی؟
گفتم از آینه ی دل گردگیری می‌کنم.

محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشوار به پا شد فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

<<<<<<<شناخت امام حسین (ع)>>>>>

بابای من…

ای از سـفر برگشـته بابا ، پیکرت کو ؟

سـیمرغ قاف عاشـقی بال و پرت کو ؟

بـر روی شــاخ نیـزه‌ها گل کرده بودی

حـالا که پـائین آمدی برگ و برت کو ؟

از من نمی‌پرسی چه شد این چند روزه ؟

از من نمی‌پرسی نشـاط دخترت کو ؟

آوای قـــرآن خـواندنت لالای ام بود

قربان قرآن خواندن تو ، حنجرت کو ؟

لب‌های من مثـل لبت دارد ترک‌ها

با این لب عطشان بگو آب آورت کو ؟

کاری ندارم که چه شد موی سر من

اما بگو بـابـای من موی ســرت کو ؟

می‌گفت عمه با عمامه رفته بودی

حـالا بگو عمـامه ی پیغمبــرت کو ؟

بـابـا ، سراغ از گوشـوار من نگیری!

من از تو پرسیدم مگر انگشترت کو ؟

این چند روزه هر کسی سوی من آمد

فریاد می‌زد خارجی پس زیورت کو ؟

بعد از غروب واقعه همبـازی ام نیست

خیلی دلم تنگش شده ، پس اصغرت کو ؟

آن شب که افتادم ز نـاقه بر روی خاک

حوریه ای دیدم شبیـه مادرت ، کو (که او)

با گوشه ی چادر برایم روسری ساخت

می‌گفت ای دردانه ی من ، معجرت کو ؟

دیگر بس است این غصه‌ها آخر ندارد

من را ببــر ، گــر چه کبــوتر پر ندارد

******************************************************************************

وضو بگیرم و در حال روزه با تکبیر
کنم مباهله با دشمنان حی غدیر

زبان حق شوم و آیه مباهله را
به شأن فاطمه و شوهرش کنم تفسیر

ز قول دوست ودشمن شنو که این آیه
به وصف اهل کسا از خدا شده تعبیر

محمد و علی و فاطمه،حسن و حسین
که پنج در عددند و یکی چو حی غدیر

پی مباهله کردند روی در صحرا
یکی چو مهر فروزان،چهار مهر منیر

فتاد چشم نصاری به آن خدارویان
که نور طلعتشان گشته بود عالم گیر

مسیحیان پی نفرین پنج تن دیدند
که نیست غیر هلاکت برایشان تقدیر

همه بخاک قدوم پیمبر افتادند
که ای ز جانب حق،خلق را بشیرو نذیر

به حضرت تو نصاری تمام تسلیم ند
که تو بلند مقامی و ما تمام حقیر

هزار مرتبه نفرین به دشمنان علی
که می کنند در این آیه حیله و تزویر

کنند فضل علی را به دشمنی انکار
خدای نگذرد ازاین خطا و این تقصیر

چرا شدند فرای از این حقیقت محض
چرا به سلسله ی نفس خود شدند اسیر

قسم به جان علی،منکر مباهله را
خدای لعن نموده، پیمبرش تکفیر

گرفتم آن که شود خصم منکر خورشید
کجا به تابش انوار آن کند تأثیر

فضائل علی بود از حد فزون،چه زیان
که بر مباهله منکر شوند یا به غدیر

علی کسی است که در جنگ بدر شد پیروز
خدا به جنگ احد میدهد به او شمشیر

علی ست ،فاتح احزاب و فاتح خیبر
علی ست ،تیر الهی به قلب خصم شریر

علی ست، بت شکن کعبه روی دست رسول
علی به بیشه اسلام شد خروشان شیر

علی به جای نبی خفت و جان گرفت به دست
کسی نیافت جز او این چنین مقام خطیر

حدیث منزلت چون آفتاب می تابد
به این دلیل علی بعد مصطفی است امیر

وصی احمد مرسل کسی بود میثم
که در تمام فضایل ورا نبود نظیر

********************************************************************

:::::::::::::::::::::::::::::::مولودی عید ولایت،عید غدیر::::::::::::::::::::::::::::::

 

<<<<<<<شناخت عید غدیر خم،عید ولایت>>>>>>>>>

 

اشعار امامت, شعر عید غدیر خم, مولودی عید غدیر

مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست
علی نه فاتح خیبر،که فاتح دلهاست
مرا غدیر نه برکه، که خم جوشان است
علی نه ساقی کوثر،که کوثر عظماست
مرا غدیر نه یک برگ سرد تاریخ است
علی نه شافع محشر، که محشر کبراست
مرا غدیر حریم وصال محبوب است
علی نه همسر زهرا که کیمیای ولاست
مرا غدیر بود پایگاه دانش و دین
علی نه کاتب قرآن که آیت عظماست
مرا غدیر نه یک واژه در دل تاریخ
که جان پناه همه رهروان راه خداست
مرا غدیر نه یک روز اختلاف افکن
که همچو چشمه ی مبعث زلال وحدت زاست
مرا غدیر ندای بلند آزادی است
علی نه حامی‌بوذر که روح صدق و صفاست
مرا علی نبود خلقتی خدا گونه
چو غالیان نسرایم که مالک دو سراست
اگر نه عالم و عادل مرا نمی‌شاید
ستایمش که علی عالی و علی اعلاست
بخوان ز سوره انعام علت درجات
علی ز علم و عمل بر جهانیان مولاست
مگوکه مولد او کعبه شد که می‌گویم
به هر مکان که علی هست کعبه خود آنجاست
هر آن که دم زند از عشق آن ولی والا
علی صفت اگرش نیست، کار غرق خطاست
بخوان تو نامه مولا به مالک اشتر
که طرز فکر علی از خطوط آن پیداست
ببین که در دل آن رادمرد بی همتا
به یاد قسط و عدالت چه محشری بر پاست
بکوش رنگ علی گیری و صفات علی
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
به سالروز امامت به جشن عید غدیر
که اشک شوق به چشمان عاشقان پیداست
گل (امید) به لب‌ها نشاندم و گفتم
خوشا دلی که در آن مُهر مهر میر ولاست

 

اشعار امامت, شعر عید غدیر خم, مولودی عید غدیر

***********************************************************************************

ضمن عرض تسلیت مصیبت بزرگ حادثه  منا به ارواح مطهر رسول خدا محمد مصطفی(ص) وائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین وبه ساحت مقدس ولی الله اعظم حضرت صاحب الزمان (عج) ومقام معظم رهبری  وهموطنان عزیز به ویژه خانواده معظم قربانیان از خداوند متعال  علو درجات برای جان باختگان ،صبر جزیل برای بازماندگان وشفای عاجل برای مجروحین حادثه مسئلت داریم

<<<< <<امور فرهنگی  ومذهبی شهرک پردیس جم>>>>>>>>

***********************************************************************

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫مولودی امام‌هادی٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

 

<<<<<<<<<شناخت امام‌هادی>>>>>>>>>>>>>

  

***********

صل علی محمد ابن الرضا خوش آمد

صل علی محمد امام ِ‌هادی آمد…

بر قلب اهل عالم،با وَجد و شور و شادی

تابیده در ذلحجّه،نور ِ امام ِ‌هادی

از برکت ِ قدوم ِ،امام ِ اهل ِ ایمان

شهر مدینه امشب،شد رشک باغ رضوان

او که فلک از یُمن ِ،میلاد او دلشاد است

قنداقه اش به دست ِ،آقا امام جواد است

در این بهار شادی باشد به لطف زهرا

عیدی ما به دست جواد آل طاها

روشن شب ِ وجود از،ماه ِ امام ِ‌هادی

هستی ما فدای ِ راه ِ امام ِ‌هادی

ما با اطاعت از تو محبوب کبریاییم

در آرزوی فیض دیدار سامراییم

ما را دعا کن آقا،اهل ولا کن آقا

راهی ِسرزمین ِ،کرببلا کن آقا

ای عشق تو همیشه ، همراه و همدم ما

بده ز لطف و رحمت،رزق مُحرّم ما

**********************************************************************************

………………………شناخت امام موسی کاظم……………………………..

http://media.wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/9/28/5/1443404868843040.jpg

چون گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت
عالم از نور جمالش جلوه ى دیگر گرفت
آفتاب صبح صادق آنکه از صبح ازل
روشنى خورشید از آن ماه بلند اختر گرفت
در مکنون پرورش چون یافت در مهد صدف
شد حمیده خو چو خو، در دامن مادر گرفت
موسى کاظم امام هفتمین نور خدا
آنکه نور عارضش آفاق سرتاسر گرفت
آنکه روشن از جمالش گشت آیات خدا
وانکه رونق از کمالش شرع پیغمبر گرفت
هم ادب رونق از آن گنجینه آداب یافت
هم سخن زیور از آن کلک سخن گستر گرفت
شد رها از بند محنت آنکه از صدق و صفا
دامن باب الحوائج موسى جعفر گرفت
از در باب الحوائج روى حاجت بر متاب
زانکه فیضش چشمه از سر چشمه ‌ى داور گرفت
در صف محشر شفاعت یافت آنکو چون رسا
دامن موسى بن جعفر در صف محشر گرفت

**********************************************************************

   روز جهاردهم ماه ذی الحجه ،بخشیدن فدک به حضرت زهرا (س)

تصاویری از باغ فدک حضرت زهرا(س) که توسط حاکمان وقت غصب شد

باغ فدک ارث باقی مانده پیامبر اکرم(ص) بود که پس از رحلت پدر به تنها دخترش حضرت زهرا(س) می‌رسید اما بعد از رحلت پیامبر توسط حاکمان وقت غصب شد. غصب این باغ دلائل سیاسی و اجتماعی داشت که منجر به بیان خطبه فدکیه حضرت فاطمه در مسجد شد. تصاویری از بقایا و وضعیت کنونی باغ فدک را ببینید.
***********************************************************************

 

روز تقرّب

عید قربان جلوه گاه تعبّد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است، و فصل قرب مسلمانان به خداوند، در سایه عبودیّت.

عید قربان فصل قربانی کردن عزیزها در آستان «عزیزترین» یعنی خداست. عید قربان مجرای فیض الهی و بهانه عنایت رحمانی به بندگان مؤمن و مطیع است. و هر کس بتواند رضای خویش را فدای رضای حق کند، از خواسته دل در راه خواسته خدا چشم بپوشد، و از داشته‌ها و خواسته‌ها بگذرد، به مرز عبودیت می‌رسد.

«قربانی» وسیله قرب به خداست و عید قربان روز تقرّب به پروردگار است. روز رها شدن از تعلّقات قربانی کردن تمنیّات در پیش پای اراده الهی است.

http://up.campin.ir/up/albom/Pictures/24/73562809093286575980.jpg

قربانی ابراهیم

ابراهیم از جانب پروردگار، مأمور قربانی کردن فرزند دلبندش اسماعیل شد. هنگامی‌که ابراهیم فرمان الهی را به پسرش ابلاغ کرد، اسماعیل گفت: پدر جان! فرمان خدا را اجرا کن که مرا از صابران خواهی یافت. در صبحی دلکش، اسماعیل دست در دست پدر، در صحرای منی، به سوی قربانگاه پیش رفت و خوشحال بود از این که خداوند متعال، او را برگزیده است. آن گاه ابراهیم با دست‌هایی محکم و استوار خنجر در حنجره اسماعیلش نهاد تا سر از پیکر عزیزش جدا کند. تیغ بر گلوی فرزند می‌چرخید، ولی نمی‌برید. گویی معجزه ای رُخ داده بود. ناگهان قوچی برای قربانی شدن در پیش چشمان ابراهیم نمایان شد و‌هاتفی ندا داد. ابراهیم! تو از این آزمون سربلند بیرون آمدی؛ پس دوستی خدا گوارایت باد! امروز نیز حاجیان، در موسم حج، به درگاه خداوند قربانی می‌کنند تا بگویند: خداوندا! ما نیز چون ابراهیم تسلیم توییم. پس در این روز زنجیرهای اسارت و تعلقات را می‌بریم تا بیش از پیش به تو نزدیک شویم.

نمایش تسلیم و رضا

قرآن کریم، ضمن بیان داستان‌های آموزنده، که از مهمترین برنامه‌های تربیتی آن کتاب الهی است، نمونه‌هایی از مقامات والای انسان‌های واقعی را نشان می‌دهد، تا هدف از این دستورات متین آسمانی را به بشر بفهماند. قربانی نمودن فرزند و یا ذبح گوسفند، مطلوب اساسی نیست، بلکه هدف، پرورش افکار ناب، دل‌های پاک و جان‌های منزه است. خداوند در قرآن می‌فرماید: پس همین که ابراهیم و اسماعیل سر تسلیم فرود آوردند و ابراهیم، او را بر پیشانی بر زمین خوابانید، ندایش دادیم که ای ابراهیم! بحق، تصدیق مأموریت در خواب نمودی و مابه نیکوکاران این چنین پاداش می‌دهیم.

و این گونه بود که ابراهیم و اسماعیل به عموم جهانیان نشان دادند که آنچه عیار گوهر انسانیّت را بالا می‌برد و او را موجودی شریف می‌گرداند، همان حالت خضوع و تسلیم در برابر حق تعالی است.

عید قربان در کلام امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله پیر فرزانه انقلاب، درباره عید قربان چنین گفته اند: «عید قربان، عیدی است که انسان‌های آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی‌می‌اندازد. قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد در راه خدای بزرگ را به فرزندان آدم و اصفیاء و اولیای خدا می‌دهد… این پدرِ توحید و بت شکنِ جهان، به ما و همه انسان‌ها آموخت که… عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان خود را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید. به همه ما ذریه آدم فهماند که «مکه» و منی قربانگاه عاشقان است و محل نَشر توحید و نفی شرک، که دلبستگی به جان و عزیزان نیز شرک است.»

فضیلت قربانی

یکی از اعمال با فضیلت و مهم در روز عید قربان، عمل قربانی است. که در روایات، بسیار بر آن تأکید شده است. امام باقر علیه السلام می‌فرمایند: «خداوند قربانی کردن و اطعام نمودن را دوست دارد». بعضی از علما چنین بیان نموده اند که بهتر است قربانی کننده، گوشت قربانی را سه قسمت کند؛ قسمتی از آن را بین همسایه‌ها تقسیم نماید، قسمت دیگر را به و فقیران ببخشد و قسمت آخر را نیز برای خانواده خود نگه دارد.

تکریم حماسه ابراهیم

قربانی کردن گوسفند، چه از سوی حاجیان در «منا» و چه از سوی غیر حاجیان، تکریم آن حماسه معنوی و ایثار عظیم ابراهیم و اسماعیل است که به «مسلخ عشق» رفتند و سربلند، خاطره آن اخلاص و عشق شکوهمند خود را در یادها جاودان نمودند.

 

ای عزیزان به شما هدیه ز یزدان آمد
عید فرخنده ی نورانی قربان آمد

حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول
رحمت واسعه ی حضرت سبحان آدم

عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد

جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویر دل ما نعمت باران آمد

خاک می‌سوخت در اندوه عطش با حسرت
نقش در سینه ی این خاک گلستان آمد

 

امر شد تا که به قربانی اسماعیلش
آن خلیلی که پذیرفته ز رحمان آمد

امتحان داد به خوبی بخدا ابراهیم
جای آن ذبح عظیمی‌که به قربان آمد

آن حسینی که ز حج رفت سوی کرببلا
به خدا بهر سر افرازی قرآن آمد

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

ای تو جان نوبهاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
ای تو شور آبشاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

ای شراب آسمانی، ای طلوع مهربانی
با تو شد خورشید خندان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

ای که نامت گشته ذکر هر دم جان و روانم
ای شفای درد پنهان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

آمدی چون ماه تازه، تیغ بر کف، خنده بر لب
آمدی ای عید قربان! خوش رسیدی، خوش رسیدی!

آمدی چون سیلْ جوشان ، بی‌خبر، ناگه، خروشان
تا کنی این خانه ویران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

خانه‌ی عقل زبون را، عقل سرد تیره‌گون را
کرده‌ای با خاک یکسان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

شعر می‌جوشد ز من، پیوسته هر شب، هر سحرگه
از تو شد این چشمه جوشان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

*****************************************************************************************************************************************

نهم ذی الحجه شهادت حضرت مسلم بن عقیل

کشتن مسلم را به «بکربن حمران احمری‏» سپردند، کسی که در درگیریها

از ناحیه سر و شانه با شمشیر مسلم‏ بن عقیل مجروح شده بود. مامور شد

که مسلم را به بام «دارالاماره‏» ببرد و گردنش را بزند و پیکرش را بر زمین اندازد.

مسلم را به بالای دارالاماره می‌‏بردند، در حالی که نام خدا بر زبانش بود،

تکبیر می‌‏گفت، خدا را تسبیح می‌‏کرد و بر پیامبر خدا و فرشتگان الهی

درود می‌‏فرستاد و می‌‏گفت: خدایا! تو خود میان ما و این فریبکاران

نیرنگ‏ باز که دست از یاری ما کشیدند، حکم کن!
جمعیتی فراوان، بیرون کاخ، در انتظار فرجام این برنامه بودند. مسلم را رو

به بازار کفاشان نشاندند. با ضربت‏ شمشیر، سر از بدنش جدا کردند، و…

پیکر خونین این شهید آزاده و شجاع را از آن بالا به پایین انداختند و

مردم نیز هلهله و سروصدای زیادی به پا کردند.

 

من کوفه را چون مردگان بی درد دیدم

نامردهاشان را به شکل مرد دیدم

این ناسپاسان جمله اشباه الرجالند

خصم رسول و حیدر و قرآن و آلند

اینان به آن دستی که با من عهد بستند

عهد من و فرق مرا با هم شکستند

تنها نه در کوفه مرا آواره کردند

قلبم دریدند و لبم را پاره کردند

این شهر را پیوسته نامردی به من بود

ای قوم تنها مردشان یک پیر زن بود

زن‌ها ز نامردان کوفه وا نماندند

از بام‌ها بر فرق من آتش فشاندند

من جان نثار عترت خیر الانامم

صید به خون غلطیده بالای بامم

وقتی که خود را از عطش بیتاب دیدم

عکس لب خشک تو را در آب دیدم

در موج خون دریای لا را دیدم امروز

از بام کوفه کربلا را دیدم امروز

انگار می‌بینم جراحات تنت را

خونین به چنگ گرگ‌ها پیراهنت را

انگار بینم لاله‌های پرپرت را

پاشیده از هم عضو عضو اکبرت را

انگار می‌بینم که بعد از قتل یاران

هم تیر باران می‌شوی هم سنگ باران

انگار می‌بینم ذبیح کوچکت را

زخم گلوی شیر خواره کودکت را

انگار می‌بینم که با اشک دو دیده

داری به روی دست خود دست بریده

انگار بینم غرق خون آیینه ات را

جای سم اسبان و زخم سینه ات را

انگار بینم شمر می‌آید به گودال

انگار بینم می‌زنی در خون پر و بال

…انگار دیدم جان شیرینت فدا شد

زهرا نگه کرد و سرت از تن جدا شد

من بهترین مهمان شهر کوفه هستم

مهمان قصابان شهر کوفه هستم

لب تشنه از پیکر جدا گردد سر من

آویزه گردد بر قناره پیکر من

تنها نه این نامرد مردم می‌کُشندم

***********************************************************************

 

  ۳۱شهریور؛ آغاز هفته دفاع مقدس
 در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد. صدام حسین رییس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربین‌های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر، آغاز تجاوز رژیم بعثی به خاک ایران را اعلام کرد.
هفته دفاع مقدس
۳۱ شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی‌ایران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است و  از ۳۱ شهریور تا ۶ مهر ادامه دارد.

این کیست که سیمای حسینی دارد

در کف علم فتح حنینی دارد

از‌هاله رویش رخ مهتاب خجل

عشق است، ولی نام خمینی دارد

************

باز دیشب دل هوای یار کرد
آرزوی حـجـلـه سـومـارکـرد
خواب دیدم سجده را بر مهردشت
فتح فاو و ساقی والفجر هشت
باز محورهای بوکان زنده شد
برف و سرمای مریوان زنده شد
از دوکوهه تا بلندای سهیل
بر نمی‌خیزد مناجات کمیل
یاد کرخه رفته و این رنج ماند
قلب من در کربلای پنج ماند
کاش تا اوج سحر پر میزدم
بار دیگر سر به سنگر میزدیم

***********************************************************************

 

فضیلت شب و روز دحوالارض و اعمال آن

 شب بیست‏ وپنجم:شب دحو الارض است،یعنى پهن شدن زمین از زیر کعبه به روى آب،و از شبهاى بسیار شریف‏ است که رحمت خدا در آن نازل می‌‏شود،و قیام به عبادت د رآن اجربسیار

دارد، از حسن بن على وشّاء روایت شده‏ که گفته:من کودک بودم که با پدرم در شب بیست‏ وپنجم ماه ذو القعده،در خدمت حضرت رضا علیه السّلام شام خوردیم،حضرت فرمود امشب حضرتابراهیم و

حضرت عیسى علیهما السلام متولّد شده‏ اند،و زمین از زیر کعبه پهن شده،پس هرکه روزش را روزه بدارد،چنان است‏ که شصت ماه روزه داشته باشد،و در روایت دیگر است که فرمود:در این

روز حضرت قائم(عج)قیام خواهد کرد. روز بیست‏وپنجم:روز دحو الارض است،یکى از آن چهار روزى است،که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است،و در روایتى آمده:که روزه این روز همانند روزه

هفتاد سال است و در روایت دیگر آمده که کفاره هفتاد سال است،و هرکه‏ این روز را روزه بدارد،و شب را به عبادت به سر آورد،براى او عبادت صد سال نوشته شود و براى روزه‏دار این روز، که هرچه در

میان زمین و آسمان است استغفار کند،و این روزى است که رحمت خدا در آن منتشر شده،و براى عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیارى است،و بارى این روز جز روزه و عبادت و ذکر خدا

و غسل دو عمل دیگر وارد است: اوّل:نمازى که در کتابهاى علماى شیعه از اهل قلم روایت شده و آن دو رکعت است در وقت چاشت[بالا آمدن آفتاب تا پیش از گذشتن از وقت ظهر]در هر رکعت پس از

سوره«حمد»پنج مرتبه سوره«و الشّمس»خوانده شود،و پس از سلام بگوید،

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
هیچ جنبش و نیرویى نیست مگر به خداى برتر بزرگ

آنگاه دعا کند و بخواند:

یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ .
اى نادیده‏گیر لغزشها لغزشم را نادیده‏گیر،اى اجابت کننده دعاها،دعایم را اجابت کن،اى شنواى صداها،صدایم را بشنو،و به‏ من رحم کن،و از بدیهایم و آنچه نزد من است درگذر،اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.

دوّم:خواندن دعایى که شیخ در کتاب«مصباح»فرموده:خواندن آن مستحبّ است:

اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَهِ وَ فَالِقَ الْحَبَّهِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَهِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَهٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَهً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَهً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَهِ أَنْ

تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاهِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاهِ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ

الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَهَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَهِ ،

خدایا اى گستراننده کعبه،و شکافننده دانه،و برگیرنده سختى،و برطرف کننده هر گرفتارى،از تو مى‏خواهم‏ در این روز از روزهایت،که حقّش را بزرگ گرداندى،و سبقتش را پیش انداختى،و آن را نزد اهل ایمان امانت و و به سوى خود وسیله قرار دادى،و به رحمت گسترده ‏ات که بر محمّد درود فرستى آن بنده برگزیده‏ات‏ در پیمان نزدیک،روز دیدار،شکافنده هر امر بسته،و دعوت کننده به حق،و بر اهل بیت پاکش‏ آن راهنمایان،و روشن‏کنندگان راه حق،ستونهاى جبّار،و متولّیان بهشت و دوزخ،و عطا کن به ما از عطاى در خزانه‏ ات که نه بریده شود،و نه منع گردد،تا به وسیله آن توبه،و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمایى

یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاهِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَهِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ

الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ

الْمُقَامَهِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَهِ ،
اى بهترین خوانده شده و کریم‏ترین امید شده،اى کفایت کننده،اى وفادار،اى آن‏که لطفش پنهانى است،به لطفت به من لطف کن،و به‏ عفوت خوشبختم نما،و به یارى‏ات تأییدم فرما،و از ذکر کریمانه‏ات فراموشم مکن به حق متولیان امرت و نگهبانان‏ رازت و از گرفتاریهاى روزگار تا روز قیامت و برانگیخته‏شدن خفظم کن‏ هنگام بیرون آمدن جانم،و فرو رفتن در قبرم،و تمام شدن کارم،و سپرى شدن عمرم،اولیایت را به بالینم حاضر کن،خدایا یادم کن،بر طول پوسیدگى،زمانى‏که در میان توده‏هاى خاک فرود آیم،و فراموش‏کنندگان از مردم فراموشم کنند،و در خانه اقامت فرودم آر،و در منزل کرامت جایم ده،

وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ

آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ

الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ.

و از دوستان اولیایت،و برگزیدگان و خاصان درگاهت قرارم‏ ده،و دیدارت را بر من مبارک گردان،و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏که پاک از لغزشها و گفتار بى‏پایه و منطق تباه باشم.خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)وارد کن،و از آن به من بنوشان،نوشاندنى سیراب کننده،روان و گوارا،که پس از آن هرگز تشنه نشوم،و از ورود به آن طرد نگردم،و از آن‏ منع نشوم،و آن را قرار ده برایم بهترین توشه،و کاملترین وعده‏گا،روزى که گواهان بپا مى‏خیزند.خدایا لعنت کن گردنکشان‏ گذشته و آینده را،هم آنان‏که حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند.خدایا پایه‏هایشان را بشکن،و پیروان و عمّالشان را نابود ساز،زمیه‏هاى هلاکتشان را به زودى فراهم فرما،و کشورهایشان را از دستشان بگیر،و راههایشان را بر آنان تنگ کن، و بر آنان‏که با آنان سهیم و شریکند لعنت فرست.

اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَهِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ

حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّى نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ

أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

خدایا در فرج دوستانت شتاب کن و حقوق تاراج‏ رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشکار کن،و او را یارى‏رسان دینت بدار،و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده.خدایا فرشتگان پیروزى را گرداگرد او همواره بدار،و به آن دستورى که در شب قدر به او القا کردى او را انتقام‏گیرنده خویش‏ قرار ده،تا جایى‏که خشنود شوى،و دینت به وسیله او،و به دست او به گونه‏اى نو و تازه بازگردد،و حق به طور کامل ناب شود،و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افکنده شود.خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست،و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده،و در زمان بازگشتش ما را برانگیز،تا در دوران او در شمار یارانش باشیم.خدایا درک قیامش را روزى ما کن،و در روزگارش ما را حاضر کن،و بر او درود فرست،و سلام او را به ما باز رسان،درود و رحمت خدا و برکاتش بر او باد.

میرداماد(ره)در رساله اربعه ایّام خود،در بیان اعمال روز دحو الارض فرموده است:زیارت امام رضا علیه السّلام‏ در این روز افضل اعمال مستحبّ،و مؤکّدترین آداب مى‏باشد،و همچنین زیارت آن حضرت

در روز اول ماه رجب الفرد در نهایت تأکید بوده،و نسبت به آن ترغیب بسیار شده است. روز آخر ماه:سال دویست‏ وبیست بنابر مشهور،امام جواد علیه السّلام،در بغداد به سبب زهرى که معتصم عباسى

به ایشان خوراند شهید شد و این حادیثه تقریبا پس از درگذشت دوسال‏ونیم از مرگ مأمون عبّاسى اتفاق افتاد،چنان‏که خود آن جناب می‌فرمود الفرج بعد المامون بثلاثین شهرا[گشایش کار سى‏ماه

پس از مأمون است]و این جمله نشان‏دهنده این است که آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در کمال رنج و ناراحتى بوده است،که مرگ خود را فرج و گشایش تعبیر نموده است،چنان‏که پدر بزرگوارشان‏

امام رضا علیه السّلام،در زمان ولایتعهدى خویش چنین بوده است و در هر جمعه که از مسجد جامع باز مى‏گشت،به همان حال که عرق‏ ریزان و غبارآلوده بود،دستها را به درگاه الهى بلند نموده و

می‌‏گفت:الهى اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است‏ پس همین ساعت در مرگ من شتاب ورز و پیوسته در غم‏ واندوه بود،تا از دنیا رحلت فرمود،و امام جواد علیه السّلام زمانى که وفات کرد از عمر

شریفش بیست‏ وچند سال و چند ماه گذشته بود،مرقد شریف ایشان در بقعه مبارکه کاظمیه در پشت سر جّد بزرگوارشان‏ امام موسى بن جعفر علیهما السّلام قرار دارد

***********************************************************************

<<<<<<<شناخت امام رضاعلیه السلام>>>>>>>

 

مولودی ولادت امام رضا(ع)

 

 

تصاویر حرم
آمده به دنیا فرزند فاطمه،مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

رسیده سلطان ملک ِ اِرتضا،گل ِ پیغمبر و جان ِ مرتضی

شده ذکر دلها یا امام رضا

نام ِ زیبای او بر لبها زمزمه، مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

آمده به دنیا فرزند فاطمه،مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

بُوَد مدیحه خوان از شادی احمد،شده جلوه از لطف حیّ سرمد

جمال ِ عالِم ِ آل ِ محمد

او بوَد امام ِ اهل عالم همه، مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

آمده به دنیا فرزند فاطمه،مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

امامی‌که حرف دل را میداند،دعا بر احوال سائل میخواند

گدا را نا اُمید بر نگرداند

رسانده کرم را دیگر بر خاتمه، مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

آمده به دنیا فرزند فاطمه،مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

من از روز ازل دل بر تو دادم،به خاک راهت از اوّل فتادم

شب اوّل ِ قبر برس به دادم

ای آیات ِ حُسنَت بُرهان ِ مُحکمه، مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

آمده به دنیا فرزند فاطمه،مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

دعا کن ای یادت آرام ِ جانم،که قدر توفیقاتم را بدانم

حسینی شوم حسینی بمانم

به حقّ شهید ِ کنار علقمه، مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

آمده به دنیا فرزند فاطمه،مبارک میلاد ثامن ُ الائمه

***********************************************************************************

<<<<<<<<<<<<<<شناخت حضرت معصومه سلام الله علیها>>>>>>>>>>>>>>>

zfb

حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال ۱۷۳ هـ ق،  ۲۵ سالا بعد ازتولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.


روز تولدت به غلط روز دختر است 
در اصل روز آمدنت روز خواهر است
شادند از حضور تو اهل جهان ولی
خوشحالی امام رضا جور دیگر است
امشب به اعتبار روایات مانده ام
میلاد توست یا شب میلاد کوثر است

وقتی پس از کریم تو تنها کریمه ای
اسم تو با امام حسن حاصلش زر است
از هرچه بگذریم نشد بگذریم از این
از خواهری که این همه عشق برادر است
دریاچه ی نمک سندش بین اهل بیت
آری طعام سفره ی تو با نمک تر است
پس قلب این کویر به شوق تو می‌تپید
وقتی که کوه خضر برای تو منبر است
امشب حساب کرده ام از خانه تا حرم
به نیت امام رضا هشت تا در است
با این حساب باز دل بی قرار من
آهوست توی مشهد و در قم کبوتر است
جمع دل من و دل هر کس به غیر تو
در بین صحن آینه جمع مکسر است
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند هدیه ی ما باز هم سر است
جای بقیع و آن همه قبری که خاکی است
دیدم در این حرم چه قدر سنگ مرمر است
او هم شبی درست پدر را ندیده است
معصومه هم رقیه ی موسی بن جعفر است

**********************************************************************

<<<<<شناخت امام جعفر صادق(ع)>>>>>>>

فرزند فاطمه ششمین نور سرمدم

شیخ الائمه صادق آل پیمبرم

من آخرین امام بقیع مدینه ام

زهر جفای خصم شرر زد به سینه ام

در لحظه‌های آخر عمرم به زمزمه

ابراز می‌کنم غم دل را به فاطمه

مادر بیا و حال پریشان من ببین

از سوز زهر سینه سوزان من ببین

هنگام مرگ نام تو ذکر لبم شده

مسمومیت نه، غصه تو قاتلم شده

از یاد ماتم تو پریشان و مضطرم

مثل تو غصه دارم و هم درد حیدرم

دشمن شبانه ننگ به لوح زمانه زد

در پیش اهل خانه ام آتش به خانه زد

از درب خانه شعله آتش زبانه داشت

آن بی حیا به روی دلم داغ می‌گذاشت

ای وای من که هیچ زجورش ابا نکرد

از پیری و سفیدی مویم حیا نکرد

با دست بسته ام به بر کودکان من

انگار داشت از سر کین قصد جان من

در بین شعله‌ها به زمینم کشید و برد

مانند مرتضی به زمینم کشید و برد

********************************************************************************

روزدستیگیری امام موسی کاظم توسط‌هارون ملعون

img/daneshnameh_up/c/cc/javad1.jpg

هفتمین امام شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجری قمری در ابواء متولد گردید.
پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادر گرامیش حمیده است.
میلادش برای امام صادق علیه السلام چنان شادی‌بخش بود که آن حضرت به‌همین مناسبت سه روز جشن گرفت و مردم مدینه را اطعام نمود.
نام مبارکش موسی و القاب و کنیه‌هایش متعدد است؛ مشهورترین لقبش کاظم و صابر و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوالحسن است. نقش نگین انگشتری‌اش جمله حسبی الله بوده است.

امامت

او که براساس تقدیر الهی قرار بود پس از پدر بزرگوارش امامت امت را به عهده بگیرد، تحت تربیت
فوق‌العاده امام صادق مراحل رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، به گونه ای که تا آخر عمر، جلال و جمال الهی در صورت و سیرتش مشهود بود.

از حوادث مهم دوران جوانی آن امام، مرگ نابهنگام برادر بزرگترش، اسماعیل، بود که از الطاف خفیّه الهیّه محسوب می‌شد و زمینه‌ساز تثبیت امامت وی شد. تلاش امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این راستا و به منظور جلوگیری از انحراف جریان امامت بود. هر چند بعدها نیز گروهی پیدا شدند و پس از امام صادق علیه السلام معتقد به امامت اسماعیل گشتند و مرگ او را انکار نمودند.

سرانجام پس از شهادت جانگداز امام صادق، موسی بن جعفر علیه السلام در سن بیست سالگی مسؤولیت بزرگ امامت و هدایت امّت را در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت.

دستگیری و زندان

نقل قولهای متفاوتی از علت دستگیری امام کاظم(ع) بیان شده است که جایگاه و موقعیت موسی بن جعفر(ع) در میان شیعیان را روشن می‌سازد. بنا بر گزارش تاریخ نویسان علت دستگیری امام(ع)، بدگویی یحیی برمکی یا یکی از برادران امام نزد‌هارون بود. که درسال ۱۷۹ق در این روز‌هارون ملعون  به مسجد النبی (ص) به ظاهر برای زیارت و در حقیقت دستگیر نمودن امام رفته بود.

امام بزرگوار ،هفتم (۷)ذی حجّه در زندان بصره، معروف به زندان عیسی بن جعفر، محبوس گردید. سپس وی را به زندان فضل بن ربیع در بغداد روانه کردند. زندان فضل بن یحیی و زندان سندی بن شاهک، زندانهایی بود که حضرت تا پایان عمر در آن زندانی بود.

****************************************************

روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زور خانه ی تبریک خدمت همه ورزشکاران و ورزش دوستان

هفدهم شوال به مناسبت روز جنگ دلاورانه مولا علی(ع) با عمروبن عبدود در تقویم رسمی‌کشور به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و آیین زورخانه‌ای گنجانده می‌شود.

هفده شوال روزی است که حضرت علی با عمروبن عبدود پهلوان معروف عرب مبارزه کرد و او را شکست داد و پرچم اسلام را سر بلند و پرچم کفر را واژگون ساخت ، به همین دلیل این روز را به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای نامیده اند.

***************************************************************************************************************************************************

images

 

لیلته القدر خیر من الف شهر

ایام نزول قرآن کریم و شبهای قدر ، شب دوستی ، شب محبت ، شب مغفرت و شب استجابت دعا دلهایمان را روانه ی کوفه کنیم و با بزرگ داشت شبهای قدر در ماتم اول مظلوم عالم ، سیل خون از دیدگان آلودیمان جاری کنیم تا مورد رحمت و مغفرت حق تعالی قرار گیریم . انشاء الله

                                   ***************

اگر چه ناله ای داغ دار دارم من                     ز داغ هجر تو بر سر شرار دارم من

شبی که یاد تو در خاطرم گل افشاند             هزار خرمن گل در کنار دارم من

توئی بهشت من و تا تو با منی ای دوست       دگر به روضه رضوان چه کار دارم من

                                   ***************

یارب چه بسی جرم و گناهم دیدی                رسوائی من به رحمتت پوشیدی

امید من است و بخشش روز جزا                  جز درگه تو نیست مرا امیدی

                                   ***************

یارب چو حساب کارم آغاز کنی                     وای من اگر گناهم ابراز کنی

خود دانم و تو چه معصیت‌ها کردم                 بیچاره شوم چو مشت من باز کنی

                                   ***************

امشب شب قدر است و من قدری ندارم         بحر دل آلوده ی خود بیقرارم

امشب شب قدر است و یک دنیا فقیرم           بیمارم و محتاج و در غفلت اسیرم

من آمدم با کوله بار ، بار زشتم                     تا رنگ زهرائی بگیرد سرنوشتم

ای کاش میمردم شب قدرت نبینم                 من باعث درد نگاری مهجبینم

چون نامه اعمال من بیند سحر گاه                بر حالت آلوده من میکشد آه

امشب بیا و کار دل را چاره بنما                    مکتوب اعمال بدم را پاره بنما

رزق من امشب بهتر از صد سال گردد            گر یوسف زهرا ز من خوشحال گردد

گر او بخواهد بنده تو میشوم من                   گر او نخواهد راه غفلت میروم من

امشب بیا و آرزویم را روا کن                         او را به یاد ما ، تو مشغول دعا کن

با کوهی از حاجت به در گاهت نشستم         در لیله القدر علی دل بر تو بستم

                                   ***************

         السلام علیک یا امیر المومنین

دست حق حیدر کرار علی                 شیر حق حجت دادار علی

مخزن و معدن اسرار علی                 سید و سرور و سالار علی

جان به قربان جمالت مولا                  کی رسم من به وصالت مولا

چه بگویم که جه‌ها کرد عدو              آتش کینه به پا کرد عدو

ای خدا شیعه دلش محزون است       از غم عشق علی مجنون است

این همان ماتم عظمی‌باشد             سحر آخر مولا باشد

میزبان زینب کبری باشد                   او نوازش گر بابا باشد

زیر لب زمزمه دارد زینب                    که دگر آخر کار است امشب

تا علی گشت برون از خانه               عالمی‌شد ز غمش غمخانه

شد علی شمع و همه پروانه            خیل مرغان ز پی اش مستانه

می‌سرودند به صد آه و نوا                  مرو امشب تو مسجد مولا

مسجد کوفه پر از غوغا شد              گوئیا روز جزا بر پا شد

سند قتل علی امضاء شد                پر ز اندوه دل زهرا شد

تا که آمد ز شهادت خبرش               بست تکبیر نماز سحرش

حیدر از تیغ جفا شد بیتاب                رفت از هوش میان محراب

رنگ خورشید علی شد مهتاب          چهره اش در یم خون گشت خضاب

ضربه تیغ اگر کاری بود                      ذکر مولا به لبش جاری بود

                             *****************

دگر شوق خدای خویش دارم             ز داغ فاطمه دل ریش داریم

مگیر ای میخ شالم را که عمری         من از مسمار در تشویش دارم

حسین جان زیر بازویم رها کن            برای طاقت زینب دعا کن

بگو برگشت مهمانت ز مسجد             ز رویم خون پیشانی جدا کن

                             *****************

من مانده ام تنهای تنهای                   خسته شدم دیگر ز دست شهر غمها

                                وای شهر غمها

            چشم انتظار تیغ دشمن( مانده ام من ، مانده ام من)

            آیات مرگم را خدایا ( خوانده ام من ، خو.انده ام من )

                                      ————

در آخرین صوت اذانم                        بر روی گل دسته چکید اشک روانم

                              ای مهربانم

            گفتم خدایا خسته هستم ( راحتم کن ، راحتم کن )

            از دست این مردم شکستم ( راحتم کن ، راحتم کن )

                                      ————

چشم انتظارم ابن ملجم                  با تیغ خود آید زند بر روی فرقم

                                 روی فرقم

             شمشیر قاتل در غزایم ( گریه کرده ، گریه کرده )

              محراب و منبر هم برایم ( گریه کرده گریه کرده )

                                      ————

هم فرق من امشب شکسته            هم بین خانه ام دل زینب شکسته

                                وای دل شکسته

                 راهی برای او بجوئید ( تا نمیرد ، تا نمیرد )

                آهسته با زینب بگوئید ( تا نمیرد ، تا نمیرد )

*************************************************************************

»»»» شناخت مولای متقیان «««««

re541

***** فضیلت و اعمال شب قدر *****

شب بود و اشک بود و علی

فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او

صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟

زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد

آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید

اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش برای مردم دنیا نمک نداشت

عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود

هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب

حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غریب شد

زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود

وقتی که از محاسن او می‌چکید خون

عباس را به صورت بابا نگاه بود

«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون

رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود

16

»»»»» پیرامون شب قدر «««««

Ghadr03

ساقیا یک جرعه از عشق علی پیمانه ام کن / یکدم از خود بیخودم کن در علی دیوانه ام کن
عشق بر مولا علی خود عشق باشد بر خدا / پس خدایا در جهان آل علی جانانه ام کن
مسجد کوفه چرا روی وفایت خود نبود / پس فلک از کوفیان بی وفا بیگانه ام کن
ای عدو کاش تیغ جهلت می‌شکست / که شکستی فرق مولا ، تیر غم نشانه ام کن
شمع جانم بی علی بی نور است / پس خدایا گرد خاک پاک او پروانه ام کن
رفت آن شیر خدا و گشته بی بابا یتیمان / سیل اشکم سوی بحر عشق او روانه ام کن
یوسفی آذین نما شعر و سخن با یا علی / ای خدا نام علی نور دل و کاشانه ام کن

************************************************************************

9356

Veladate E.Hassan(a) 91

 

مولودی ولادت امام حسن مجتبی (ع)

»»»»» شناخت کریم اهل بیت امام حسن (ع) «««««

***************************************************************************

فواید روزه برای سلامت بدن

روزه فواید جسمی‌و روحی فراوانی برای انسان در بردارد و روزه داری، شفا بخش جسم و همچنین توان بخش، جان انسان است. تحقیقات ثابت می‌کند روزه داری درست که با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصد مصرف غذا همراه است، نتایجی چون کم شدن چربی‌های ذخیره، کم شدن میزان چربی خون و کلسترول و نیز فعال شدن سیستم ایمنی بدن را به دنبال دارد.

سفره افطار در رمضان

به گفته پزشکان، در مدت روزه داری، دستگاه گوارش برای چندین ساعت خالی می‌ماند و در واقع این دستگاه و سایر دستگاه‌هایی که به گونه‌ای در هضم و جذب مواد غذایی دخالت دارند، استراحت کرده و پس از روزه داری به شیوه بهتری اعمال خود را انجام خواهند داد.

روزه در حقیقت باعث استراحت معده می‌شود. در حالت روزه، اسید معده به جای غذا به وسیله صفرا، خنثی می‌شود و زخم معده ایجاد نمی‌شود. به همین دلیل افراد روزه دار باید بدانند که پرخوری، خود موجب زیان‌های چشم گیری برای دستگاه‌هاضمه می‌شود.

پیروی از یک برنامه غذایی صحیح در ایام ماه مبارک رمضان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا هم بتوان عادات غذایی غلط را اصلاح کرد و هم از برکات معنوی این ماه بهره برد.

روزه داری و چربی خون بالا

طی مطالعات صورت گرفته روزه گرفتن برای افراد مبتلا به چربی خون بالا مفید است و میزان چربی‌های نامطلوب موجود در خون را تنظیم کرده و موجب افزایش میزان چربی مفید خون در بدن می‌شود.

برخی از بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم تحت نظر پزشک معالج و یک متخصص تغدیه می‌توانند روزه بگیرند و از اثرات مفید روزه بهره‌مند شوند.

روزه داری در اغلب بیماری‌هایی که عادات غلط غذایی، چاقی و افزایش وزن در بروز آن‌ها دخالت دارد نقش موثری در بهبودی این نوع بیماری‌ها دارد.

سالمندان هنگام روزه گرفتن باید مراقب کاهش میزان آب بدن و کاهش قند خون باشند چرا که این عوامل منجر به ایجاد سرگیجه در این افراد می‌شوند.

زنان باردار که در ماه‌های اول بارداری هستند نیز باید مراقب مشکل کمبود غذایی در ماه مبارک رمضان باشند.

افراد دارای مشکل زخم معده و بیماری‌های گوارشی حتما باید با نظر پزشک معالج خود روزه بگیرند.

بیماران دیابتی نوع یک (وابسته به انسولین) قادر به روزه داری نیستند. دیابتی‌های نوع یک به دلیل داشتن برنامه و وعده‌های غذایی با فاصله معین و منظم قادر به گرفتن روزه نیستند. برخی افراد میانسال که دیابت نوع دو خفیف و کنترل شده دارند، می‌توانند زیر نظر پزشک در روزهای کوتاه سال روزه بگیرند.
روزه داری نباید موجب پرخوری به هنگام سحر و افطار و بی نظمی‌در خواب شب شود و در صورت رعایت این مسایل، روزه داری صحیح به کاهش استرس‌ها منجر می‌شود

مصرف نشاسته و پروتئین در ماه مبارک رمضان، انرژی بدن را تامین می‌کند. غذاهای گوشتی می‌تواند پروتئین مورد نیاز بدن را در ماه رمضان تامین کند. روزه داران از خوردن غذاهای شور در این ماه پرهیز کنند و حتی الامکان در این ماه، نمک را با احتیاط مصرف کنند. مصرف نمک و غذاهای شور فقط عطش روزه دار را بیشتر خواهد کرد. هموطنان روزه دار باید بدانند که استفاده از انواع میوه و سبزیجات، می‌تواند جایگزین مناسبی برای مواد غذایی پرنمک باشد. همچنین مصرف شیر فراوان نیز سبب رفع تشنگی می‌شود. استفاده از غذاهایی که آسان هضم می‌شود و باعث جذب انرژی لازم در بدن می‌شود، به روزه داران توصیه می‌گردد. روزه داران در این ماه از افراط در مصرف مواد غذایی پرهیز کنند.

استفاده از آب کافی در ماه رمضان برای سلامت پوست و بدن ضرورت غیر قابل انکاری دارد. استفاده از کرم‌های مرطوب کننده همزمان با نوشیدن آب کافی در فواصل افطار و سحر، روش مکملی برای حفط سلامت پوست است. در صورت عدم رعایت این موضوع، کم آبی در پوست و بدن تنها با جذب آب فراوان رفع می‌شود.

استفاده از کرم‌های مرطوب کننده استاندارد، باعث ایجاد طراوت و نشاط در پوست‌های خشک می‌شود.

روزه داران مصرف میوه و سبزیجات تازه را در برنامه غذایی خود قرار دهند تا بتوانند شادابی و تازگی پوست خود را حفظ کنند.»

روزه داری اسلامی‌وکاهش استرس

«براساس آخرین یافته‌ها و تحقیقات علمی، روزه داری اسلامی‌موجب کاهش استرس و اضطراب در بین افراد می‌شود.

روزه داری اسلامی‌همان روزه داری صحیح و اصولی است و با روزه داری برای ترس از عسر و حرج و روزه داری برای رژیم لاغری متفاوت است.

روزه داری نباید موجب پرخوری به هنگام سحر و تغییرات بی نظمی‌در خواب شود و در صورت رعایت این مسایل، روزه داری صحیح به کاهش استرس‌ها منجر می‌شود.

پژوهش‌های علمی‌نشان می‌دهد در طول ماه مبارک رمضان کاهش کامل و صد درصدی خودکشی‌ها و کاهش نسبی جرایم عمومی‌مانند جرایم راهنمایی و رانندگی و جرایم خاص می‌شود.

غذاهای سحر روزه داران باید کم حجم و خواب آن‌ها نیز متناسب باشد و روزه داران از خوابیدن پس از خوردن سحری اجتناب کنند.

روزه داری موجب امتناع افراد حتی از خوردن مواد حلال مانند آب می‌شود و این امتناع از حلال‌ها نیز اراده انسان را قوی می‌کند.

عصبانیت‌های برخی از افراد به هنگام روزه داری به علت پرخوری آن‌ها به هنگام سحر است که بدن را در طول روز برای جذب آب فعال می‌کند.»
منبع:tebyan.net

»»»»» احکام روزه «««««

*********************************************

faraj

imam-zaman

378839_369

در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازیم

تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم؟

شب هجران تو آخر نشود ،رخ ننمایی

در همه دهر تو در نازی و ما گرد نیازیم

آید آن روزی که در باز کنی، پرده گشایی؟

تا به خاکت قدمت جان و سر خویش ببازیم

به اشارت، اگر وعده دیدار دهد یار

تا پس از مرگ به وجد آمده در ساز و نوازیم

گر به اندیشه بیاید که پناهی است به کویت

نه سوی بتکده رو کرده،نه راهی حجازیم

ساقی از آن خُم پنهان که ز بیگانه نهان است

باده در ساغر ما ریز که ما محرم رازیم

امام خمینی(ره)

»»»»» امام زمان خود را بهتر بشناسیم «««««

 

***********************************************************************************

خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
بنگر رخ زیبای علی اکبر را
در منطق و خلق و خوی او می بینی
با دیده ی جان محمدی دیگر را
*میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری مبارک*

میلاد سرو بوستان ایستادگی، زیباترین گل باغ حسین (ع)! جوان رعنا و رشید حسین (ع) یادگار علی (ع) گلستانی از زیباترین گل‌های فداکاری! و دریایی از آبیِ عطوفت، مبارک باد

»»»»» شناخت شبیه ترین فرد به پیغمر (ص) «««««

********************************************************************************

 

001 002

003 004

005

*************************************************************************

امام سجاد (ع):

«الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضاءِ أَرْفَعُ دَرَجاتِ الْیَقینِ.»:
خشنودى از پیشامدهاى ناخوشایند، بلند‌ترین درجه یقین است.

«إِتَّقُوا الْکِذْبَ الصَّغیرَ مِنْهُ وَ الْکَبیرَ فى کُلِّ جِدٍّ وَ هَزْل فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا کَذَبَ فى الصَّغیرِ إِجْتَرَءَ عَلَى الْکَبیرِ.»:

از دروغ کوچک و بزرگ در هر جدّى و شوخی بپرهیزید، زیرا چون کسى دروغ کوچک گفت بر دروغ بزرگ نیز جرأت پیدا مى کند.

»»»»»‌ معرفی امام زین العابدین (ع) «««««

***********************************************************************************

فرخنده باد سالروز ولادت ساقی دشت نینوا

»»»»» علمدار کربلا حضرت عباس (ع) «««««

ای علمداری که دستت بوسه گاه مرتضاست

افضل الاعمال حیدر بوسه بر دست شماست

اقتدا برمرتضی کردند جمع اهل بیت

دست تو سرشار از عطر نسیم بوسه‌هاست

بوسه بر دست تو طعم بوسه بر قرآن دهد

دستهایت آیه‌های سفره دار هل اتاست

امتیاز بوسه بر دست تو دست فاطمه است

چونکه مسّ آیه ی تطهیر پاکان را سزاست

صف کشیدند انبیا تاکه خدا رخصت دهد

بوسه بر دستت زنند این آرزوی انبیاست

گرخدا قسمت کندیک بوسه بر دستت زنیم

ماونسل ما خدایی تا ابد حاجت رواست

ای که در سجده دو دست وصورتت بر روی خاک

باعث گرمی‌بازار مناجات خداست

ای که ساعتها میان سجده میگفتی:(خدا

بنده ای کوچک به درگاه تو گرم التجاست)

تاکه دست تو به سوی آسمان می‌شد بلند

حق ندا می‌داد وقت استجاب بر دعاست

ای که می‌دادی قسم حق را به نام فاطمه

خاک نخلستان ز اشک جاری تو باصفاست

حیف باشد گر فقط از خوشگلی ات دم زنیم

کمترین مدح تو گفتن از رخ و از چشم‌هاست

گرچه یوسف را خدا از صورت تو خلق کرد

حسن صورت شمه ای از سیرت تو باوفاست

در اطاعت بهترین و در عبادت برترین

دست و چشم تو مطیع پادشاه کربلاست

می‌توانستی به هم ریزی تمام خصم را

لیک گفتی امر امر زاده ی خیرالنساست

ای برادر بر امامین و عموی نُه امام

عمیّ العباس ذکر دائم آل عباست

مایقین داریم هنگام فرج ای ذوالعلم

بیرق صاحب زمان بر دوش تو صاحب لواست

فوق ایدیهم یداللهی که فرموده خدا

وصف دست توست که بالاترین دست‌هاست

حضرت سقا مه‌هاشم تماشای رخت

وصف دست توست که بالا ترین دستهاست

لقمه لقمه از غذای روز تاسوعای تو

ارمنی گیرد شفا چون سفره ات دارالشفاست

بر علی سوگند ای حیدر جمال علقمه

روز تاسوعای تو روز غدیر کربلاست

روز تاسوعا حوائج را بر آورده کنیم

چونکه عاشورا فقط هنگامه ی شور و عزاست

 

شاعر:جواد حیدری

*****************************************************************************************

ahkam doshman 003004 002 005

«««««««««««««««««««««««««««««««««»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

آموزش قرائت صحیح اذان، اقامه و اذکار نماز (فایل صوتی)

فواید و برکات ارتباط و یاد خدای بزرگ برسی پوشیده نیست، قرآن کریم زندگی بدون ایمان به خداوند را سخت و تاریک می داند. (۱)
دانشمندان علوم انسانی معتقدند ایمان به خداوند بهترین راه محافظت انسان از آلودگی‌های فردی و اجتماعی است.
نماز یکی از بهترین راههای ارتباط با خداوند بزرگ می باشد چنانکه خداوند می فرماید: ” أقم الصلوه لِذکری”.
و در آیه دیگر درباره یکی از فواید ذکر و یاد خدا می فرماید : “اَلا بِذِکرِ اللهِ تطمئن القلوب” (۲) بدانید یاد خدا، قلوب شما را از اضطراب و نگرانی خارج و برای شما اطمینان می آورد.
و بر همه روشن است که، آرامش خاطر در زندگی از چه اهمیتی برخوردار است. همه همت بشر از ابتدا در این بوده است، چه کند که در زندگی آرامش داشته باشد.
به هر حال نماز در اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.
پیامبر اسلام می فرماید : ” اِن عَمودَ الدینِ الصلاه “ به درستی که نماز بمنزله ستون دین است .
و در ادامه می فرمایند : در روز جزا اولین چیزی که در آن نظر خواهد شد نماز است. اگر صحیح بود در اعمال دیگر او نیز نظر می شود ولی اگر صحیح نبود بقیه اعمال او مورد نظر نبوده و پذیرفته نخواهد شد. (۱)
پس معلوم می شود نمازی مورد نظر است که با شرایط خاص خود خوانده شود و از جمله شروط آن، صحت قرائت نماز می باشد.
در رساله‌های مراجع بزرگ تقلید (حفظهم الله) نیز آمده است؛ برکسانی که توانایی دارند واجب است قرائت صحیح نماز را یاد بگیرند.
با درخواست توفیق از خدای بزرگ مجموعه ای در این خصوص خدمت علاقمندان تقدیم می داریم.
در این مجموعه سعی نموده ایم مطالب بسیار ساده و به دور از اصطلاحات پیچیده ‌فن قرائت (به صورت تئوری و عملی) باشد تا علامندان بتوانند در مدت کوتاهی با قرائت صحیح نماز آشنا شوند.

چنانچه گفته شد اگر مدتی بحث را به صورت تئوری و عملی و تمرین پیگیری نمائید، نه تنها قرائت نماز شما با لهجه عربی همراه خواهد شد، بلکه همه قرآن را می توانید به صورت صحیح و با لهجه عربی بخوانید. از آیات و روایات بخوبی استفاده می شود، خداوند بزرگ دوست دارد ما آیات قرآن را با لهجه و لحن عرب بخوانیم به خاطر اینکه قرآن را به زبان عربی نازل فرموده است.
علاوه بر این قرائت نماز با لهجه عربی لذت خاص خود را دارد. برای نمونه، شاید شما شاهد اقامه نماز تووسط رهبر عزیزمان (حضرت آیه العظمی خامنه ای مد ظله) در دانشگاه تهران بوده اید، که چه شور و لذتی در نمازگزاران ایجاد می کند، به طور مسلم یکی از جهات آن این است که ایشان نماز را با تلفظ صحیح و لحن عربی اقامه می فرمایند.

در تعدادی از آیات قرآن آمده است : افرادی تلاش خود را فقط مصروف امور دنیوی کرده و از آخرت غافل می باشند در نتیجه در روز جزا از زیانکاران خواهند بود. (۱)
امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرمایند:

” مَن اَصلَحَ ما بَینَهُ وَ بَینَ اللهِ اَصلَحَ اللهُ ما بَینَهُ وَ بَینَ الناسِ وَ مَن اَصلَحَ اَمرَ آخِرَتهِ اَصلَحَ اللهَ لَهُ اَمرَ دُنیاهً”
یعنی هرکس به وظایفی که خداوند تعالی برای او معین فرموده خوب عمل کند و رابطه خود و خدای خود را اصلاح کند خداوند تعالی اموری را که بین او و مردم می باشد را اصلاح می فرمایند و هرکس به امور اخروی خود رسیدگی کند و آن را اصلاح نماید خداوند تعالی امور دنیوی او را اصلاح می فرماید.

بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرحیم (۱)
اَلحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمینَ (۲) اَلرَّحمنِ الرَّحیمِ (۳) مَلِکِ یومِ الدّینِ (۴) ایّاکَ نَعبُدُ وَ إِیّاکَ نَستَعینُ (۵) اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ (۶) صِراطَ الَّذِینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم غَیرِ المغضُوبِ عَلَیهِم وَ لا الضّالِینَ (۷)
بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرحیم(۱)
قُل هُوَ اللهُ أحَد (۱) اللهُ الصَّمَدُ (۲) لَم یَلِد وَ لَم یُولَد (۳) وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً أحَدٌ (۴)

در پایان به عنوان حسن ختام توجه شمارا به یکی از سفارشات امیر المؤ منین حضرت علی (ع) درباره اهمیت نماز جلب می کنیم .
حضرت به اصحاب خود می فرماید :
تَعاهَدُوآ أَمْرَالصَّلوهِ ، وَ حافِظُو عَلَیْها ، وَاستَکْثَرُوامِنْها وَ تَقَرَّبُوابِها، فَإنَّها کانَتْ عَلَی الْمُومِنینَ کِتاباً مَّوْقُوتاً ، أَلاتَسْمَعُونَ إلی جَوابِ أَهْلِ النّارِ حینَ سُئِلُوا :
“ما سَلکَکُمْ فِی سَقَرَ؟قالُوا : لَم نَکَ مِنَ المُصَلّینَ “.
وَ إنَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَق، وَ تُطلِقُهآ إطْلاقَ الرِّبَقِ ، ، و شَبَّهَها رَسُولُ اللهِ (ص) بِالْحَمَّهِ تَکُونُ عَلی بابِ الرَّجُلِ فَهُوَ یَغتَسِلُ مِنْها فِی الْیَومِ وَ اللَّیْلَهِ خَمْسَ مَرّاتٍ ، فَما عَسی أَن یَبْقی عَلَیْهِ مِنَ الدَّرَنِ ، وَقَدْ عَرَفَ حَقَّها رِجالٌ مِن المُؤْمِنینَ الَّذینَ لا تَشْغَلُهُمْ عَنْها زِینَهُ مَتاعٍ ،وَ لا قُرَّهُ عَیْنٍ مِن وَلَدٍ وَ لا مالٍ ، یَقُولُ اللهِ سُبْحانَهُ :
” رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تثجارَهٌ وَلا بَیْع عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ اقامِ الصَّلاهِ وَ اِیتآء الزَّکاهِ ” وَ کانَ رَسُولُ اللهِ (ص) نَصبِاً بِالصَّلاهِ بَعْدَ التَّبْشیرِ لَهُ ، بِالْجَنَّهِ لِقَولِ اللهِ سُبْحانَهُ :” وَ أمُرْ أهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِر عَلَیها ” فَکانَ یَأمُرُ أَهْلَهُ ، وَ یُصَبِّرُ عَلَیْها نَفْسَهُ
امر نماز را مراعات کنید ( که معراج مومن و ستون دین و نخستین چیزیست که در قیامت از بنده باز پرسی می شود) اگر قبول شد سایر اعمال پذیرفته است ، و اگر به حساب نیامد هیچ یک از عامال سودی ندارد و آن را محا فظت نمایید ( از وقت فضیلت آن غافل نباشید ) و بسیار بجا آورید ، و بوسیله آن بخدا نزدیک شوید ، زیرا نماز ( همانطور که در قرآن کریم می فرماید : ” کانَتْ عَلَی الْمُومِنینَ کِتاباً مَوْقُوتاً “
برمومنین فریضه است نوشته و وقت آن تعیین گردیده ، آیا گوش (دل ) به پاسخ اهل دوزخ نمی دهید آنگاه که از آنها می پرسند :” ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ ؟ قالُوا : لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ “ در قرآن کریم یعنی چه چیز شمار ا گرفتا ر دوزخ ساخت ؟ می گویند از نماز گزاران نبودیم ، و نماز گناهان را می ریزد مانند ریختن برگ ( از درخت ) و رها می کند مانند رها کردن بندها ( از گردن چهار پایان ) و رسول خدا (ص) نماز را به چشمه آب گرم تشبیه فرموده که بردر خانه مردی باشد و شبانه روزی پنج نوبت از آن شستشو کند ، پس ( معلوم است ) دیگر برچنین کسی چرک باقی نخواهد ماند ، و حق نماز را مردانی از مؤمنین شناخته اندکه آرایش کالای دنیا و روشنی چشم از فرزند و دارایی آنان را از آن باز نمی دارد خداوند سبحان ( در قرآن کریم ) می فرماید :         ” رِجالٌ لا تُلهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ اِقامِ الصَّلوهِ وَ ایتآءِ الزَّکوهِ”

منبع:گروه درسی قرآنی

لینک تلاوت و دانلود قرآن مجید

—————————————————————————————————————–

4132

———————————————————————————————————————————————-